‏نمایش پست‌ها با برچسب مسکو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسکو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ خرداد ۱۷, چهارشنبه

گفت و گو با اسکندر صادقی بروجردی درباره مذاکرات هسته ای؛ چانه زنی با برگ های سوخته


گفت و گو با اسکندر صادقی بروجردی درباره مذاکرات هسته ای؛ چانه زنی با برگ های سوخته
  جرس: مساله ی هسته ای ایران که ده سالی است روابط تهران و غرب را در بن بست قرار داده  در داخل کشور نیز به ابزاری مهم در جنگ قدرت و حذف رقبای سیاسی آیت الله خامنه ای از صحنه تبدیل شده  که احمدی نژاد نمونه ی اخیر آن است. گفت و گوهای بی نتیجه ی بغداد همه ی نگاهها را متوجه ی اجلاس  مسکو کرده اما اختلاف نظرهای حل نشده ی ایران و غرب بر سربرداشتن تحریم ها( خواست ایران) و خروج یکصد و پنجاه کیلیو گرم اورانیوم غنی شده با غلظت بیست درصد از ایران(خواست غرب) دستیابی به توافقی چشمگیر در اجلاس مسکو را خوشبینی و دور از انتظار می نمایاند. 
اسکندر صادقی بروجردی دانشجوی دوره دکترا در دانشگاه آکسفورد لندن در رشته ی مطالعات خاورمیانه است. او که عضو گروه تحقیقانی و مطالعاتی آکسفورد( مستقل از دانشگاه آکسفورد) نیز هست است، ماه گذشته به همراه دو تن از همکاران خود در این گروه، گزارشی را با عنوان "تنگنای هسته ای ایران؛ خروج از بن بست" در باره برنامه هسته ای ایران منتشر کرد.
صادقی در گفت و گو با جرس در باره نقش برنامه هسته ای ایران در رقابتهای سیاسی داخلی می گوید آقای خامنه ای مایل است نشان دهد که تصمیم گیرنده اصلی اوست به طوری که اکنون حتی احمدی نژاد نیز در مذاکرات هسته ای فاقد نقش و اثر شده است. به گفته ی وی آیت الله خامنه ای از مذاکرات هسته ای برای نوعی پایه ریزی مجدد منافع ژئوپولیتیکی ایران و رابطه ایران وغرب و بخصوص ایران و امریکا و همچنین تضعیف رقبای داخلی خود استفاده می کند.
به گفته ی صادقی، برگ هایی که ایران برای امتیازگیری از امریکا در مذاکرات هسته ای در دست دارد قابل مقایسه با اهرمهای مورد استفاده امریکا نیست. زیرا خروج امریکا از عراق و تصمیم امریکا برای خروج از افغانستان و همچنین ناآرامی های سوریه ، به شدت از تاثیرات نفوذ منطقه ای ایران کاسته است. حربه ی نفت نیز یک تیغ دولبه است که خود ایران را نیز به دلیل نیازش به درآمد نفتی، تحت تاثیر منفی قرار می دهد.
علاوه بر این ها صادقی معتقد است که تداوم بازداشت رهبران مخالفان حکومت و نقض سیستماتیک حقوق شهروندان، موضع ایران در مذاکرات هسته ای را غامض تر از گذشته خواهد کرد.
گفت و گوی ما با اسکندر صادقی بروجردی را در ادامه بخوانید:

کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رئیس گروه 5+1 در پایان مذاکرات بغداد اعلام کرد که علی رغم زمینه های مشترک، اختلافات دو طرف کماکان پابرجاست.مهمترین اختلافات ایران و گروه 5+1 در چه مواردی است؟
بروز تاثیرات منفی تحریم های اعمال شده در اقتصاد ایران و نزدیک بودن زمان اجرای موج جدید تحریم های اتحادیه اروپاعلیه ایران، مهمترین نگرانی های تهران در مذاکرات بغداد بود. تحریم های جدید که قرار است از اول ماه جولای به اجرا گذاشته شود، قطع کامل و یا کاهش خرید نفت اروپا از ایران و همچنین ممنوعیت صدور بیمه نامه برای نفتکش های حامل نفت ایران را به دنبال خواهد داشت. تحریم های آتی اتحادیه اروپا حتی در حال حاضر هم تاثیرات خود را بر تولید نفت ایران نشان می دهند. تولید نفت ایران نسبت به سال قبل، حدودا هفتصد هزار بشکه در روز کاهش یافته است. افزایش تولید نفت عربستان سعودی نیزبه عامل مضاعفی برای تشدید تاثیر تحریم ها برایران تبدیل شده است. البته چین با افزایش میزان خرید نفت از ایران از ماه مارچ، رقم254 هزار بشکه در روز را به سیصد و نود هزار بشکه در روز رسانده است. این افزایش تقاضای خرید از سوی چین تاثیر چندانی بر فشارهای ناشی از تحریم ها نخواهد داشت اما درثبات اقتصادی ایران اثرات مثبت خواهد داشت.
