‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات مجلس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات مجلس. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ فروردین ۵, شنبه

رویه «ادبی» احمدی نژاد یک مکتب مُستقل است؟


منصور امان
این که رقیبان آقای احمدی نژاد، گُماشته ولی فقیه بر منصب ریاست جمهوری، تصمیم گرفته اند زد و خورد در باند ولایت را در جبهه اخلاق و ادبیات به جلو ببرند، یک کج سلیقگی در انتخاب چُماقی است که نه فقط فرق حریف، بلکه روبنای فرهنگی "نظام" تا لایه های زیرین را نیز می شکافد.
نمایندگان راست سُنتی در مجلس مُلاها مُعتقدند که سوگُلی از چشم اُفتاده "رهبر" با سُخنان خود به آنها "توهین" کرده است. هفت نفر دیگر از اعضای مجلس در بیانیه ای که انتشار داده اند، پا را از این فراتر گذاشته و شکایت کرده اند که گُفته های وی "نه تنها باعث وهن مجلس، بلکه وهن دولت و قُوه قضاییه و خلاصه وهن جمهوری اسلامی گردید".
اما مجمع تشخیص مصلحت نظام به این نیز اکتفا نکرده و آقای خامنه ای را هم شریک "توهینها" کرده است. نهاد مزبور در بیانیه خود روشن ساخته که سُخنان آقای احمدی نژاد، "اهانت به کل اعضای مجمع به عنوان منصوبین رهبر است". در همین حال آقای لاریجانی، رییس مجلس مُلاها نیز لب به دندان گزیده: "ادبیات و الفاظی به کار برده شد که می‌شد به کار برده نشود."
همانگونه که پیداست، این هیات رنجور از ناسزا، یک نمایشنامه سُنت شده در دستگاه سیاسی و تبلیغاتی "نظام" را بازی می کند که نقش آفرینان آن با دوره گرداندن احساسات جریحه دار شده خود، یا قصد دارند توجه تماشاچیان را از آنچه که در پُشت صحنه می گذرد، گُمراه سازند یا آنها را برای اجرای پرده بعدی گرم می کنند.
با این حال چنین می نماید که پهنه ی "ادب" کلامی و خوش زبانی، مُناسب ترین محلی نباشد که فراکسیونهای باند ولایت می توانند برای چاک دادن گریبان و گل مالی جامه انتخاب کنند. چه آنها تا کنون نشان داده اند که با این ادبیات و رفتار، به ویژه هنگامی که نثار مردُم می شود، نه تنها مُشکلی ندارند، بلکه از فرط شادمانی بابت تدبیر شدن آن، ریسه هم می روند.
آقای خامنه ای، "کوتوله سیاسی" را به طور مُشخص به دلیل آنچه که "روحیه تهاجُمی" می نامید، بر چارپایه "ریاست جمهوری" نشاند و هم از این رو، زمانی که وی مردُم ایران را "خس و خاشاک" نامید، آن را نه توهین، بلکه بخشی از سیاست عادی به شمار آورد. مُرشد بچه لوطیها نمی توانست با ادبیاتی که در آن از جوانان و زنان و مردان میهن به صفت "بزغاله و گوساله" یاد می شود، مُخالفتی داشته باشد، بیش از همه به این دلیل که خود با زبانی آلوده تر از آنها یاد می کرد و آنان را "میکروب" می خواند.
با این وجود، رویه "ادبی" آقایان خامنه ای، احمدی نژاد، علم الهُدی یا لاریجانیها، یک مکتب مُستقل نیست بلکه روبنای فرهنگی مُناسبات مُنحطی است که دستگاه حاکم روی آن استقرار یافته و آدمکُشی، تجاوز و تقلب در سیاست و تاراج و هدر دادن داراییهای ملی، دُزدی میلیاردی و "برادران قاچاقچی" در اقتصاد، ویژگیهای آن را تشکیل می دهد. این تیپ ویژه از اقتصاد و سیاست، تیپ خاص پایوران و مُدیران خود را نیز به سطح آورده است که دون مایگی در کردار و گُفتار، مُهمترین نُقطه قوت آنهاست.
اینک بخشی از همین مخلوقات، از فقدان ادبیات فرهیخته و "مودبانه" نزد بخش دیگر، دست به شکایت برداشته است.

