‏نمایش پست‌ها با برچسب دولت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دولت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ مرداد ۱۶, دوشنبه

خودسوزی یک جوان ۲۴ ساله جلوی چشم شهردار ملاردبه علت بیکاری و نداری

خو

چکیده وطن ما :جوانی 24 ساله صبح روزنهم مرداد 91 در محوطه ساختمان شهرداری ملارد و جلوی دفتر شهردار این شهر اقدام به خودسوزی کرد. او خواهان استخدام در بخش خدماتی بود. این مرد پس از بیرون آمدن از ساختمان شهرداری یک مخزن چهار لیتری بنزین تهیه و پس از آن جلوی دفتر شهردار اقدام به خودسوزی کرد....

جوانی ۲۴ ساله صبح روز گذشته در محوطه ساختمان شهرداری ملارد و جلوی دفتر شهردار این شهر اقدام به خودسوزی کرد. یک شاهد عینی در تماس با روزنامه اعتماد با اعلام این خبر تاکید کرد که او خواهان استخدام در بخش خدماتی بود. او گفت: «این مرد پس از بیرون آمدن از ساختمان شهرداری یک مخزن چهار لیتری بنزین تهیه و پس از آن جلوی دفتر شهردار اقدام به خودسوزی کرد.»
شاهین کلانتری، شهردار ملارد، در گفت‌وگو با خبرنگار «اعتماد» با تایید این خبر گفت: «این فرد که حدود ۲۴ سال سن داشت از چند روز گذشته برای کار به شهرداری مراجعه کرده بود تا اینکه امروز(دیروز) پس از مراجعه به دفتر من شخصا دستور جذب او را به یکی از مناطق در زمان نیاز دادم. تا آن زمان قرار شد به طور موقت با یکی از پیمانکاران کار کند اما او اصرار داشت در همین لحظه و در قسمت مدیریت پسماند جذب شود که عملا امکان این کار وجود نداشت.»
او ادامه داد: «در حال خارج شدن از ساختمان بودم که دیدم یک گلوله آتش در حال دویدن به سمت من است، ظاهرا قصد داشت مرا هم آتش بزند. در آن لحظه با همکاری افرادی که در آن صحنه حضور داشتند او را به بیمارستان منتقل کردیم. آخرین خبر پس از کسب اطلاع از وضعیت او از بیمارستان شهریار حاکی است که حال عمومی او خوب است.» شهردار ملارد تاکید می‌کند: «به نظر می‌رسد حال روحی این فرد مساعد نبود که دست به چنین کاری زده و هنوز مطمئن نیستم در صورت مرخص شدن این فرد از بیمارستان اگر بخواهیم در یکی از مناطق او را جذب کنیم آیا با بروز مشکلی دوباره چنین اقدامی خواهد کرد یا خیر.»
به گفته شاهدان عینی این جوان سرپرست خانوار و دارای یک مادر پیر و دو خواهر نابیناست. محرم خلج، رییس شورای شهر شهرستان ملارد نیز در گفت‌وگو با «اعتماد» گفت: «این خبر تازه به اعضای شورای شهر رسیده و در دفتر شهردار و فرماندار در حال رصد کردن اخبار و رسیدگی به این موضوع هستیم. هنوز از علت و هویت این فرد اطلاعی در دست نیست و پیگیری‌ها در این زمینه ادامه دارد.»
آقای احمدی نزاد آیا این جوان چون شبها با شکم سیر میخوابید خود را آتش زد, آیا با وجدان راحت سر بر بالش میگذاری