برداشت من ازواکنش خبرگزاری های رسمی ایران به مواضع 5+1 در بغداد، گویای توقع غیر واقعی تهران از اجلاس بغداد مبنی بردستیابی به نوعی توافق برای کاهش، لغو ویا تاخیر در اجرای برخی ازتحریم های اقتصادی است. ایران خواهان دستیابی به نتایج سریع و ملموس از گفت و گوهاست اما باید به این نکته توجه داشته باشد که دیپلماسی، یک روند طولانی و زمان بر است. بی اعتمادی موجود بین دو طرف عمری دهها ساله دارد و حل آن نیز زمان بر خواهد بود.

اشتون همچنین ازیافتن زمینه های مشترک بین ایران و 5+1 سخن گفت. این زمینه های مشترک کدام است؟
زمینه های مشترک مورد نظر اشتون به اعلام آمادگی دولت ایران برای مذاکره بر سر توقف تولید اورانیوم با غلظت بیست درصد به شرط به رسمیت شناخته شدن حق ایران برای غنی سازی اورانیوم بر اساس معاهده ان پی تی اشاره دارد. اما به نظرمی رسد که ایران شرط دیگر غرب مبنی بر خروج مرحله به مرحله ی ذخیره ی یکصدو پنجاه کیلوگرمی اورانیوم بیست درصد غنی شده خود در برابر دریافت سوخت برای رآکتور تحقیقاتی تهران را نپذیرفته است. بر اساس پیشنهاد غرب، ایران یکسال پس از خروج تمامی ذخیره ی اورانیوم بیست درصدی خود، سوخت مورد نیاز برای رآکتور تهران را از خارج دریافت خواهد کرد. این موضوع به اضافه ی درخواست ایران برای برداشته شدن تحریم ها و یا حداقل آسانگیری در برخی موارد، از جمله مهمترین محورهای بحث در اجلاس مسکو خواهد بود. به اعتقاد من عدم دستیابی به توافق و نتیجه ای ملموس در مسکو، مساله ی هسته ای ایران را غامض تر از آنچه هست خواهد کرد.

توقعات ایران از غرب.ایران چه توقعاتی از مذاکره با 5+1 دارد و دستیابی به چه نتیجه ای ایران را راضی خواهد کرد؟
ایران انتظارات مختلفی از مذاکره با شش قدرت جهانی داردکه مهمترین آن تداوم برنامه هسته ای خود و به رسمیت شناخته شدن حقش در غنی سازی اورانیوم از سوی امریکا و دیگر قدرتهای درگیر در مذاکرات است.این خود به معنای کاسته شدن از میزان رویارویی های ایران با غرب بر سر مساله ی هسته ای خواهد بود. ایران در حال حاضربه عنوان کشورنقض کننده ی قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد شناخته می شود و دستیابی به توافق می تواند این مشکل ایران را به میزان قابل توجهی حل کرده و یا کاهش دهد. میزان بی اعتمادی به دولت ایران بسیار بالاست زیرا که موارد عدم تبعیت ایران از قوانین و مقررات بین المللی در گزارش های محمد البرادعی و اومانو ، مدیران کل سابق و فعلی آژانس بین المللی انرژی اتمی و گزارش های کارشناسی بسیاری از متخصصان این نهاد و همچنین در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد ثبت شده است. ممکن است دولت ایران برای رفتار خود دلایلی ارائه کند که آن را منطقی جلوه دهد اما ارائه ی این دلایل منجر به اعتمادسازی نخواهد شد. به نطر من اگر 5+1 حق ایران مبنی بر غنی سازی اورانیوم را بپذیرد،ایران به محدود کردن غنی سازی اورانیوم خود در حد 3.5% یا 5% رضایت خواهد داد.