۱۳۹۱ فروردین ۳, پنجشنبه

نامه مادر سهراب اعرابی به سیدمحمد خاتمی و پاسخ وی


سبز بودن چیست؟ آیا سبز بودن تنها اعتراض به یک انتخابات و نتایج دروغ اعلام شده است؟ آیا تنها دموکراسی خواهی، عدالت جویی و پیشرفت طلبی است یا علاوه بر همه اینها که بخودی خود بسیار مهم و مطالبات تاریخی این ملتند، سبز بودن یک مشی، یک مرام و خلاصه، یک “مکتب” است؟ چند روزی از آخرین خبری که از میرحسین موسوی رسید نگذشته که در آن توصیه به صبر و گذشت کرد و البته که این پیام در کنار همه پیام های پیشین وی معنا می یابد، از جمله توصیه به پایداری و مقاومت و امید به آینده.
۱۲ اسفندی که گذشت اتفاقی روی داد که بسیاری را شوکه کرد، “خاتمی رای داد”. کمتر کسی این خبر را انتظار می کشید و بسیاری بر آن خرده گرفتند، اما در میان همه بحث های موافق و مخالف در گرفته پیرامون این خبر و فارغ از همه تحلیل هایی که این رای را به نقد سیاسی کشید و بسیاری از آنها نکات در خوری داشتند، یک نکته هویدا بود، اینکه معدل جنبش سبز، روادار، صلح جو،  با گذشت و معتقد به طولانی بودن مسیر دستیابی به اهداف والای خود و مهیای ایستادگی بر این راه تا در آغوش کشیدن  آزادی و عدالت است.
سه چهار روز بعد از آن اتفاق، برخی از خانواده های زندانیان سیاسی و ایثارگران جنبش سبز به دیدار سید محمد خاتمی رفتند و مسایل عمدتا انتقادی خود را با وی در میان گذاشتند.
به گزارش کلمه، پروین فهیمی (اعرابی)، مادر شهید سهراب اعرابی نیز در این جمع بود. مادری که بزرگی و منش والایش از ستاره های تابناک آسمان پرستاره سبزها در حدود سه سال اخیر بوده است.
وی در این دیدار نامه ای را به خاتمی ارائه کرد. نامه ای که سندی ماندگار از شرافت، رواداری، انصاف، صبر و گذشت همراهان این جنبش عمیق اجتماعی است. صفاتی که بیش از آنکه به سرعت پیگیری مطالبات این جنبش یاری کند، به آن عمق بخشیده و بی تردید آن را نسبت به همه تحولات معاصرش در منطقه و جهان، از این جهت برجسته ساخته است.
در پاسخ به این نامه، دیگر همراه جنبش سبز، سید محمد خاتمی نیز پاسخی به وی در ۲۸ اسفند تهیه و برای وی ارسال کرد.
متن  این دو نامه  که در اختیار کلمه قرار گرفته است در پی می آیند:
حضور محترم جناب آقای خاتمی عزیز
با عرض سلام و ادب
این سومین بار است که شما را از نزدیک ملاقات می نمایم. حس عجیبی دارم، نه برای اینکه شما را به عنوان قهرمان بپرستم چون خودتان از قهرمان پروری بیزارید، فقط به این علت که آنقدر بزرگوارید که آبروی خود را هزینه آرمان های ما مردم میکنید، برعکس کسانی که نه آبرو دارند و نه حیثیت، نه اسلام را می شناسند و نه انسانیت.
آقای خاتمی عزیز، روزی که شنیدم شما رای دادید اول شوک شدم ولی بعد از چند ساعت احساس کردم خیلی بزرگوارید و دست آنها را خیلی خوب خواندید و برای رسیدن به آرمان های بزرگ، همیشه همراه مردم خواهید بود، همچنانکه در هشت سال ریاست جمهوری تان آبروی مردم را در جهان حفظ کردید.