۱۳۹۱ تیر ۲, جمعه

شمشیر اعدام عربستان بر گردن ۱۸ تبعه ایرانی

مدت ها بود که خبر اعدام هجده شهروند ایرانی در سایت های مختلف منتشر می شد و نسبت به صحت و سقم این خبر هیچ واکنشی از سوی دولت عربستان و نیز ایران رخ می داد تا اینکه دولت عربستان اعدام شهروندان ایرانی را با شمشیر تایید کرد و پیرو این تایید وزارت امور خارجه ایران سفیر عربستان را فراخوانده شد.
هر تبعه خارجی حق دارد تا مراتب بازداشت و زندانی بودن خود را به خانواده خود در هر نقطه ای از کشوهای جهان مطرح کند. این حق برای بازداشت شدگان وجود دارد تا سفارتخانه کشور متبوع از جریان دادرسی و مراحل مختلف قضایی آگاه باشد. اما متاسفانه در خصوص شهروندان ایرانی که مدتها در زندان های عربستان بازداشت بوده اند، این حق بدیهی و اولیه سلب گردید. سلب این حق ـ چه به دلیل سیاسی و چخ به دلایل دیگر ـ سلب حقوق اولیه بشر محسوب می شود و محکوم است.
متاسفانه کشور عربستان نه تنها حقوق اولیه شهروندان ایرانی را سلب نمود بلکه سر آنان را در یک اقدام پنهانی به صورت دسته جمعی از بدنشان به وسیله شمسیر جدا نمود.
اعلام شده است که عده ای از بازداشت شدگاه مرتکب جرم مواد مخدر شده و عده ای نیز با مسولان ایرانی در ارتباط بوده اند. واضح و مشخص است که این عمل عربستان با انگیزه سیاسی صورت گرفته است. ایران اعلام نموده است که یکی از بازداشت شدگان در سن شانزده سالگی بازداشت و پس از گذشت شش سال در سن بیست و دو سالگی اعدام شده است. 
رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران در نشست هفتگی با خبرنگاران در پاسخ به پرسشی درباره اعدام چند تبعه ایرانی در عربستان، با بیان اینکه این افراد 5 سال پیش به جرم حمل مواد مخدر در عربستان بازداشت و محاکمه شدند، گفت: در این فاصله تمام تلاش مقامات سیاسی ما در ریاض و تهران در جهت توقف اجرای حکم و رسیدگی عادلانه به وضعیت این افراد بود. متاسفیم که دولت سعودی با اظهارات متناقض وضعیت بغرنجی را به وجود آورد و چنین حادثه‌ای رخ داد.

مهمان‌پرست با بیان اینکه دولت سعودی باید به کنوانسیون‌های بین المللی حق دسترسی کنسولی احترام می‌گذاشت، افزود: متاسفانه این افراد از حقوق‌شان از جمله دسترسی کنسولی، مترجم و وکیل بهره‌مند نبودند.

آنچه که جای تعجب دارد این است که یک کشوری که خود ناقض گسترده حقوق بشر است خود به این اعدام ها اعتراض می کند. اعتراض به این اعدام ها نه تنها صحیح است بلکه به نظر می رسد از موعد واقعی خود فراتر رفته است

چنانچه دولت ایران خود به صورت گسترده و فله ای دست به اعدام نمی زد و در رابطه خود با وقوع جرم خشونت را پیشه نمی کرد، عربستان نیز جرات اعدام هم میهنانمان را نیز نداشت. به هر تقدیر این افراد اعدام شده اند اما ما باید دست به دست هم دهیم و در روزهای آینده تلاش کنیم که صدای نه به اعداممان به گوش جهانیان برسد. چه این اعدام ها در ایران و با حلق آویز کردن صورت گیرد و چه با شمشیر و قطع گردن صورت پذیرد هر دو جنایت علیه بشریت محسوب می گردند. 
منبع: وبلاگ محمد مصطفائی