بحران در خارج ، دعوای قدرت در داخل 
در درازمدت نیز ایران توقع دارد که درنتیجه ی این مذاکرات و تفاهمات ناشی از آن، به عنوان نماینده ی قانونی مردم ایران از سوی جامعه بین المللی به رسمیت شناخته شود و به سوی نوعی اعتماد سازی حرکت کند. در گذشته و دردورانی که آقای روحانی از طرف ایران با غرب مذاکره می کرد نیز شاهد چنین خواسته ای از سوی ایران بودیم. در سال 2005 اتحادیه اروپا به ایران یک بسته ی پیشنهادی ارائه داد که از سوی ایران رد شد. دلیل ایران آن بود که پیشنهاد ارائه شده چندان جدی نیست و اصولا حرفی از حقوق ایران در غنی سازی اورانیوم به میان نیاورده است. پیشنهاد ارائه شده در واقع بازتاب دهنده ی نگاه دولت جورج بوش به مساله ی هسته ای ایران بود که هیچ حقی در زمینه انرژی هسته ای برای ایران قائل نبود. آقای روحانی نیز اخیرا در گفت و گو با یک نشریه ایرانی دراین باره توضیحات بیشتری داد ه و گفته است که درسال 2004 محمد البرادعی پیشنهاد داده بود تا تمامی موارد مورد اختلاف بین تهران و واشنگتن مورد مذاکره قرار گیرد اما از سوی ایران به این دلیل که "چنین پیشنهادی به نفع نظام جمهوری اسلامی نیست"، رد شد.در واقع آقای خامنه ای مایل بود تا نشان دهد که تصمیم گیرنده ی اصلی اوست.
علاوه برآن مساله ی هسته ای ایران به یک موضوع حساس در رقابت های سیاسی داخل ایران نیز تبدیل شده است. این مورد تنها به دوران خاتمی نیز محدود نمی شود. در سال 2009 نیزروسیه و امریکا طرحی را به ایران در وین پیشنهاد کردند که در آن حق ایران برای غنی سازی در حد 3.5 یا 5 درصد به رسمیت شناخته می شد اما آیت الله خامنه ای به دلیل آنکه مایل نبود احمدی نژاد از آن توافق در داخل بهره برداری کند، به مخالفت با آن پرداخت.
شرایط داخلی ایران به گونه ای است که هر کس در مذاکرات 5+1 یا امریکا موفق شود، بهره ها ومنافع سیاسی ناشی از آن را نیز منحصر به خود و گروه خود خواهد کرد. حتی به نظر می رسد که دستیابی به هرموفقیتی درمذاکرات هسته ای به معنای دست بالا پیداکردن گروه مذاکره کننده در برابر گروههای رقیب داخلی خواهد بود. ازهمین روی می بینیم که آیت الله خامنه ای رقبای خود را در مذاکرات هسته ای کاملا به کنار رانده است.
احمدی نژاد در حال حاضر در مذاکرات هسته ای ایران کاملا فاقد نقش شده وهیچ اثری در روند و سمت و سوی مذاکرات ندارد. این مساله یکی دو سال قبل بروز پیدا کرد و آن هنگامی بود که شایع شد مشایی، رئیس دفتراحمدی نژاد درامان، پایتخت اردن، به دنبال گفت و گو با امریکایی ها و انجام معامله با آنهاست. آقای خامنه ای مایل است که مذاکرات هسته ای را خود شخصا هدایت کند و از آن برای نوعی پایه ریزی مجدد منافع ژئوپولیتیکی ایران و رابطه ایران وغرب و بخصوص ایران و امریکا و همچنین تضعیف رقبای داخلی خود استفاده کند که من بعید می دانم مذاکرات هسته ای، حتی در درازمدت، به این سمت حرکت کند.