من یک مادرم و فرزندم را بخاطر خواسته های انسانی اش از دست دادم اما همیشه فکر می کنم چقدر خوب است همه انسان ها به خاطر دیگران از حق و آبروی خود بگذرند، بخاطر منافع ملی کشورمان، بخاطر زندانیان سیاسی در بندمان که مانند گروگان ها مورد معامله قرار می گیرند، بخاطر باقی فرزندان این مرز و بوم که همگیشان از پاک ترین و صبورترین جوانان دنیا می باشند، فرزندانی که سخت ترین روزها را گذراندند و فشارهای فراوانی را تحمل کردند و هیچگاه دست به خشونت نزدند در حالیکه شما قبول دارید این جوانان چه مشکلاتی را به جان خریدند و هنوز دارند تحمل می کنند. از کشته شدن فرزندانمان و زندانی شدن ها و توهین ها و آزارها، اما باز هم دم بر نیاوردیم و با صبوری و متانت ولی از طریق راه های مدنی جواب شایسته ای به آنها نشان دادند و خواستار آن شدند تا فضای ملتهب کشور تبدیل به فضایی دموکراتیک و قانونی شود و از راه صلح و گفت و گو به خواسته های خود پافشاری نمایند.
من نیز مانند اکثر ایرانیان صلح دوست، همیشه به مفهوم صلح فکر می کنم و امیدوارم با فرمایشات شما از طریق راه های اصلاح طلبانه همگی به آشتی ملی فکر کنیم و برای رسیدن به همدلی و تفاهم، همه سطح تحمل مخالف خود را بالا ببریم و به همان اصل زنده باد مخالف من بیشتر توجه کنیم و اگر حاکمان و قضات نیز عدالت را برقرار نمایند مطمئنا بین مردم و حاکمیت همدلی بوجود خواهد آمد و این تفاهم باعث دفاع دلسوزانه از منافع ملی کشور خواهد شد و از هرگونه تحریم و جنگ جلوگیری خواهد کرد و برای رسیدن به اهداف خود این شروط را لازم می دانم پیگیری نماییم:
۱- آزادی زندانیان سیاسی و آزادی خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی
۲- دلجویی و حمایت از خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان
۳- آزادی و رعایت حقوق شهروندی و انتخابات آزاد و آزادی احزاب و اقلیت ها و مذاهب و نهادهای مدنی و آزادی اجتماعات و روزنامه ها
به امید ایرانی آزاد و آباد و برای فرزندان آینده مان
دوستدار همیشگی شما
آمنه خاتون فهیمی
مادر سهراب اعرابی
*****
بسم الله الرحمن الرحیم
بانوی سرفراز و بزرگوار، خانم آمنه خاتون فهیمی (اعرابی)
با سلام و سپاس از اظهار بزرگی و محبتتان
این سومین بهاری است که بی حضور سهراب اعرابی عزیزتان که سهراب همه ما و همه کسانی است که زندگی باعزت را پاس می دارند، فرا می رسد. و چه شورانگیز است آهنگ قلب مهربان و موج خیزی دل دریاییتان که سهراب را سیاوشی می داند که از آتش می گذرد تا جان همه آنان که به ایران می اندیشند و جمهوری اسلامی را با معنویت و رادی و مردمی می خواهند گرم و امیدوار کند.
اینک مادر سهراب که مادر زیبایی و انصاف و خردگرائی است در آستانه سال نو، بجای مویه بر عزیزش که بی گمان او را از جان بیشتر دوست می داشت، چکامه صلح و آشتی و پرهیز از خشونت و کین توزی را می سراید، سرودی که جان هر انسان حقیقت بین و خداجو و آزادی طلب را می نوازد.
در نامه تان آمده است:
“ من نیز مانند اکثر ایرانیان صلح دوست، همیشه به مفهوم صلح فکر می کنم و امیدوارم با فرمایشات شما از طریق راه های اصلاح طلبانه همگی به آشتی ملی فکر کنیم و برای رسیدن به همدلی و تفاهم، همه سطح تحمل مخالف خود را بالا ببریم و به همان اصل زنده باد مخالف من بیشتر توجه کنیم و اگر حاکمان و قضات نیز عدالت را برقرار نمایند مطمئنا بین مردم و حاکمیت همدلی بوجود خواهد آمد و این تفاهم باعث دفاع دلسوزانه از منافع ملی کشور خواهد شد و از هرگونه تحریم و جنگ جلوگیری خواهد کرد”
و آنگاه برای رسیدن به این هدف والا، تحقق اموری را خواستار شده اید:
۱- آزادی ایرانیان سیاسی و آزادی خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی
۲- دلجویی و حمایت از خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان
۳- آزادی و رعایت حقوق شهروندی و انتخابات آزاد و آزادی احزاب و اقلیت ها و مذاهب و نهادهای مدنی و آزادی اجتماعات و روزنامه ها
و پیشتر هم گفته بودید که “اگر این امور تحقق یابد از خون فرزندم می گذرم”.
