۱۳۹۱ دی ۱۴, پنجشنبه

پاسخ به توهين هاي محمد رويانيان در برنامه نود . همان ارزش هايي که نام مي بري به شما اجازه توهين به کسي را نمي دهد !




شما مي توانيد از دست من هم عصباني شويد .. بلند تر و شديد تر از برنامه نود به سرم فرياد بزنيد .. رسمآ تخريب ام کنيد .. و حتي سايت ام رو مسدود کنيد . يا حتي به زندان ام بيندازيد . اما هرگز نمي توانيد عمل توهين اميز ديشب خودتون رو از ذهن و روح بنده و مردم ايران پاک کنيد .. مطمئن هستم در برنامه نودي ديگر .. باز هم به توصيه مشاورانتان عذر خواهي خواهيد کرد ! اما يقين بدانيد مردم ان را ترفندي براي بقاي خودت خواهند دانست .. به عنوان يک نظامي گمنام و دون پايه توصيه مي کنم .. از اين لحن گفتار طلبکارانه دست برداريد .. کلام آخر عرض مي کنم .. عادل فردوسي پور و محمد عاري " بيخود " نکردند . امثال من بيخود و بي جا کرديم { بلا نسبت اصحاب رسانه } که شما رو بزرگ کرديم . از شما بت ساختيم . اگه از همان روزي که لحن ات عوض شد ، صدايت بالا رفت . چهره در مقابل خبرنگاران ترش کردي ، بايکوت ات مي کرديم .. هرگز شاهد چنين گستاخي هاي زننده شما نبوديم . مطمئن باش اگه من جاي فردوسي پور يا آقاي عاري بودم با همون ادبيات خودت حتي رسا تر پاسخ ات رو داده و گوشي رو قطع مي کردم .. 