نگرانی غرب در حال حاضر دستیابی ایران به سلاح هسته ای و تهدیدهای احتمالی ناشی از آن است. کما اینکه شاهدیم درغرب ازضرورت نصب سیستم دفاع موشکی دراروپا برای مقابله با تهدیدهایی که از طرف ایران متوجه کشورهای غربی در اروپاست، بیشتر از بهبود رابطه ایران و غرب سخن گفته می شود. آنطور که آیت الله خامنه ای کنترل مذاکرات هسته ای را در دست گرفته، شکست در مذاکرات، تداوم تحریمهای اقتصادی و عدم موفقیت در برنامه های هسته ایران نیز به نام او تمام خواهد شد.
چانه زنی در مذاکرات با برگ های سوخته

مذاکرات بغداد نشان داد که غرب تمایلی به گفت و گو در باره ی لغو و یا کاهش تحریم های اقتصادی اعمال شده علیه ایران ندارد. تحریم های جدید اتحادیه اروپا علیه تهران نیز قرار است دو هفته بعد از اجلاس مسکو آغاز شود. آیا ایران در چانه زنی با غرب بر سر تحریم ها و یا دیگر خواسته هایش برگ برنده ای هم در دست دارد؟
ایران از قدرت و نفوذ منطقه ای برخوردار است و یا بهتر است گفته شود از نفوذ منطقه ای قوی برخوردار بود. نفوذ ایران در لبنان با مسائلی که در حال حاضر در سوریه جاری است به شدت کاهش یافته است. ایران برعراق نفوذ دارد اما امریکا تقریبا از عراق خارج شده و آن ناآرامی ها و حملات علیه امریکاییان که می توانست برای ایران قدرت چانه زنی فراهم کند، دیگرموضوعیت ندارد. حضور امریکا در افغانستان نیز وضعیتی مشابه عراق پیدا کرده و امریکا چندان به همراهی ایران در آن کشورنیازمند نیست.
تنها برگهای برنده ای که در دست ایران باقی مانده، تداوم گسترش برنامه هسته ای و ذخیره کردن اورانیوم با غلظت بیست درصد و استفاده از حربه ی قیمت نفت در بازار جهانی است. البته در مورد افزایش قیمت نفت که می تواند نتیجه ی طبیعی حذف یا کاهش عرضه ی نفت ایران باشد، باید به این نکته نیز توجه داشت که ایران خود به درآمد حاصل از فروش نفت شدیدا نیازمند است.
از سوی دیگرعربستان هم به احتمال قوی حاضر به پر کردن جای خالی تولید نفت ایران در بازار خواهد بود. بنابراین، اهرم نفت و قیمت آن نیز چندان برای ایران کارآمد نخواهد بود. در قیاس بین اهرم های فشاری که ایران و امریکا درمذاکره در اختیار دارند می توانم بگویم که اهرمهای امریکا به مراتب بیشتر و موثرتر از موارد مورد نظر ایران است. این برتری را حتی درتغییر لحن و موضعگیری های اخیرمقامات ایران وسخنان امامان جمعه نیز می توان دید. برگ دیگری که ایران فکر می کرد بتواند از آن در مذاکره با غرب بهره برداری کند، گردش به سوی چین و روسیه است. پیوندهای اقتصادی چین و روسیه با امریکا برای این دو کشور به مراتب حیاتی تر از رابطه با ایران است . بنا براین، این برگ نیز در مذاکره ایران با غرب کارآیی چندانی نخواهد داشت.