و این همه، چیزی بیشتر از آنچه در قانون اساسی ما آمده است نیست و می توان در یک کلام خلاصه کرد: “بازگشت همگان به قانون اساسی و رعایت روح آن” که خواست اساسی همه کسانی است که به جایگاه اصلی و در خور جمهوری اسلامی می اندیشند و راه مدنی اصلاح را می پیمایند. و حقا که همین است راه سربلندی کشور و رفع تهدیدها و خطرات درونی و بیرونی از کشور و مردم.
آنچه گفته اید هیچ نسبتی با عافیت طلبی و خویش اندیشی ندارد بلکه حکایت از گذشت ، سعه صدر و خیرخواهی می کند. از خداوند منان می خواهم که طنین پر امید ندا و پیامتان در جان همه ما اعم از حکومت کنندگان و حکومت شوندگان و خیرخواهان اثر کند، تا شاهد وضعی باشیم که در آن نفرت و خشونت (که از هر سو که باشد بدون فرجام است) به با هم زیستن و با هم بودن برای خدمت و رعایت حق و حرمت مردم و اخلاق و عدالت مبدل گردد.
این بنده کوچک خداوند نیز که خود را قطره ای از دریای موج خیز ایمان و همت این ملت و ذره ای ناچیز در پرتو آفتاب خداجوئی، آزادگی، استقلال خواهی و پیشرفت طلبی مردم می داند، همچون شما خواستار از میان برخاستن سوءتفاهم ها و بداندیشی ها و بدکنشی ها و گشودن روزنه ای بازتر به فضائی است، بهتر از آنچه هست، و از پیمودن هر راهی که ما را به توافق جمعی پیرامون ارزش های والای انقلاب که رعایت حرمت و حقوق یکایک فرزندان این مرز و بوم و تلاش برای رفع تهدیدها از والاترین آن ارزش هاست، دریغ نخواهد کرد.
امیدوارم شاهد تحقق هر آنچه مصلحت ملک و ملت است باشیم و همگی راهی را بپیماییم که سربلندی کشور و عزت ملت در آن است و نظام و مردم و حاکمیت، یکسان از آن بهره نیکو خواهند گرفت.
یاد شهیدان والامقام و همه عزیزانی را که سختی ها و مشکلات و محدودیت ها را در گذشته و حال تحمل کرده و می کنند گرامی می داریم و دست نیاز به درگاه بی نیاز زیبا، آفریدگار بزرگ که دگرگون کننده دلها و دیده ها و پیاپی آورنده روزان و شبان است دراز می کنیم و از او می خواهیم که حال و روزمان را به بهترین حال و روز دگرگون گرداند؛ انشالله.
با احترام
سید محمد خاتمی
پایان سال ۱۳۹۰


۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

دبیر کمیسیون اصل ۹۰ به احمدی نژاد: می دانید کاغذ پاره خواندن تحریمها و خس و خاشاک گفتن ها چه هزینه هایی برای کشور داشته است؟



یک عضو کمیسیون اصل نود مجلس، از محمود احمدی نژاد خواست توضیح دهد با درآمد ۱۴۰۰ میلیارد دلاری کشور طی ۶ سال اخیر چه کرده است.
به گزارش خانه ملت، سید فاضل موسوی، دبیر کمیسیون اصل ۹۰، روز چهارشنبه ۷ دی در صحن علنی مجلس گفت: “دولت نهم و دهم طی ۶ سال گذشته، حدود ۱۴۰۰ میلیارد دلار درآمد داشته است، لذا باید گزارش دهد با این مبلغ برای کشور چه اقداماتی انجام داده است. ضمن این که امروز دولت در قامت یک حزب تمام عیار وارد عرصه انتخابات شده است که در واقع این مساله برای کشور به منزله سمی مهلک است.”