۱۳۹۱ دی ۱۳, چهارشنبه

:: نمایندگان؛ عصاره فضائل شورای نگهبان! این است درد بزرگ جامعه ما




وطن ما به نقل از روزآنلاین - امید معماریان: به جرات می توانم بگویم پیش از اینکه این مطلب را شروع کنید، نه اینکه من شما را بشناسم یا شما من را، اما من نویسنده و شمای خواننده در یک موضوع با هم مشترک هستیم و آن اینکه شوکه شدیم وقتی خبر خبرگزاری‌ها را خواندیم که کمیسیون فرهنگی مجلس بخشنامه کرده به سازمان هواپیمایی کشوری که «از این پس هیچ پروازی هنگام اذان به ویژه اذان صبح انجام نخواهد شد». شاید یک لبخندی زدیم و بعد ناگهان خون دوید در رگهامان که مگر می شود؟ حالا اگر هم بشود، که چه؟ و اینکه چنین نوابغی تا به حال کجا بودند که با بخشنامه‌ای بحران نماز خوانی را در‌ام القری اسلامی حل کنند؟ این موضوع بلافاصله مرا به یاد ماجرایی در سالهای نه چندان دور انداخت که در دیدار با مقامات ایرانی، مسوولین ترکیه درخواست کردند چندصد روحانی به این کشور بفرستند. وقتی مسوولین ایرانی پرسیدند به چه کار؟ آنها جواب دادند که نزدیک به صدسال است که هرچه در این کشورتلاش می کنند ریشه دین اسلام و مسلمانی را بزنند موفقیتی نداشته اند و علیرغم همه اقدامات دولت سکولار، هنوز اسلام گرا از در و دیوار می زنند بیرون. اما در جمهوری اسلامی ایران در عرض نزدیک به دو سه دهه بلایی سر اسلام آورده شده که برای به راه اسلام نگاه داشتن باید سالانه میلیاردها دلار هزینه صرف شود و بحران اشاعه تفکر دینی همچنان یکی از بحران‌های شریعتمداران قمی و روحانیون عالی رتبه سکان در کشور. خلاصه آنکه آتاتورک و نظامیان قدرتمند سکولارش هرگز نتوانستند دین گریزی ایی را که انقلابیون و روحانیون نفتی انجام دادند عملی کنند. آخر حتما باید یک رازی داشته باشد چنین موفقیتی؟ اگر چه شخصا با صادرات غیرنفتی از هرنوعش موافقم و معتقدم که باعث رشد و توسعه کشور می شود، اما این لطیفه‌ای کهنه است که شاید بارها شنیده باشید. در واقع چنین مکالمه‌ای هیچ وقت اتفاق نیافتاده و ریشه این جوک یا لطیفه بر می گردد به مقایسه دوکشورمسلمان. یکی حکومت سکولار دارد و حکومت نظامیان که هر چه بتوانند می کنند تا از نفوذ مذهبی‌ها در سیاست جلوگیری کنند و در عرصه‌های اجتماعی نیز شریعت را به حال خود گذاشته و قوانین مدرن را اجرا می کنند و همزمان مساجدشان پر است از نمازخوان و کوچه‌های شهرها پر است از زنان با حجاب. و آن سو، حکومتی که قضاتش روحانی مکتب و حوزه درس خوانده اند و از دانشگاه گرفته تا نماینده مجلس وشبکه‌های تلویزیونی‌اش پراز از عبا وعمامه‌های سفید و سیاه. اما همه نظام امنیتی و پلیسی و حوزوی و تبلیغاتی و تحصیلاتی و کله الاجمعینش در به در دنبال این است که اسلام و قوائدش را با زور یا برسر و تن مردم کند یا مردم را به هربهانه‌ای که شده بفرستد به مسجد و نمازخانه‌ها که این روزها بازار کسادی دارند – حداقل درخیلی از نقاط ایران. بخشنامه هایی از نوع تغییر برنامه هواپیماها درزمان اذان توسط مسوولان جمهوری اسلامی که هرطوری نگاهشان کنیم با عقل جور در نمی آیدهم، حقیقتش نه نمازخوان زیاد کرده و می کند و نه بر مسلمانی آقایان نماینده مجلس می افزاید جز آنکه از اسلامی که در ایران آن حلوا حلوا می کنند و با قمه آن را بر سر می زنند و با آن دست قطع و احکام اعدام صدتاصدتایی امضا و خون مردم را در عزا و عروسی در شیشه می کنند و درخیابان و دانشگاه و بازارچه دختر وپسرها را به ستوه می آورند، تصویر کاریکاتور گونه‌ای ترسیم کند که تنها برای جوک ساخته شدن خوب است و فایده بیشتری نخواهدداشت. شاید چنین اسلام گرایی بخشنامه‌ای اساسا باعث شده که اگر پا به خیابان بگذارید بسیاری از مردم و به خصوص جوانان خیلی بیشتر از آنکه حدیث نبوی و سوره قرآنی بدانند، در مورد دست آقا و سن جنتی و قیافه احمدی نژاد و ریش هاشمی و دیگر صالحات الباقیات مدافعین سرسخت اسلام جوک و لطیفه و هزل و فحش و بدوبیراه بلندند. حالا چنین نسلی واقعا سوار هواپیما نخواهد شد مگر اینکه نماز صبحش را بخواند؟ چرا؟ چون اگر در هوایپما بخواند نمی داند قبله کدام طرف است؟ یا نیم ساعت و یا یک ساعت جلو عقب شدن نمازش از قافله دینداران او را عقب خواهد انداخت؟ از این هم بگذریم، یکی از این سید علی طاهری سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس که افتخار اعلام چنین تصمیمی را به خبرگزاری‌ها داشته نپرسید که چند نفر از مردمی که با هواپیما سفر می کنند درخواست کرده اند که برای قضا نشدن نمازشان برنامه هواپیماها راعوض کنند؟ آخر یک مبنایی باید وجود داشته باشد برای یک تصمیم در کمیسیون فرهنگی مجلس؟ مگر میلیون‌ها نفری که در شهرها و خیابان هستند و وقت کافی هم دارند که یک تک پایی بروند مسجد، مشکل هواپیما دارند که پایشان را درون مساجد نمی گذارند که حالا برای چندین هزار نفری که سفر هوایی می کنند میلیاردها تومان خرج روی کیسه مردم و بیت المال بگذارند که حتما قبل از اینکه هواپیماهای ناامن‌شان به آسمان پرواز کنند نمازشان را هم خوانده باشند؟ واقعا در کمیسیون فرهنگی مجلس کار دیگری وجود ندارد که کار رسیده به تطبیق ساعت پرواز هواپیماها با اذان که هنوز خبرش خشک نشده لطیفه سازی (که نشان دهنده نگاه مردم به چنین تصممیاتی است) شروع شده و از جمله اینکه بخشنامه بعدی این خواهد بود که بگویند هواپیماها نمی توانند پشت به قبله پرواز کنند یا درپرواز‌های شب سه شنبه دعای توسل و درپروازهای شب جمعه دعای کمیل اجباری است و شرکت خلبان و کمک خلبان هم اجباری! اما راستی صحبت از کمیسیون فرهنگی شد؛ از سانسور کتاب چه خبر؟ از خانه نشینی فیلمسازان؟ ازحکم زندان پناهی؟ از لیست سیاه بازیگران صداوسیما و زندانی بودن بسیاری از روزنامه نگاران و خاک خوردن پرونده بسیاری از روزنامه‌ها در دادگاه ها؟ از تئاتر چه خبر؟ از اینترنت و سانسور و فیلترینگ و وضعیت سینماها چه خبر؟ از پارازیت‌های سرطان زا روی سر مردم ریختن چطور؟ از شبکه‌های ماهواره‌ای مسدودو تحریم شده؟ از صداوسیمایی که قرار بود فرهنگ ساز باشد و به حیاط خلوت وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه تبدیل شده چطور؟ اما تصویر بزرگتر این ماجرا چیست؟ همه تصمیماتی نشان می دهد که کمیسیون فرهنگی یا امثال سیدعلی طاهری دقیقا نه به قول بنیانگذارش «عصاره فضائل ملت» بلکه عصاره فضائل شورای نگهبان هستند. تنها چنین افرادی هستند که از تور بسیار تنگ شورای نگهبان عبور می کنند. شورای نگهبانی که آنچنان در دایره بدبینی و وفاداران به جمعی محدود (و نه آرمانی والا) چشم بسته خود را زمین گیر کرده است که افرادی چون طاهری در آن ستاره درخشانند. اگر فردا بخشنامه کنند که برای سفر بین شهری هم رانندگان باید اول جاده توقف کنند و نماز بخوانند و بعد راه بیافتند نه طاهری بلکه یک گام جلوتر ازاو در نگاه ما باید صورت‌های اعضای شورای نگهبان نقش ببندد که چنین تصویر مضحکی از مجلس نمایندگان مردم ساخته اند که از اسلام و قوائد اسلامی جز مضحکه درست نمی کنند و وفاداری‌شان به نظام جمهوری اسلامی با نافهمی از جایگاهی که در آن قرار گرفته است تامین کننده منافع مردم نیست. طاهری و طاهری‌ها تبلورطرز تفکر شورای نگهبان نظام هستند و این است درد بزرگ جامعه ما.