۱۳۹۱ خرداد ۲۸, یکشنبه

تحلیل سرپایی دولت بی سروپا

یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۱

تحلیل سرپایی دولت بی سروپا

در راستای اینکه دیروز در اطراف پونک و اطراف مشهد و اطراف خمینی شهر و اطراف زابل نه، بلکه در ناف تهران که همانا میدان هفت تیر می باشد، یک آقای معمولی در یک ساعت عادی یعنی هشت صبح به یک خانم کارمند معمولی در همان کوچه معمولی نزدیک میدان هفت تیر در ساعت عادی روز تجاوز به عنف کرده و بعد از پایان وی را از ماشین بیرون انداخته و با توجه به اینکه در همان هفته گذشته هم در پارک طالقانی یک آقای شیطانی به یک دختر شانزده ساله به زور تجاوز کرده و این فرد آن قدر شیطانی و عجیب و غریب بوده که معلوم شده تا به حال به دهها زن و دختر به همین شکل تجاوز کرده و آنها از ترس اینکه به پلیس شکایت کنند و مجددا مورد تجاوز قرار بگیرند سکوت کرده و در حال سکوت به اداره رفته و در هنگام رفتن به اداره مورد تجاوز قرار گرفتند، و چیز های دیگر، پیشنهاد می شود قبل از اینکه کسی به خودتان تجاوز کند، لطفا به پرسشهای زیر پاسخ داده و هر کس کارت شناسایی نشان داد و به شما گفت که می خواهد به شما کمک کند پرسشنامه را به زمین بیاندازید و سریعا فرار کنید.

سووال اول: محمد خزائی تهیه کننده قلاده های طلا گفت: "برخی فعالان اصلاح طلب با من تماس گرفتند و گفتند که ما کلاه خود را پایین کشیدیم تا شناخته نشویم." برای چی؟
گزینه اول: برای جلوگیری از آبروریزی.
گزینه دوم: کلاه شان را کشیدند پایین که فیلم را نبینند.
گزینه سوم: کسی که قلاده های طلا می بیند، حتما در ماه خرداد به کلاه نیاز دارد.
گزینه چهارم: فکر کردند اگر شناخته شوند، احتمالا اگر قلاده نداشته باشند گازشان می گیرند.

سووال دوم: چرا لاریجانی گفت: "بسیج باید محور آرامش در عالم سیاست باشد."
گزینه اول: چون نمی داند بسیج چه موجودی است.
گزینه دوم: چون نمی داند آرامش یعنی چه.
گزینه سوم: چون نمی دانم عالم سیاست کجاست.
گزینه چهارم: هر سه گزینه فوق صحیح است.

سووال سوم: صفار هرندی،  احمدی نژاد و رحیم مشائی را افراد بی سروپا و بی مقدار خواند. از کجا فهمید؟
گزینه اول: خودش دو سال در کابینه بی سروپاها بود.
گزینه دوم: اطلاعات دقیقی دارد ولی چهار سال تاخیر فاز دارد.
گزینه سوم: خودش را خوب می شناسد و می داند که رئیس جمهور هم مثل خودش است.
گزینه چهارم: بی سر و پا مال یک دعوه اش است.

سووال چهارم: نوجوانی در کرمان محکوم به شرکت در نماز جمعه شد. چرا چنین مجازاتی برایش در نظر گرفته شده است؟
گزینه اول: چون آدم خیلی خطرناکی است و باید به شدید ترین مجازات محکوم شود.
گزینه دوم: چون قرار است نوجوانان هم به اشد مجازات محکوم شوند.
گزینه سوم: اصولا در کرمان قوه قضائیه خیلی بی رحمانه تصمیم می گیرد.
گزینه چهارم: چون اعدام و حبس ابد برای مجازات او کافی نبود.

سووال پنجم: اسماعیل کوثری گفت که "پیروزی موسوی باعث می شد شرایطی به مراتب بدتر از فتنه رقم بخورد . و فتنه گران پروژه تغییر نظام را داشتند." چرا مخالفان جنبش سبز معتقدند که موسوی قصد داشت باعث بقای نظام شود؟
گزینه اول: چون عوامل حکومت اطلاعی از کارشان ندارند، ولی کسانی که بیرون حکومت هستند، اطلاع دقیق از حکومت دارند.
گزینه دوم: چون برای فهم مقاصد حکومت باید از آن حداقل پنج هزار کیلومتر فاصله داشت.
گزینه سوم: پنج هزار کیلومتر برای فهم موضوع کافی نیست، برو بالاتر.
گزینه چهارم: دورباش کورباش، عوضش هر چی می خوای نظر بپران.