موسوی با اشاره به اینکه آنچه در کشور رخ می دهد حاصل عملکرد مجلس است تصریح کرد: همه ارکان نظام بر اساس قانون مجلس و نظارت آن باید مدیریت شود لذا اینجا سؤالی مطرح است که آیا نمایندگان ملت از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها رضایت دارند و آیا از غارت سرمایه ملی توسط همسایگان ایران با خبرند؟
عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با اشاره به برداشت های غیر معمول قطر از میادین مشترک نفت و گاز ایران یادآور شد در سال ۸۹ حدود ۱۱۴۰ میلیارد دلار از فروش گاز و ۴۰۰ هزار بشکه نفت روزانه از میادین مشترک گازی و نفتی ایران توسط قطر استخراج شده است. لذا برای این تاراج چه تدبیری اندیشیده اید؟
موسوی در ادامه نطق علنی خود از موضع گیریهای چند سال اخیر محمود احمدی نژاد درباره انکار هولوکاست و تهدید علیه اسرائیل انتقاد کرد و در این خصوص خطاب به او گفت: “شما علاوه بر پاسخگویی در خصوص منابع مالی خود به مجلس و پیشگاه ملت، باید در زمینه مواضع خود نیز پاسخگو باشید، چرا که مساله هولوکاست، مساله ای فراموش شده بود، اما مواضع شما ۱۰ سال تحریمهای موجود علیه جمهوری اسلامی را جلو انداخت.”
فاضل موسوی، نماینده خدابنده، از موضع گیریهای محمود احمدی نژاد در قبال تحریم ها و همچنین پس از اعلام پیروزی اش در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ انتقاد کرد و گفت: “آیا می دانید کاغذ پاره خواندن (قطعنامه های حاوی) تحریمها و خس و خاشاک و بزغاله گفتن ها چه هزینه هایی برای کشور دربرداشته است؟”
وی همچنین اشاره به ماجرای درگیری فیزیکی روز سه شنبه یکی از نمایندگان دولت (رئیس سازمان هدفمندسازی یارانه ها) با یکی از نمایندگان مجلس گفت: “جمله زشتی را که روز گذشته در مجلس شنیدیم، رضاخان برخاسته از همان محیط یک روز به مجلس اهانت کرد و روزی دیگر فرد دیگری مجلس را همان خطاب کرد که او گفته بود، اما همین رضا خان سه دوره مدرس را تحمل کرد.”
سید فاضل موسوی در ادامه نطق علنی امروز خود، درحالیکه گروهی از نمایندگان علیه وی شعار “مرگ بر ضد ولایت فقیه” می دادند و عده ای دیگر “احسنت” می گفتند، به انتقاد از نحوه برخورد دستگاه قضایی با میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران جنبش سبز پرداخت و گفت: “آیا قوه قضائیه نباید در مورد حصرها چاره ای بیاندیشد و در این زمینه با حکم قانونی عمل کند و مراحل تفهیم اتهام را رعایت کند؟”
این عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هشتم با تأکید بر اینکه در سال ۵۹ یک جریان با اصرار خود بنا به مصلحت خودشان بنی صدر را به کشور تحمیل کردند، بیان کرد: آیا امروز باز همان افراد بنا به مصلحت خودشان نمی خواهند کسی را به کشور تحمیل کنند؟
وی با بیان اینکه آنچه در نشریات در مورد دخالت دولتی ها در انتخابات اعلام شده، اگر صحت داشته باشد باید فاتحه مجلس مستقل و مفید برای کشور را خواند، گفت: رئیس‌جمهوری جدای از منابع مالی فراوانی که در اختیار داشته است باید به ملت و مجلس پاسخگو باشد.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه

اوج‌گیری موج برائت اصلاح‌طلبان از وصله همراهی بامشایی: لطفا کمی به عقل مردم احترام بگذارید!


۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
فکر می کنند اکنون که انتخابات مجلس نزدیک است و 5،6سال هم مشکلاتی را در کشور ایجاد کردند، حالا می توانند با 4 تا روزنامه مردم را راه بیندازند و به سمت خود بکشانند. یعنی مردم را همچون ربات می دانند که بستگی دارد چه کسی آنها را اداره می کند
jalaeepour وطن ما به نقل از آینده : طی چند روز گذشته برخی از چهره های شناخته شده اصلاح طلبان با بیان صریح خود نسبت به همراهی با جریان منتسب به اسفندیار رحیم مشایی مطالبی را عنوان داشته اند و صراحتا اعلام کرده اند که اصلاح‌طلبان با هیچ گروهی از اصولگرایان ائتلاف نمی‌کنند.