۱۳۹۱ دی ۱۲, سه‌شنبه

ازدواج 75 کودک زیر 10 سال در تهران /42 هزار ازدواج کودکان 10 ساله در یک سال


  ازدواج 75 کودک زیر 10 سال در تهران /42 هزار ازدواج کودکان 10 ساله در یک سالarticle picture
 
ایران اسلام زده، بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال طی چند سال اخیر آمار مربوط به ازدواج کودکان 10 تا 15 سال در کشور بیشتر شده است.
ازدواج و طلاق در میان کودکان 10 تا 18 سال طی چند سال اخیر افزایش یافته و براساس آمار ثبت احوال در سال 89 بیش از 42 هزار ازدواج کودکان 10 تا 14 سال به ثبت رسیده است.
***
در این میان احمد توسرکانی رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک جمهوری اسلامی اعلام کرد: ثبت ازدواج پایین‌تر از سن قانونی برای دختران و پسران، بدون حکم دادگاه تخلف است و در صورت مشاهده یا گزارش بی‌شک با آن برخورد می‌شود.

ثبت ازدواج 75 کودک زیر 10 سال در ثبت احوال تهران موجب شد تا پرونده ازدواج کودکان در دستگاه قضایی باز شود به نحوی که معاون قوه قضائیه به دفاتر ثبت ازدواج هشدار قانونی داد.

به گزارش مهر، سال 89 بود که کارشناسان و مشاوران دادگستریهای کشور در دیدار با وزیردادگستری خبر از افزایش ازدواجهای کودکان در برخی استانهای کشور دادند. هر چند این خبر مسکوت ماند ولی آمار انجمن حمایت از حقوق کودکان پرده از یک آسیب اجتماعی نوظهور در کشور برداشت.

42 هزار ازدواج کودکان 10 ساله در یک سال

فرشید یزدانی عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در گفتگو با خبرنگار مهر اعلام کرد: ازدواج و طلاق در میان کودکان 10 تا 18 سال طی چند سال اخیر افزایش یافته و براساس آمار ثبت احوال در سال 89 بیش از 42 هزار ازدواج کودکان 10 تا 14 سال به ثبت رسیده است.

342 هزار ازدواج کودکان زیر 18 سال در سال 89

همچنین بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال طی چند سال اخیر آمار مربوط به ازدواج کودکان 10 تا 15 سال در کشور بیشتر شده است و به تبع آن طلاق و جدایی نیز در میان کودکان افزایش داشته که آخرین سرشماری انجام شده در سال 89، نشان می دهد که 342 هزار کودک زیر 18 سال در کشور ازدواج کرده اند. این گفته ها در حالی است که از سال 84 تا 89 حدود 45 درصد ازدواج و طلاق درمیان کودکان افزایش یافته است به طوریکه که آمار سال 89 نشان می دهد که 37 هزار کودک 10 تا 18 سال مطلقه و بیوه درکشور وجود دارد.

ثبت احوال: ثبت ازدواج 43 هزار کودک زیر 15 سال در سال 89

همچنین سازمان ثبت احوال اعلام کرده است در سال 85 بیش از 33 هزار و 400 دختر زیر 15 سال ازدواج کردند که این میزان در سال 1389 به 43 هزار و 450 مورد رسیده است.

به گفته کارشناسان، تعداد ازدواجهای کودکان به دلیل رسم و رسومات سنتی در مناطق روستایی بیشتر از نقاط شهری است اما براساس آمارها با توجه به مهاجرت روستاییان به شهرها آمار ازدواج کودکان در نقاط شهری 55 درصد و در روستاها 45 درصد است.

توضیح دادستان کل کشور

پای ازدواج کودکان حتی به جلسه سخنگوی قوه قضائیه هم باز شد و حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای گفت: گاهی ازدواج ها الزاما زناشویی نیست شاید عقد باشد ولی زناشویی انجام نشود. مثلا برای محرم شدن یک مرد به یک زن عقدی میان دختر خوانده می شود یا موارد دیگر.

ازدواج 75 کودک زیر 10 سال در تهران

در ادامه ماجرای ازدواج کودکان، ثبت احوال استان تهران از ازدواج 75 کودک زیر 10 سال در سال جاری خبر داد. در این میان احمد توسرکانی رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اعلام کرد: ثبت ازدواج پایین ‌تر از سن قانونی برای دختران و پسران، بدون حکم دادگاه تخلف است و در صورت مشاهده یا گزارش بی‌شک با آن برخورد می‌شود.

احمد تویسرکانی درباره ثبت تعدادی ازدواج کمتر از سن قانونی گفت: بیان کردن کلی این موضوع مشکلی را حل نمی‌کند، باید مصادیق این نوع ازدواج‌ها اعلام شود تا بررسی‌های لازم در مورد آن صورت گیرد. از ازدواج‌های دختر و پسرهای کمتر از سن قانونی اطلاعی ندارم و نمی‌دانم کدام مسئول در ثبت احوال از این ازدواج‌ها اطلاع داده است.

معاون قوه قضائیه در پاسخ به اینکه گویا ازدواج‌ها با تشخیص پزشکی قانونی ثبت شده است گفت: این خلاف قانون است و در صورتی که بدانیم کدام دفتر خانه ازدواج‌های زیر سن قانونی را ثبت کرده است با آن برخورد انتظامی می‌کنیم.