سووال ششم: با توجه به عدم آشنایی شیعیان با امام هفتم، و پرسش و پاسخ اخیر رهبر پیرامون امام هفتم، چکار کنیم که امام هفتم به اندازه امام نقی مطرح شود؟  
گزینه اول: صفحه امام هفتم در فیس بوک تشکیل شود.
گزینه دوم: امام نقی توصیه امام هفتم را به شاهین نجفی بکند.
گزینه سوم: مدونا کنسرتی درباره امام هفتم شیعیان اجرا کند.
گزینه چهارم: رهبر انقلاب یک هفته پشت سر هم درباره امام هفتم شیعیان سخنرانی کند، در نتیجه همه به وی بد و بیراه می گویند و مومنین یادشان می آید امام هفتم دارند.

سووال هفتم: احمدی نژاد دستوراتی برای نجات دریاچه ارومیه صادر کرد، چه دستوراتی؟
گزینه اول: آب بریزند با آفتابه محل خشک شدگی پر شود.
گزینه دوم: لیست خشک کنندگان دریاچه ارومیه را منتشر کنند، تا حل شود.
گزینه سوم: آب دریای خزر به گرمسار منتقل شده، دریاچه ارومیه هم به گرمسار منتقل شود که با آب دریای خزر دریاچه ارومیه را پر کنند.
گزینه چهارم: سپاه بخشنامه بکند و اگر پر نشد همه مردم ارومیه را دستگیر کنند و تا زمانی که دریاچه نجات پیدا کرده آنها را نگه دارند.

سووال هشتم: با توجه به اینکه انتخابات مصر امروز به دور دوم رسید و بزودی نتیجه آن مشخص می شود، نقشه خطرناک غرب برای توطئه در مصر چیست؟
گزینه اول: می خواهد رای گیری انجام شود.
گزینه دوم: می خواهد هر کسی رای بیشتری آورد رئیس جمهور شود.
گزینه سوم: اصلا به غرب مربوط نیست.
گزینه چهارم: اگر نامزد اخوان المسلمین انتخاب نشود در هر حال توطئه غرب است.
گزینه پنجم: در هر حال هر نتیجه ای گرفته شود، باز هم توطئه غرب است.
گزینه ششم: باباجان، اصولا توطئه غرب است، چی میگی؟
منبع:روزآنلاین

۱۳۹۱ فروردین ۲۵, جمعه

حمایت های مصلحتی رهبری از احمدی نژاد


حمایت های مصلحتی رهبری از احمدی نژاد
  جرس: بودجه سال ۹۱ آخرین کار نمایندگان مجلس هشتم است. نمایندگانی که در چهار سال گذشته درگیریشان با دولت کم نبوده است اما هربار با "پادرمیانی یکی از اعضای هیات رئیسه" و "اشاره‌ای از رهبر جمهوری اسلامی"، در ‌‌نهایت رای به خواسته دولت داده‌اند و از موضع خود عقب نشسته‌اند. 

کارنامه چهار ساله مجلس، از عقب نشینی‌های این چنینی که گویا به مصلحت و اشاره‌ای از اتاق فرمان بوده است، کم ندارد. اولین درگیری مجلس هشتم و دولت محمود احمدی‌نژاد به برداشت‌های مکرر دولت از صندوق توسعه ملی باز می گردد.‌‌ همان صندوقی که رئیس دولت در روزهای پایانی سال به نمایندگان مجلس گفت که خالی است و حالا می‌گوید ۳۵ میلیارد دلار موجودی دارد.


مجلس با همه خط و نشان‌هایی که برای دولت کشیده، هیچ‌گاه نتوانسته است  نقش نهاد قانونگذار و ناظر را بازی کند. چه همین یک ماه قبل وقتی که سرانجام پس از چهار سال پای رئیس دولت برای پاسخگویی به سوالات نمایندگان به مجلس باز شد، او همه سوال‌های نمایندگان را به طنز و شوخی جواب داد و مجلس نشینان هم تنها از این نحوه پاسخگویی اظهار تاسف کرده‌اند بی‌آنکه در برابر آن همه توهینی که به گفته خود تحمل کرده بودند، راه چاره‌ای بیابند.