دکتر علی شکوری راد در مصاحبه خود با روزنامه شرق نسبت به این مسئله اظهار داشته بود که: اصلاح‌طلبان در حال حاضر تصمیمی برای انتخابات پیش رو نگرفتند که حال بخواهند با کسی و گروهی ائتلاف کنند و در مجموع نیز برای اصلاح‌طلبان هیچ فرقی بین گروه‌های اصولگرا وجود ندارد.» او در این ارتباط که اظهارات این‌چنینی چه تاثیری می‌تواند بر جریان‌های اصلاح‌طلبی داشته باشد می‌گوید: «این ادعاها اعتباری ندارد و با طرح این موضوع تغییری در باورهای اصلاح‌طلبی به وجود نمی‌آید. این اظهارات فقط برای خودشان مصرف دارد.
همچنین چندی پیش نیز سعید لیلاز، از سردبیران پر سابقه روزنامه های اصلاح‌طلب به شدت این موضوع را رد و اظهار داشت گروهی پس از تخریب جریان اصلاحات، اینک به دنبال “دزدیدن پایگاه اجتماعی اصلاحات هستند ”
رسول منتجب نیا از دیگر چهره هایی سیاسی و اصلاح طلب و از اعضای حزی اعتماد ملی که از نزدیکان و یاران شیخ مهدی کروبی نیز به شمار می رود با اشاره به کارمندان روزنامه های زنجیره ای مشایی معتقد است اصولا نمی توان از یک سو ادعای اصلاحات کرد و از سوی دیگر در روزنامه شخصی که به جریان اصلاحات آسیب های پر شماری وارد کرده است بازیگری کرد.
در این زمینه چند تن دیگر از چهره های اصلاح طلب از جمله حمیدرضاجلایی پور، داریوش قنبری، فاطمه راکعی و احمد شیرزاد نیز مطالبی را عنوان داشته اند که در ادامه مطلب به شرح آنها می پردازیم.
حمیدرضاجلایی پور: آنها به عقل و درایت و شان انسان ها احترام نمی‌گذارند
حمیدرضا جلایی پور، مدرس جامعه شناسی دانشگاه تهران و عضو باسابقه حزب مشارکت در خصوص جریان رسانه ای مشایی که اخیرا ادعای پیوند با اصلاح طلبان را مطرح کرده است، می گوید:
این جریان پیش فرضی دارد که متاسفانه پیش فرض بسیار غلطی است. آنها فکر می کنند افکار عمومی همچون مومی در دست آنهاست که می توان آن را به هر جهتی، برد و به آن جهت داد.
در واقع آنها انسانها را موجوداتی توخالی می دانند و به شان و عقل و درایت افراد احترام نمی گذارند.
لذا فکر می کنند اکنون که انتخابات مجلس نزدیک است و ۵،۶سال هم مشکلاتی را در کشور ایجاد کردند، حالا می توانند با ۴ تا روزنامه مردم را راه بیندازند و به سمت خود بکشانند. یعنی مردم را همچون ربات می دانند که بستگی دارد چه کسی آنها را اداره می کند.
لذا چنین تصور اشتباهی دارند. چنانچه این تصور درست بود و داشتن تریبون کمکی به بهبود وضع کشور می کرد، آنها تعداد زیادی وسایل ارتباط جمعی و تریبون در اختیار دارند و باید تا کنون بسیاری از مسائل را حل می کردند که این گونه نشده است.
البته این نکته را هم بگویم در روزنامه هایی بامشی اصلاح طلبانه که اکنون تعداد بسیار معدودی از آنان باقی مانده است نیز خودسانسوری و ترس زیادی وجود دارد. می توان گفت لازم نیست حتما اصلاح طلبان تریبون داشته باشند.همین که مواضع درستی را اتخاذ کنند و از حقوق مردم دفاع کنند و به جای دفاع از “حکومت اسلامی” از”جمهوری اسلامی”دفاع کنند، مردم این مواضع را به خوبی می فهمند.
داریوش قنبری: این تریبون اصلاحات نیست، اصلاحات تریبون و نیروهای خود را دارد
داریوش قنبری، نماینده فراکسیون اقلیت در مجلس می گوید: درمورد روزنامه هایی که منتسب به آقای مشایی است، بایدگفت ، اینهانمی توانند تریبون اصلاح طلبان باشند و نیروهای آنان را به خود جلب کنند.
اصلاحات تعریف خاص و نیروهای مختص به خود را دارد.این نکته را نباید فراموش کنیم که در زمان های مختلفی جریان های متفاوتی تلاش کردند به اصلاحات ضربه بزنند و در مقابل آنها بایستند.