قانون ازدواج کودکان خوب یا بد؟

هر چند رئیس سازمان ثبت اسناد کشور گفته ثبت ازدواج کودکان با حکم دادگاه بلامانع است ولی آیا قوانین موجود در این خصوص به نفع کودکان است؟ ماده 1041 قانون مدنی می گوید: عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر‌قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.

ولی در این میان دکتر علی فایضی حقوقدان و از مدیران دفترخانه های ازدواج و طلاق تهران در گفتگو با مهر می گوید: این ماده واحده قانونی مشکلی ندارد ولی اگر به تبعات این نوع ازدواج ها و پیشگیری از آسیبها نگاه کنیم باید کمی روی این قانون تامل است.
وی افزود: پزشکی قانونی یا دادگاه می گوید این فرد به بلوغ جنسی رسیده و می تواند ازدواج کند ولی آیا به بلوغ فکری و اجتماعی هم رسیده است؟ همین امر موجب طلاق های زود هنگام و افزایش آمار طلاق و سایر اسیبها می شود. بهتر است در کنار این ماده واحده قانونی چند تبصره هم گنجانده شود.

ناآرامی های هند: درسی برای جامعه بی تفاوت ما

 ناآرامی های هند: درسی برای جامعه بی تفاوت ما /بزرگمهر

 دیری نگذشته است از آن روزگاری که مردان ایرانی به فتوت و غیرت‌‎مندی
شهره بودند. روزگاری که در این سرزمین حتی دزدان هم برای خود مرام و
مسلکی داشتند و اصولی... روزگاری که حتی لات‌های چاله میدان و
همیشه‌مستان میخانه هم رسم انسانیت و معرفت را می‌دانستند...


می‌خواهم از بی‌تفاوتی جامعه بگویم. بی‌تفاوتی مردمی که در برابر
چشمان‌شان به حرمت زنی یا دختری تعدی می‌شود و سکوت می‌کنند. بی تفاوتی
مردمی که در برابر چشمان‌شان با قمه و چاقو همه دارایی مردی را به تاراج
می‌برند و عکس‌العملی نشان نمی‌دهند.


رژیم جمهوری اسلامی در طول سی و چهار سال حیات نامبارک‌اش بسیاری از
داشته‌های ملت ایران را از او گرفت. ملتی که روزگاری از ارزش و اعتباری
در سطح جهان برخوردار بود، در دید جهانیان مبدل به نماد تروریسم و خشونت
و تحجر شد. ارزش پول ملی از میان رفت. رفاه و آسایش و آزادی مردم از آنها
سلب شد. امنیت از جامعه رخت بر بست،... . به اعتقاد من همه این‌ها قابل
جبران است. با روی کار آمدن حکومتی دلسوز، آن‌سان که کار به دست کاردان
بیفتد و مسئولیت‌ها بر عهده نخبگان و فرهیختگان جامعه قرار گیرد، می‌توان
با یک برنامه‌ریزی اصولی و صدالبته با تلاشی مضاعف به مرور زمان بر همه
این مشکلات فائق آمد. اما به عقیده من، جمهوری اسلامی علاوه بر همه
این‌ها و مهمتر از همه این‌ها، چیزی را از این ملت گرفت که سال‌ها زمان
لازم است تا ملت ما دوباره به آن گوهر ارزشمند دست یابد، شاید زمانی به
درازای عمر یک یا چند نسل... جمهوری اسلامی غرور این ملت را از او
گرفت...


ما ملت مغروری بودیم؛ انتظار داشتیم که آزادی کشور ما در سطح امریکا و
فرانسه و... باشد. توقع داشتیم سطح رفاه جامعه ما با مرفه‌ترین کشورهای
اروپا برابری کند. انتظار داشتیم - و گمان می‌کردیم که شایسته آن هستیم -
که پیشرفت کشور ما به پای آلمان و ژاپن و... برسد. شاید به همین دلیل بود
که انقلاب کردیم. برای آنکه می‌پنداشتیم مردم کشوری با این حجم سرشار از
منابع نفت و گاز باید زندگی به مراتب بهتری داشته باشند. زیرا گمان
می‌کردیم فرهنگ جامعه ما به حدی رسیده است که شایسته آزادی کامل است.


اما امروز از آن جامعه چه مانده است؟ از آن ملت مغرور و متوقع که خود را
شایسته بهترین‌ها می‌دانست؟ سیاست جمهوری اسلامی در طول این سه دهه،
تخریب شخصیت تک تک ایرانیان بوده و نابودی غرور و عزت یک ملت. سیاست رژیم
اسلامی در طول تمامی این سال‌ها، به بهترین تعبیر، سیاست گداپروری بوده
است و الحق و الانصاف که دولتمردان نظام اسلامی در اجرای این سیاست به
خوبی موفق بوده‌اند. آن مردمی که روزگاری برای یک تومان گران شدن قیمت
بنزین شورش می‌کردند و پمپ‌بنزین آتش می‌زدند، امروز به جایی رسیده‌اند
که سر هر برج مانند بره‌های رام در مقابل عابربانک‌ها صف می‌کشند تا چهل
هزار تومان پول یارانه‌شان را بگیرند! افسوس...