اعتماد سازی خاتمی یا تندروی های احمدی نژاد؟
اگر سیاست های تندروانه ی احمدی نژاد نسبت به غرب را با سیاست های اعتماد سازی خاتمی مقایسه کنیم، شاید این نتیجه گیری خیلی دور از واقعیت نباشد که بعد از هشت سال تندروی، ایران در موضعی به مراتب ضعیف تر از دوران خاتمی قرار گرفته است؛ یعنی مجبور است که تعلیق غنی سازی با غلظت بالا را بپذیرد تا دو تضمین دریافت کند: عدم حمله نظامی و نیفزودن بر فهرست تحریم های فعلی. برخی تحلیلگران وضعیت کنونی را ناشی از فرصت سوزی های ایران و خالی کردن دست خود از اهرم های چانه زنی در مذاکره می دانند. نظر شما چیست؟
این بستگی به هدف حکومت ازمذاکره دارد. خاتمی داوطلبانه غنی سازی را موقتا متوقف کرد و انتظار داشت که در برابر، اروپا با پیشنهادهایی قابل قبول به این توقف داوطلبانه پاسخ دهد که چنین نشد. اما باید دید که هدف نهایی چیست؟ اگر حکومت، دستیابی به انرژی هسته ای را به عنوان هدف غایی خود دنبال می کند و خواهان دستیابی به آن به هر قیمتی است، استراتژی انتخابی آن نیز باید متناسب با آن باشد. به نظرمن استراتژی خاتمی الزاما بهترین گزینه ی ممکن در آن زمان نبود.اگر هدف شما خارج کردن ایران از زیر فشارها،دستیابی به مصالحه با غرب و جلوگیری از خسارت های اقتصادی به کشورباشد می توانید بگویید که سیاست خاتمی بهترین گزینه بود.اما غرب نمی خواست که ایران تحت هیچ شرایطی به توانایی های هسته ای دست یابد و به همین دلیل نیز راست گرایان در صحنه سیاسی ایران، استراتژی خاتمی را مورد انتقاد های تند قرار داده و می دهند. امابرخی دیگر اصولا سیاست ایران برای دنبال کردن برنامه هسته ای را نقد می کنند و می گویند انرژی هسته ای با توجه به عدم فراوانی مواد اولیه آن در ایران، ارزش این همه هزینه ی سیاسی و اقتصادی را برای کشور ندارد.
البته اگر تعداد نیروگاههای تولید انرژی به ده- دوازده واحد برسد، مساله متفاوت خواهد بود. به هرحال ازسرگیری غنی سازی اورانیوم در ایران به قبل از شروع دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد برمی گردد و آیت الله خامنه ای به دلیل عدم دریافت پیشنهاد قابل قبول از غرب در ازای توقف غنی سازی، درهمان دوره ریاست جمهوری خاتمی دستور ازسرگیری غنی سازی را داده بود. حکومت ایران در واقع به دلیل عدم برخورداری از مشروعیت داخلی، مساله ی هسته ای را همچون ابزاری عوام پسندانه و به عنوان نشانی از"افتخارملی" برای همراه کردن مردم با خود و کسب مشروعیت مورد استفاده قرارمی دهد تا کمبودها و عقب ماندگی ها در بسیاری زمینه های دیگر را بپوشاند. به نظر من به خاطرنبود یک گفت و گو و دیالوگ درعرصه ی عمومی و رسانه ها درایران، برنامه ی هسته ای ایران به یک تابو تبدیل شده و کماکان قابل بحث و گفت و گوی کارشناسی به دور ازفشارهای سیاسی نیست. کسی در داخل ایران به این بحث نمی پردازد که به چه بهایی ایران به توانایی های هسته ای دست می یابد.

اما نباید فراموش کنیم که غنی سازی اورانیوم، حق ایران به عنوان یک کشور عضو آژانس بین المللی انرژی هسته ای است. اگر ایران قادر به غنی سازی اورانیوم نباشد، پس امضای معاهده ی منع گسترش سلاح های هسته ای و باقی ماندن در ان پی تی چه فایده ای برای تهران خواهد داشت؟ ایالات متحده حاضر است به دهلی نو-که عضو پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای نیست- مقدار قابل توجهی تکنولوژی هسته ای تحویل دهد به شرط آنکه هند بپذیرد که ایران را تحت فشار اقتصادی قرار دهد. اسرائیل نیز عضو این پیمان نیست اما زرادخانه ی هسته ای دارد و کسی در مورد خلع سلاح هسته ای اسرئیل حتی سئوالی هم مطرح نمی کند. مساله ی هسته ای اسرائیل به یک تابوی غیر قابل بحث تبدیل شده است.