در واقع می توان گفت هیچ نسبتی بین اصلاح طلبان و این جریان فکری وجود ندارد. باتوجه به مقبولیت اصلاح طلبان، این جریان فکری از این مسئله سوء استفاده کرده و تابلویی را پیش از انتخابات مجلس بروز داده اند تا در خصوص آراء اصلاح طلبان بحث کنند.
آنها به اصلاحات آسیب زده اند و این مردم هستند که مسائل را می شناسند و آنها را نخواهند پذیرفت. بنابراین می توان گفت چنین امری که آنها پیونددهنده جریان اصلاح طلبی و این جریان نوظهور فکری باشند، به هیچ وجه امکان پذیر نیست و خیالاتی بیش نیست. زیرا فاصله و اختلافات در میان این دو طیف جدی و زیاد است و در طول این مدت آنها اساسی ترین مخالفان اصلاح طلبان بوده اند. این امر که اصلاح طلبان با این جریان فکری ائتلاف کنند، دور ازذهن است.
فاطمه راکعی: چنین کسانی نمی توانند ادعای دوشتی و آشتی با اصلاحات داشته باشند
فاطمه راکعی از جمله نمایندگان مجلس ششم نیز میگوید: فقط به نکته ای اشاره می کنم. کسانی که در جریان انتخابات نهم به قدرت رسیدند، از طیفی هستند که ۳۰ سال انقلاب اسلامی و چهره های ارزشمند انقلاب را که زیر نظر مستقیم حضرت امام(ره) خدمت کرده بودند، با همه ضعف و قوتهایشان و ادعایی که نداشتند،به بدترین شکل و با ادبیاتی نابخشودنی، مورد هجمه قرار دادند؛ بزرگانی که عزیزان و معتمدان ملت بودند و سال های سال، زیر نظر مستقیم دو رهبر کار کرده بودند، مورد سخیف ترین بی احترامی ها قرار گرفتند.
چنین کسانی نمی توانند داعیه آشتی و مهرورزی با اصلاح طلبان را داشته باشند، ولو در قالب روزنامه و تریبون شدن. وابستگان نزدیک به آن جریان حتی اگرپشت نقاب های فرهنگی هم پنهان شده باشند و خودشان با خودشان آشتی کرده باشند، نمی توانند پای اصلاح طلبان را به میان بکشند. چنانچه این جریان بخواهد پشت سنگرمقدس قلم از کانال ها و تفکرات خاصی استفاده کند، قطعا محکوم به شکست خواهدبود.
احمد شیرزاد: جریان اصلاحات با وجود محدودیت حرفهایش را از تریبون خود می‌زند
احمد شیرزاد نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در باره جریان مشایی و ادعایشان مبنی بر پیوند دادن “اصلاح طلبان” و “اصولگرایان پیشرو” می گوید:
برخی از جریانات فکری، سیاسی و اجتماعی، می خواهند راه صد ساله را یک شبه طی کنند.در واقع میان جریان اصلاح طلبی و جریان نوظهوری که در چند سال اخیر در فضای سیاسی و فکری جامعه پدید آمده و سمبل آن هم آقای مشایی است، فاصله بسیار زیادی وجود دارد.این مسئله اخیر هم بیش ازحد نوظهور است و زمان نیازدارد تا بتواند جای خود را باز کند. می توان گفت از خیلی جهات ابهام های زیادی در خصوص مواضع فکری آنان وجود دارد.
آنها دارای ملغمه ای از نوگرایی و سنت گرایی و افکار مبهم و عجیب مذهبی هستند که این افکار با ملی گرایی های روشنفکرمدارانه ترکیب می شود و این تفکرات بیش از آنکه برای یک جریان فکری جاذبه ایجادکند، او را مورد تردید و سوال قرار می دهد.
من فکر می کنم جریان اصلاح طلبی با وجود نداشتن و یا محدودیت تریبون هایش ترجیح می دهد حرفها و مواضعش را از زبان خودش و تریبون هایی که مشخصا نماد و نشانی از خودش را دارد، مطرح کند، هرچند این کار با دشواریهای زیادی انجام شود.به نظر من این تصور که یک نوع معامله اعلام نشده بین جریان ناراضی داخل اصولگرایان و جریانی که در سطح آقای مشایی رو به حذف می رود، باجریان اصلاح طلبان پیوندی برقرار شود، دور از ذهن است.