می‌دانم که این حرف‌ها خوشایند خیلی‌ها نیست. اما چه کنیم که "حقیقت
همیشه تلخ است" و باید پذیرفت که جامعه ما امروز اسیر بیماری مهلکی به
نام "بی‌تفاوتی" شده است. امروز شعار بسیاری از مردم ما "کلاه خودت را
محکم نگه دار تا باد نبرد" شده است. قطعاً مشکلات اقتصادی و معضلات
گوناگونی که در طول این سالیان بر جامعه ما تحمیل گردیده، در پیدایش این
طرز فکر - یا همان‌گونه که من می‌پندارم این بیماری - بی‌تأثیر نبوده
است، اما آیا امروز زمان آن فرا نرسیده که به خود آییم و راه علاجی برای
این مرض مهلک بیابیم؟


مردم هندوستان را ببینید. اینان همان مردمی هستند که روزی ما به تمسخر از
بی‌‎تفاوتی و الکی خوش بودن آنان یاد می‌کردیم. همان مردمی که همیشه
فقرشان را به ریشخند می‌گرفتیم و به حال‌شان تأسف می‌خوردیم. درود بر
غیرت و شرف‌شان. ببینید امروز چگونه به پا خواسته‌اند و قاطعانه از
رهبران حکومت‌شان می‌خواهند تا به ناامنی و فساد در این کشور پایان دهند.
ببینید که چگونه تعدی چند متجاوز به یک دختر جوان خشم یک ملت بیدار را
برانگیخته است. حق دادنی نیست، گرفتنی‌ست...


اگر ما هم همین‌گونه متحد و مصمم به میدان بیاییم و با ظلم و بی‌عدالتی و
فساد به مبارزه برخیزیم، اگر بی‌تفاوتی را کنار بگذاریم و نه فقط به خود
و خانواده خویش، بلکه به همسایه و همشهری و هم‌میهن خود نیز بیندیشیم،
یقین بدانید بساط ظلم و استبداد به طرفه‌العینی از این مملکت بر چیده
خواهد شد؛ تردید نکنید...


پ.ن: مشغول به روزرسانی وبلاگ‌ام بودم که در سایت پارس دیلی نیوز به این
نوشتار تکان دهنده بر خوردم (لینک زیر): تجاوز خشونت آمیز جنسی به دختر
بچه زلزله زده در ایران اسلام‌زده ... دیگر نمی دانم چه بگویم؟ فقط
امیدوارم که روزی در این سرزمین به این همه فساد و بی عدالتی و بی اخلاقی
پایان داده شود.
http://parsdailynews.com/

توقیف کشتی ایران در آلمان

کشتی جمهوری اسلامی، بدلیل بدهی به بانک آلمان توقیف شد

مدیرعامل‌کشتیرانی جمهوری اسلامی با اشاره به اینکه دلیل اصلی توقیف
کشتی‌ ایرانی‌ عدم‌پرداخت اقساط وام 250 میلیون یورویی به بانک آلمانی
است،گفت:در تلاشیم پیش‌ از تشکیل‌ دادگاه اقساط وام را پرداخت‌ نمایم.


محمدحسین داجمر ، ضمن تأیید خبر توقیف یک کشتی ایرانی توسط دولت سریلانکا
بنا به درخواست یک بانک آلمانی، اظهارداشت: توقیف این کشتی به دلیل تغییر
اسم آن از «ام وی شره» به «ام وی آمینا» فقط یک بهانه است.


وی با اشاره به اینکه دلیل اصلی این توقیف عدم پرداخت اقساط وام 250
میلیون یورویی است، افزود: شرایط تحریم باعث شده تا ما نتوانیم اقساط خود
را پرداخت کنیم و این بانک اقدام به توقیف کشتی ایرانی در بندرگاله
سریلانکا کرد.
روزنامه تایمز هند خبر داد دولت سریلانکا به درخواست یک بانک آلمانی از 2
هفته پیش کشتی متعلق به شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی را توقیف کرده است.


بر اساس این گزارش شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی برای خرید یک کشتی به نام
«ام وی شره» اقدام به دریافت 250 میلیون یورو وام از بانکی در آلمان کرده
و پس از خرید این کشتی نام آن را به «ام وی آمینا» تغییر داده است.


بانک آلمانی که در این گزارش نامش ذکر نشده است به بهانه این اقدام
خواستار توقیف کشتی مزبور و تسویه مطالبات خود شده است.


این کشتی در روز 18 نوامبر از چین به راه افتاده بود که در 6 دسامبر به
سریلانکا رسید و در روز 14 دسامبر در بندر گاله متوقف شد و اسناد و مدارک
آن از جمله گذرنامه خدمه آن توسط مقامات سریلانکایی توقیف شد.


به گفته منابع مطلع کشتی مزبور چندین بار تلاش کرد از آب های سریلانکا
خارج شود که دولت سریلانکا مانع این اقدام شد. 16 ایرانی و 8 هندی خدمه
این کشتی هستند.
=============

اعدام مخفیانه در ایران، شکنجه و گشتار در سوریه+فیلم

 اعدام مخفیانه 10 شهروند زندانی در تایباد

ده زندانی متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان تایباد اعدام شدند


دستگاه قضایی در استان خراسان رضوی حکم ۱۰ زندانی متهم به حمل و نگهداری
مواد مخدر را اجرا کرد.


به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، ده زندانی متهم به قاچاق مواد مخدر
روز چهارشنبه ششم دی ماه سالجاری در زندان تایباد از توابع استان خراسان
رضوی به صورت مخفیانه اعدام شدند.


داوود فتحی هویت یکی از اعدام شدگان در این زندان است که توسط گزارشگران
هرانا تائید شده است و از هویت نه زندانی دیگر اطلاعی در دست نیست.