در قیاس رویکردهای ایران در دوره ی خاتمی و احمدی نژاد این نکته را نیز باید اضافه کرد که در دوره ی ریاست جمهوری خاتمی، ایالات متحده حاضر به پذیرش حق غنی سازی اورانیوم توسط ایران در هیچ سطحی نبود. اما تغییر سیاست ایران در روی آوردن به نصب سانتریفیوژها و تولید اورانیوم غنی شده، این توانایی ایران را به یک واقعیت موجود تبدیل کرد که قابل مذاکره است. طبق گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران هفت هزار کیلوگرم اورانیوم با غلظت پایین و یکصدو پنجاه کیلوگرم اورانیوم با علظت بالا تولید کرده است. این واقعیت موجود به غرب می گوید که ایران به نقطه ای رسیده که در صورت عدم حصول توافق، به تولید اورانیوم غنی شده با غلظت بالا ادامه خواهد داد. من از گفت و گو با دیپلمات های درگیر درمساله ی هسته ای ایران به این برداشت رسیده ام که اروپا و شخص خانم اشتون، تلاش زیادی به کار می برند تا در مذاکراه با ایران به تطبیق نظرات خود با ایران بپردازند. این موضوع را حتی از نحوه لباس پوشیدن خانم اشتون نیز می توان درک کرد که هر بار بیشتر به سوی استفاده از لباس های پوشیده ورعایت حساسیت های فرهنگی جمهوری اسلامی روی می آورد.

ناگفته نباید گذاشت که ایران نیز به سوی همکاری و تطابق دیدگاههای خود با 5+1 حرکت می کند و این منطق، ناشی از فشارهایی است که به ایران وارد شده است. اگر لحن گفتار ایران درسال گذشته و به هنگام نشست استانبول را با امروز مقایسه کنیم به خوبی گویای همراهی ایران با مذاکرات است. در نشست سال گذشته ی استانبول، موضع ایران عدم پذیرش شرط غرب در مورد مذاکره بر سر غنی سازی و تاکید بر برداشته شدن تحریم ها به عنوان پیش شرط ایران بود.

شانس اجلاس مسکو برای دستیابی به توافقی قابل توجه بین ایران و 5+1 تا چه حد است؟
در عین حال که من فکر می کنم اتحادیه اروپا در دستیابی به یک توافق با ایران جدی است وایران نیز تمایل و خواست خود را درانجام ملزومات امتیازگیری نشان داده است، اما کماکان موضوعاتی وجود دارد که دو طرف را از دستیابی به توافق دور می کند که در مورد برخی از آنها قبلا صحبت کردیم. از جمله موارد مورد اختلاف آنست که دولت اوباما همچنان برسیاست دو وجهی خود مبنی بر امتیازگیری حداکثری از تهران از طریق اعمال فشار ایستادگی می کند. امریکا حتی چند روزقبل از اجلاس بغداد بر سیاست خود مبنی بر تداوم فشاربرایران مجددا تاکید نمود. کنگره امریکا نیز که به طور جدی دست دولت اوباما را در هرگونه ابتکاردیپلماتیک با ایران بسته است، تنها چند روز قبل از برگزاری مذاکرات بغداد، دورتازه ای از تحریم ها را علیه ایران تصویب کرد.
تحریم های یکسویه امریکا علیه بانک مرکزی ایران و خارج کردن سیستم بانکی ایران از "سویفت" (سیستم بین المللی مبادلات بانکی) که طبیعت تحریم ها علیه ایران را تغییر داد، نقطه ی اصلی اختلافات و بحث های دو طرف در بغداد بود.
هیات مذاکره کنده ی ایرانی انتظار داشت که برداشتن تحریم ها دربغداد مورد مذاکره قرار گیرد که چنین نشد. توقع دستیابی به موفقیتی چشمگیر در مسکو، نوعی خوشبینی بیش از حد خواهد بود زیرا برخی ازتحریمهای یکجانبه ای که از سوی 5+1 علیه ایران وضع شده در این کشورها به قانون تبدیل شده است و برداشتن و لغو آنها کار ساده ای نیست. همچنین لغو تحریمهایی که به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد رسیده نیز کار پیچیده و زمان بری است. علاوه برآن تا آنجا که من اطلاع دارم ایران تمایلی به خروج ذخیره ی اورانیوم بیست درصدی خود و همچنین تعطیلی تاسیسات "فردو"- که هرو از خواسته های کلیدی 5+1 هستند- نشان نداده است.