حالا دوباره رئیس دولت در منازعه میان نمایندگانی که از ایفای نقش خود ناتوان هستند و دولتی که رکورد قانون گریزی را زده، پیروز بیرون آمده و لایحه‌ای که به گفته نمایندگان پر از ردیف‌های مبهم و غیر شفاف است را به تصویب آنان رسانده است.


احمدی‌نژاد پیش از این گفته بود که "مجلس در راس امور نیست" و این رئیس دولت است که تعیین تکلیف می‌کند و وظیفه مجلس هم همکاری با دولت است. منطق او منطق زور است و برای پیشبرد اهدافش از هر ابزاری بهره می‌گیرد. حال اگر قرار باشد قهر کند و در خانه بنشیند، این راه را می‌رود و اگر قرار باشد گرو کشی کند حتما پرونده‌ای را در دست می‌گیرد و تهدید به افشاء می‌کند و چنانچه هیچ یک از این‌ها جواب ندهد، پای "مصلحت نظام و حکم حکومتی" را به میان می‌کشد و دیگران را تهدید می‌کند که در شرایط خاص و ویژه به مصلحت نظام توجه نمی‌کنند و چوب لای چرخ دولت می‌گذارند.


در همین دو ماه گذشته از سال پیش و امسال او برخلاف نظر نمایندگان راه خود را رفته است. در شرایطی که نمایندگان مجلس، رای به توقف اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها دادند، او راه خود را رفت و یارانه‌های نقدی را به حساب خانوار‌ها واریز کرد. آن هم در وضعیتی که به گفته همین مجلس نشینان، هدفمندی یارانه‌ها با کسری بودجه ۱۵ هزار میلیارد تومانی روبرو شده بود و دولت تعهدات خود به صاحبان صنایع، بخش سلامت کشور و حمل و نقل عمومی را عملی نکرده بود و دولت از محل اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها با کسری بودجه روبرو شده بود.


او علیرغم همه توصیه‌های نمایندگان مجلس و مخالفت‌های آنان در خصوص انتصاب سعید مرتضوی به ریاست صندوق سرمایه گذاری تامین اجتماعی، به قیمت استیضاح وزیر کارش، کار خود را کرده و حاضر نیست یک قدم عقب بنشیند. حال اگر سعید مرتضوی متهم به آمر بودن در پرونده بازداشتگاه کهریزک باشد و از مقام قضایی کشور تعلیق هم شده باشد، برای او تفاوتی ندارد. مهم این است که او می‌خواهد مرتضوی در یکی از ثروتمند‌ترین سازمان‌های اجتماعی کشور برنامه‌هایش را پیش ببرد.


حالا هم نوبت به لایحه بودجه کشور رسیده است. لایحه‌ای که دیر‌تر از موعد مقرر به مجلس رسید و نمایندگان آن را غیرهمسو با برنامه پنجم توسعه، مبهم و نظارت ناپذیر دانستند، به مصلحت و با پادرمیانی رئیس مجلس پس از یک بار رد شدن در کمیسیون تلفیق، به تصویب نمایندگان رسیده است.


مصلحت نظام یا مصلحت رهبری


احمدی‌نژاد همه برنامه‌های خود در مجلس را با کمک هیات رئیسه مجلس و البته توجه ویژه رهبر جمهوری اسلامی به پیش برده است. چه آن زمان که نمایندگان قصد استیضاح وزرای او را داشتند و چه آن هنگام که لوایح دولتی در مجلس متوقف ماند، این اشاره‌ای از بیت رهبری بود که از نمایندگان خواست تا بیش از این با دولت درگیر نشوند و اجازه دهند که امور کشور پیش برود.


آیت الله خامنه‌ای در همه چهار سال گذشته که دولت و مجلس قهر و آشتی کم نداشته‌اند جانب دولت را گرفته است. شاید تنها در ماجرای استیضاح کردان بود که رهبری سکوت اختیار پیشه کرد. اگر چه رئیس دولت اعلام کرد که برای انتخاب کردان نظر ولی فقیه را جویا شده است و او نیز مخالفتی با این انتخاب نداشته است. مساله‌ای که پس از آن از سوی دفتر رهبر جمهوری اسلامی تکذیب شد.