دستگاه قضایی از اول دی ماه سالجاری تا کنون ۳۲ زندانی را در زندانهای
مختلف کشور اعدام کرده است که در نوع خود بی‌سابقه بوده است.

=======================
  شکنجه زخمی ها در یک بیمارستان میدانی توسط نیروهای اسد /فیلم+18

با پا زخمهای مجروحان را لگدکوب کردند

فعالان سوری روز دوشنبه31-12-2012 ویدیویی را منتشر کردند که در آن
نیروهای رژیم سوریه با حمله به یک بیمارستان صحرایی شماری از آسیب دیدگان
مخالفان اسد را شکنجه می دهند.


در این ویدیو که به بیرون درز یافته ، نظامیان هوادار بشار اسد ، در حال
شکنجه دادن چند تن از افراد ارتش آزاد سوریه هستند که در یک بیمارستان
میدانی بستری شده اند.


در بخشی از این فیلم یکی از نظامیان هوادار رژیم سوریه با پای خود بر
سینه و مکان زخم فرد بستری شده ، می کوبد.


به گزارش العربیه، نیروهای اسد همچنین چند بار از مخالفان زخمی می خواهند
تا مکان اسلحه خود را به آنها نشان دهند در غیر اینصورت "با مرگ حتمی"
روبرو خواهند شد.


هوادارن نظامی بشار اسد نه تنها به شکنجه زخمی ها پرداختند بلکه مواد
اولیه تجهیزات پزشکی موجود در این بیمارستان میدانی را تلف کردند.


در این فیلم ویدویی برخی عبارات حاوی توهین به ذات الهی که نیروهای اسد
در حضور مخالفان بر زبان جاری می کردند ، حذف شده است.

ویدیوی شکنجه زخمی ها در یک بیمارستان میدانی توسط نیروهای اسد

http://www.youtube.com/watch?v=mTkH7nejX5Y&feature=player_embedded

برنج نایاب شد، صف‌های طولانی این باربرای برنج


صف‌های طولانی خرید برنج در آبادان صف‌های روزهای کمبود مرغ را این بار
از نوع برنجی زنده کرد.


به گزارش منابع خبری رژیم، حدود 14 روزی است که برنج به کالایی کمیاب و
تقریباً نایاب در بازار آبادان و خرمشهر تبدیل شده است.


کالایی که جزو نیازهای اساسی بوده و نبود آن بر سر سفره‌‌های ایرانی به
هیچ وجه قابل تصور هم نیست.


اما همین کالای اساسی به دلایل مختلف و البته بعضاً نامعلوم به کیمیایی
برای خریداران تبدیل و هرجایی که نام برنج باشد، صف‌های طولانی متقاضیان
برای خرید آن هم وجود دارد.
می‌ترسیم برنج نایاب شود


یکی از افرادی که بنا به گفته خودش از ساعت 6 صبح در صف خرید است،
می‌گوید: با توجه به اینکه چند روزی برنج نایاب شده بود از ترس اتمام
برنج‌های توزیعی مجبوریم در صف بایستیم و برنج مورد نیاز خود را تهیه
کنیم.

وی ادامه داد: متاسفانه نمی‌دانیم چرا هرزگاهی شاهد نایاب شدن یک کالای
اساسی شده که مردم را به زحمت می‌اندازد.
کی دیگر از افرادی که در صف خرید قرار دارد در این خصوص اظهار کرد:یک روز
مرغ نایاب می‌شود و یک روز کالای دیگر و حالا نوبت برنج است تا مردم را
برای تهیه به صف‌های طولانی و انتظار چند ساعته بکشاند.

هشدار مایکروسافت به کاربران IE 6 و 7 و 8: آسیب پذیری در برابر حملات تزریق کد از راه دور





ابتدای هفته جاری مایکروسافت با انتشار یک اخطار امنیتی به کاربران اینترنت اکسپلورر ۶، ۷ و ۸ هشدار داد که آنها ممکن است در برابر هک های اجرای کد از راه دور آسیب پذیر باشند. این شرکت همچنین گفت که IE9 و 10 در برابر چنین حملاتیحساس و مستعد آلودگی نیستند. مهم ترین پیشنهاد مایکروسافت برای پیشگیری امنیتی لازم، ارتقاء مرورگرهای IE6 و 7 و 8  به نسخه های بالاتر است. نکته مهم اینجااست که کاربران ویندوز ایکس پی امکان ارتقا به اینترنت اکسپلورر ۹ و ۱۰ را ندارند و این به روز رسانی مستلزم جایگزینی سیستم عامل با نسخه های جدیدتر است.
این تاییدیه مایکروسافت پس از آن منتشر شد که گزارش های فراوانی از سوی چندین گروه امنیتی خبر از حملات سرچشمه گرفته از سایت شورای روابط خارجی آمریکا دادند. این نفوذها از طریق حمله watering hole صورت گرفته اند. هکرها در این حملات موفق شده اند بر روی کامپیوتر افرادی را که با نسخه های قدیمی مرورگر از سایت بازدید می کنند، دسترسی لازم برای حملات بعدی را ایجاد کنند.
مایکروسافت اعلام کرده که برنامه ویژه ای برای حل این مشکل دارد و قرار است با ارائه یک وصله به روز رسانی برای اینترنت اکسپلورر ۶، ۷ و ۸ این روزنه نفوذ را مسدود نماید. اما هنوز برنامه زمان بندی ارائه این وصله امنیتی را اعلام نکرده است. شورای روابط خارجی هم اعلام کرده که آنها در حال بررسی موضوع و یافتن راه حلی برای آن هستند. همچنین قصد دارند با اجرای برنامه مدونی از وقوع چنین مشکلاتی در آینده هم جلوگیری کنند.
به گفته سایت the Next Web سایت شورای روابط خارجی با یک جاوااسکریپت آلوده شده که حاوی کد خطرناکی برای نفوذ در IEهای ۶،۷، و ۸ بوده است. این آلودگی تنها کامپیوترهایی را مورد حمله قرار می داده که زبان پیش فرض آنها انگلیسی، چینی (چین)، چینی(تایوان)، ژاپنی، کره ای یا روسی بوده است. بدافزار به گونه ای طراحی شده که پس از نفوذ اولیه، یک حمله ثانویه با استفاده از ادوب فلش پلیر را روی سیستم ترتیب می دهد.
در حالی که برخی معتقدند این حمله از سوی هکرهای چینی صورت گرفته است، اما این موضوع هنوز تایید نشده است.
منبع: نگهبان