اما جانبداری ولی فقیه در سال‌های گذشته حکایت از آن دارد که او هر چقدر هم که مخالف دیدگاه‌ها و برنامه‌های رئیس دولت باشد، توان ایستادن در برابر آن را ندارد و چاره‌اش تنها همین است که از مجلس بخواهد با دولت راه بیاید.


راه آمدن مجلس با دولت به آنجا رسیده است که رئیس و نائب رئیس مجلس پس از هر تنشی که میان نمایندگان و دولت در می‌گیرد، همه تلاش خود را به کار می‌گیرند تا نظر رئیس دولت در مجلس را تامین کنند و او را راضی نگه دارند.


در آغاز به کار دولت دهم پس از انتخابات پرحاشیه سال ۸۸ هنگامی که از مجلس خبر رسید که نیمی از اعضای کابینه معرفی شده رای اعتماد نخواهند گرفت، تنها سه وزیر معرفی شده، پشت در وزارتخانه ماندند تا باهنر در مقام نائب رئیس مجلس بگوید؛ اگر توصیه‌های رهبری نبود، تعداد بیشتری از اعضای کابینه با رای عدم اعتماد روبرو می‌شدند.


پس از آن هم هر وقت که نمایندگان تصمیم گرفتند در برابر لایحه پیشنهادی دولت مقاومت کنند، سرانجام تسلیم شدند. حتی هنگامی که خبر اختلاس سه هزار میلیارد تومانی پیچید و مجلس نشینان قصد آن کردند که وزیر اقتصاد را استیضاح کنند، علی لاریجانی در مقام رئیس مجلس، به دفاع تمام قد از وزیری برخاست که اختلاس گران را قهرمانان صنعت نامیده بود.


چرا چنین شده است و مجلس که وظیفه نظارت بر دولت را بر عهده دارد نمی‌تواند ترمز قانون گریزی‌ها و قانون شکنی‌های رئیس دولت و همراهان او را بکشد و ماشین قانون گریزی را  متوقف کند؟


نقطه قوت احمدی‌نژاد نقطه ضعف مخالفان درون گروهی


 هنگامی که ماجرای افشای فساد مالی مدیران دولتی احمدی‌نژاد بالا گرفت، روزنامه ایران تهدید به افشای هزاران سند منتشر نشده کرد و چندی بعد یکی از همین سند‌ها را که به گمان رسانه‌های دولتی به احمد توکلی مرتبط بود را منتشر کرد.


رئیس دولت خط و نشان کشید که اگر دایره تهدید‌ها و بازداشت‌ها به نزدیکانش که از سوی رسانه‌های حکومتی جریان انحرافی خوانده می‌شدند، برسد، دیگر سکوت اختیار نخواهد کرد و ناگفته‌هایی را با مردم در میان خواهد گذاشت. او به صورت تلویحی انگشت اشاره را به سمت رئیس دستگاه قضایی و برادران لاریجانی نشانه گرفت و از زمین خوارانی سخن گفت که منابع طبیعی کشور را به زور تملک کرده و به ساخت و ساز روی آورده‌اند.


پرونده در برابر پرونده و افشاگری در برابر فشار به نزدیکان، راهکار احمدی‌نژاد برای تحمیل خواسته‌اش به مجلس نشینان و رهبری بوده است. اما او چه در اختیار دارد که به گفته بسیاری از نمایندگان و سیاستمداران جناح حاکم باید همچون استخوان لای زخم در مدت باقی مانده تحملش کرد؟


او نه در برابر حکم رهبری عقب می‌نشیند و نه به حرف مجلس گوش می‌دهد، بلکه نهاد قانونگذار کشور را به اختیار خود درآورده و  هر گونه که می‌خواهد رفتار می‌کند و نمایندگان هم به مصلحت سکوت اختیار می‌کنند. حال این مصلحت که همراه با توصیه‌های عالیترین مقام جمهوری اسلامی است، به چه دلیل به کار گرفته می‌شود، سوالی است که باید به جستجوی پاسخ آن رفت.


احمدی‌نژاد کوتاه نمی‌آید، نه برای برکناری مشایی حتی اگر حکم حکومتی در کار باشد و نه برای پرهیز از مواضع تنش آفرین در عرصه سیاست داخلی. چرا که تنها چند روز پس از اظهارات رهبری در خصوص پرهیز مسوولان از اتخاذ مواضع تنش آفرین او در بازدید از یک جشنواره علمی، انسان را در مقام آفرینش دانست و هنگامی که رهبری از مقام‌های دولتی خواست تا به تاریخ ایران پس از اسلام تکیه کنند، رئیس دولت گفت: فردوسی اسلام را نجات داد.


احمدی‌نژاد حتی هنگامی که مجمع تشخیص مصلحت نظام تصمیم گرفت تا اختیار عزل و نصب رئیس کل بانک مرکزی را به توافق اکثریت روسای سه قوه منوط کند، با توصیه رهبری این اختیار را برای خود محفوظ نگه داشت تا مرکز فرماندهی نظام بانکی کشور را از دست ندهد.


در همه نزاع‌ها این دولت بوده است که با شیوه خاص خود پیروز شده و به هر چه که خواسته رسیده است. شیوه‌ای که با پرده دری و اتهام زنی و افشاگری روبرو بوده است. رئیس دولت بر اساس گفته‌های فرماندهان سپاه، در نتیجه برنامه‌های پیچیده آنان و دست بردن حکومت در رای مردم به این مقام رسیده است. در پاسخ به این لطف و همکاری، رئیس دولت هم دست سپاه را در اقتصاد باز گذاشته و شلنگ نفت را به جیب آن‌ها وصل کرده است. وزیر نفت، رئیس پیشین قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء است. خاتم الانبیاء بزرگ‌ترین شریک اقتصادی دولت به شمار می‌آید. بخش زیادی از پروژه‌های نفتی کشور در اختیار فرماندهان سپاه و شرکت‌های وابسته به این نهاد نظامی قرار دارد. شرکت مخابرات جمهوری اسلامی به شرکت‌های تابعه سپاه رسیده است. سپاه در تجارت داخلی و خارجی ایران نقش دارد و در دام اقتصادی دولت گرفتار آمده است.


از سوی دیگر، دولت احمدی‌نژاد، پرونده فساد اقتصادی کم ندارد. هر یک از این پرونده‌ها ممکن است به فرماندهان سپاه، ختم شود. در همین حال احمدی‌نژاد نشان داده است که در پرده دری، کم ندارد و چنانچه حریم امنش با تهدید روبرو شود، دیگران را قربانی می‌کند و از گفتن ناگفته‌ها کم نمی‌گذارد.


برای همین، رئیس دولت با خیال راحت، لایحه بودجه را دیر‌تر از موعد مقرر به مجلس می‌رساند، لایحه بودجه را بدون توجه به اعداد و ارقام واقعی می‌نویسد، از استیضاح وزیرانش نمی‌ترسد و آمر کهریزک در حالی که همچنان پرونده قضایی‌اش در مرحله رسیدگی قرار دارد، را ابتدا به ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز می‌گمارد و سپس در میان فشارهای همه جانبه نمایندگان مجلس، به سازمان تامین اجتماعی می‌آورد. هجده پرونده قانون گریزی و تخلف دولتی را در میانه راه رسیدن به قوه قضائیه بایگانی می‌کند و همه پرونده‌های تحقیق و تفحص را در کمیسیون‌های مجلس بایگانی می‌کند.


او دیگران را هم همراه خود به فساد آلوده است و در هر پروژه‌ای شریکی یافته و برای هر مخالفی پرونده‌ای ساخته است و حالا هم با همین پرونده‌ها و رفتار‌ها، کارش را پیش می‌برد و رهبری نیز چاره‌ای ندارد تا به مصلحت فرمان دهد که بر او سخت نگیرند و بگذارند کارش را بکند چرا که مخالفت با او ممکن است نتیجه‌ای ناخوشایند در پی داشته باشد.