شرط‌بندی خامنه‌ای روی اسب بازنده و اسد در کنج عزلت



پس از جنگ هشت‌روزه غزه در نوامبر ۲۰۱۲، علی خامنه‌ای جمهوری اسلامی را
به عنوان رژیمی با دست بالاتر در منطقه معرفی کرده است: «نگاه به اوضاع
منطقه و جهان به خوبی دست برتر جمهوری اسلامی را در این تحولات نشان
می‌دهد.» (کیهان، ۸ آذر ۱۳۹۱) او در حالی که جنگ میان رژیم بشار اسد و
مخالفان در جریان بوده و اسد حدود ۶۰ درصد از خاک کشور را را به مخالفان
واگذار کرده می‌گوید: «سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی به اهداف خود نزدیک
شده است.» (همانجا.)

آیا سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی با فرض دست بالاتر مخالفان نسبت به
رژیم بعثی بشار اسد به اهداف خود نزدیک شده یا بدون آن؟ اصولا چرا جمهوری
اسلامی از ابتدا روی بشار شرط بست؟ چرا اکنون که به نظر می‌آید رژیم بشار
نمی‌تواند مخالفان را سرکوب کند جمهوری اسلامی دست از حمایت از رژیم بر
نمی‌دارد؟

چرا شرط‌بندی روی بازنده؟

علی خامنه‌ای پس از شروع بهار عرب چاره‌ای بجز شرط‌بندی روی رژیم بعثی
بشار نداشت به چهار دلیل:

۱) این رژیم تنها متحد جمهوری اسلامی در کشورهای عربی با اکثریت جمعیت
سنی است؛
۲) هر دو رژیم ساختاری استبدادی دارند و نظامیان و امنیتی‌ها در آن حرف
اول را می‌زنند؛
۳) دو رژیم در شرایط بحران به یکدیگر نیاز دارند و پیش از این نیز به
یکدیگر یاری رسانده‌اند؛ و
۴) سوریه دروازه جمهوری اسلامی به لبنان و ارسال تجهیزات به حزب‌الله
است. آنچه محور مقاومت نامیده می‌شود در واقع بستری برای بسط نفوذ جمهوری
اسلامی در لبنان است.

به همین دلیل، خامنه‌ای خیزش مردم سوریه علیه دیکتاتوری را توطئهٔ غرب
می‌داند و سرکوب را طبیعی جلوه می‌دهد: «چنانچه در هر کشوری، مخالفان از
خارج آن کشور به سلاح مجهز شوند، به طور طبیعی، نظام حاکم نیز با آنها
برخورد خواهد کرد.» (۲۹ آبان ۱۳۹۱.) به خاطر شرط‌بندی خامنه‌ای روی بشار
بود که مقامات جمهوری اسلامی بدون قید و شرط از این رژیم حمایت کرده‌اند:
«ایران اجازه موفقیت و یا پیاده‌سازی هرگونه سناریو غربی برای سرنگونی
حکومت سوریه را نمی‌دهد.» (علی اکبر صالحی، تابناک به نقل از عربی پرس،
۲۵ آذر ۱۳۹۱.)

درماندگی اسد

نشانه‌های ضعف و استیصال رژیم بشار در یک ماه اخیر ظاهر شده‌اند. شلیک
موشک‌های اسکاد یا شبیه به موشک‌های اسکاد که دقت لازم را برای تخریب
هدفمند ندارند، شلیک بمب‌های خوشه‌ای علیه غیر نظامیان و کشتن حدود ۲۰۰
تن که در صف نانوایی بودند (۳ دی ۱۳۹۱) از جمله این نشانه‌ها هستند.

این موضوع را روس‌ها به خوبی متوجه شده‌اند و میخائیل بوگدانوف فرستاده
ویژه رئیس جمهور روسیه در امور خاورمیانه و معاون وزیر امور خارجه این
کشور گفت که نیروهای دولتی سوریه، بیش از پیش کنترل خود بر این کشور را
از دست می‌دهند و این احتمال هست که مخالفان بر نظام بشار اسد پیروز
شوند. (رادیو فردا به نقل از ایتارتاس، ۲۳ آذر ۱۳۹۱) البته این مطلب روز
بعد به دلیل ملاحظات سیاسی تکذیب شد. با این حال، یک هفته بعد پوتین
دوباره در باب امکان تداوم رژیم بشار ابراز تردید کرد.

نشانهٔ دیگر، سخنان مقامات سیاسی این رژیم است. وقتی فاروق الشرع، معاون
رئیس جمهور سوریه می‌گوید «هواداران و مخالفان بشار اسد هیچ کدام
نمی‌توانند در این جنگ پیروز شوند» (الخبار، ۱۶ دسامبر ۲۰۱۲) معنی آن این
است که حکومت از شکست مخالفان قطع امید کرده است. حتی سفیر پیشین جمهوری
اسلامی در لبنان و اردن (محمد علی سبحانی، ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵) حمایت بی قید و
شرط جمهوری اسلامی از رژیم بشار را موجب خدشه به اعتبار جمهوری اسلامی در
منطقه و احتمالا تسری جنگ داخلی سوریه به لبنان و در نتیجه ایجاد مخاطره
برای حزب‌الله دانسته است. (ایران دیپلماسی، ۱۱ دسامبر ۲۰۱۲.)

نشانهٔ سوم طرح شش‌ماده‌ای جمهوری اسلامی است. مقامات در تهران متوجه
شده‌اند که رژیم بشار دیگر نمی‌تواند مخالفان را نابود سازد. جمهوری
اسلامی و رژیم بعثی بشار در حالی که پا روی خرخرهٔ مخالفان خود گذاشته و
در موقعیت قدرت می‌بودند از مذاکره سخن نمی‌گفتند اما این بیانیه نشان
می‌دهد که آنها قدرت سرکوب مخالفان را ندارند. پس از ۴۰ تا ۵۰ هزار کشته،
تازه رژیم بشار و حامیان آن در تهران به یاد مذاکره و آزادی مخالفان
معتقد به مبارزهٔ مسالمت‌آمیز افتاده‌اند (کاری که در ایران غیر ممکن
می‌نماید).

تناقض‌ها

جمهوری اسلامی مجبور به حمایت از رژیمی است که اردوگاه‌های فلسطینی را
بمباران می‌کند (در حمله جت‌های سوریه به اردوگاه فلسطینی‌ها در حومه
دمشق دست‌کم ۲۵ تن کشته شدند، رویترز، ۱۶ دسامبر ۲۰۱۲.) در حالی که
جمهوری اسلامی وانمود می‌کند که حامی فلسطینی‌هاست. همین موضوع موجب
ایجاد شکاف میان جمهوری اسلامی و حماس شده است. همچنین جمهوری اسلامی در
مصر و بحرین و یمن خواهان سرنگونی رژیم‌های دیکتاتوری اما در سوریه
خواهان بقای آن بوده است که این موضوع به وجهه این رژیم در میان اعراب
معترض آسیب وارد کرده است.

فقط روسیاهی به ذغال ماند

از آغاز جنبش‌های دمکراسی‌خواهی در جهان عرب خامنه‌ای کوشید با اعلام
بیداری اسلامی تحت تاثیر انقلاب بهمن ۵۷ بر موج آنها سوار شود. او نه
تنها نتوانست هیچ جنبشی را با رژیم خود همراه سازد بلکه به حامی یکی از
خونخوارترین رژیم‌های سیاسی در جهان عرب تبدیل شد. تنها حاصل بهار عربی
برای حکومت ولایت فقیه نمایش زشت‌ترین چهرهٔ این رژیم برای اعراب یعنی
حمایت از کشتار حدود چهل تا پنجاه هزار مسلمان و آواره شدن حدود سه
میلیون سوری (۲٫۵ میلیون در داخل سوریه و حدود ۵۰۰ هزار در کشورهای
همسایه) و تخریب خانه‌های مردم با شلیک تانک و بمباران هوایی بوده است.
کارنامهٔ بشار از این جهت بسیار سیاه‌تر از کارنامهٔ اسرائیل در برخورد
با فلسطینی‌هاست.

پشتیبانی رژیم ایران از جنبش شیعیان در بحرین نه تنها به این جنبش کمکی
نکرد بلکه به دخالت نظامی عربستان انجامید. رژیم بحرین درست از روی نسخهٔ
خامنه‌ای در سرکوب جنبش سبز عمل و مخالفان را در یک نبرد طولانی زمین‌گیر
کرد. خامنه‌ای تصور می‌کرد که تنها خود وی دارای ماشین سرکوبی قدرتمند
است و دیگران در منطقه از چنین ابزاری محروم‌اند.

تنهاتر از همیشه

استبداد دینی روحانیت شیعه، نخست، جذابیتش را در میان غربی‌های چپگرا،
سپس در میان انقلابیون ایرانی، بعد در میان باورمندان شیعه، و در دو سال
گذشته در میان اسلامگرایان سنی از دست داد. آنچه مقامات، «بیداری اسلامی»
می‌نامند در واقع بیدار شدن اسلامگرایان تونسی، لیبیایی، مصری و یمنی
نسبت به ظرفیت جمهوری اسلامی در حمایت از رژیم‌های قصاب در منطقه است.
گروه‌هایی که حدود سه دهه در آب نمک جمهوری اسلامی خوابیده بودند (به
کنفرانس‌های آن دعوت شده و به هزینهٔ مردم ایران در بهترین هتل‌های تهران
خوش می گذراندند) و خامنه‌ای رویای بسط حوزهٔ نفوذ خود را تحت حکومت آنها
در منطقه می‌دید یکباره از پیرامون رژیم پراکنده شدند. تحولات سوریه و
پشتیبانی جمهوری اسلامی از رژیم بشار دیواری بلند میان اسلامگرایان سنی و
اسلامگرایان شیعه کشید.@

نوشته:مجید محمدی
===================

lمنبع: پارس دیلی نیوز