ذخیره ی هفت هزار کیلیوگرمی اورانیوم غلظت پایین ایران نیز یکی دیگر از موارد اختلاف در مذاکرات است زیرا غرب نگران است که این میزان ذخیره ی اورانیوم با علظت پاین نیز می تواند در توانمند کردن ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای مورد استفاده قرار گیرد. سئوال اساسی این است که آیا دو طرف قادر خواهند بر سرموارد اختلاف یاد شده توافق کنند یا خیر. شاید بهتر باشد که کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همکاران امریکایی او روند مذاکره با تهران را تا پایان انتخابات ریاست جمهوری امریکا به امید عدم پیروزی کاندیدای جمهوریخواهان، به تاخیر بیندازند.
ایالات متحده امریکا می تواند به ایران پیشنهاد کند که در کوتاه مدت از فشار موجود بر هند، کره جنوبی، ژاپن و چین خواهد کاست تا آنها بتوانند به طور عادی به خرید نفت از ایران ادامه دهند. احتمالا اتحادیه اروپا در مورد خرید نفت از ایران- با توجه به تحریم هایی که قرار است از اول ماه آینده میلادی برقرارسازد- انعطاف پذیری بیشتری خواهد داشت. مساله ی تحریم های اروپا بسیبار پیچیده شده است زیرا هرگونه تغییر یا لغو آن بخش از تحریم ها که به قانون تبدیل شده، نیازمند عملیات مشترک انگلیس، آلمان و فرانسه است.
نکته جالب آنکه تاثیرات تحریمهای نفتی اروپا که قراراست از اول ماه آینده میلادی به اجرا گذاشته شود هم اکنون نیز قابل مشاهده است به طوری که شرکت های بیمه از صدور بیمه نامه برای محموله های نفتی که قرار است بعد از اول ماه جولای حمل شوند، خودداری می کنند و میزان فروش نفت ایران برای دوره ی بعد از اول جولای کاهش یافته است. یکی از گزینه های واقع بینانه در پیش روی اروپا،مجاز ساختن صدور بیمه نامه برای کشتی های حامل نفت ایران به جنوب شرق آسیاست. این گزینه به ایران اجازه خواهد داد که نفت خود را به خریداران کلیدی خود در جنوب شرقی آسیا بفروشد. تحریم بانک مرکزی نیز از دیگر موارد پیچیده ی تحریم هاست و احتمالا باید در مراحل بعدی و دیرتر مورد مذاکره و حل و فصل قرار گیرد.
اگر به عنوان اولین گام یک توافق معتدل بین دو طرف بر اساس آنچه ذکر شد صورت بگیرد که منجربه دادمه ی گفت و گوها شود، می توان به ادامه ی روند دیپلماتیک در مساله ی هسته ای ایران امیدواربود. البته باید واقعگرا بود و پذیرفت که درشرایط حاضر، صرف ادامه ی گفت و گوها خود یک دستاورد مثبت است. اگرهردو طرف خواهان دستیابی به راه حلی برای این بن بست دهساله هستند، پس هر دو طرف نیز باید آمادگی "امتیازدادن" و "امتیاز گرفتن" را درخود ایجاد کنند. اما وقتی به لحن و سخنان ابراز شده درپایتخت های تمامی طرفهای درگیرتوجه کنیم و تداوم تهدیدهای نظامی اسرائیل علیه ایران را مورد لحاظ قرار دهیم درخواهیم یافت که چنین روندی اصلا آسان نخواهد بود.از سوی دیگرتداوم بازداشت رهبران مخالفین در ایران و تداوم نقض سیستماتیک حقوق شهروندان ایرانی به عدم محبوبیت دولت ایران نزد دول غربی و سخت تر شدن روند مذاکرات خواهد انجامید.
علاوه بر آن ایران در برابر جامعه ی بین الملل تعهداتی دارد. آنچه مسلم است اینکه ایران در متقاعد ساختن دنیا نسبت به اینکه همه ی جنبه های نظامی برنامه ی هسته ای اش را رها کرده و صرفا به دنبال بهره برداری از امکانات غیر نظامی تکنولوژی هسته ای است، با مشکلاتی روبروست. این اطمینان تنها از طریق امضای یک پروتکل الحاقی و مکمل از سوی ایران وهمکاری کامل با آژانس بین المللی انرژی هسته ای برای پاسخگویی به تمامی سئوالات موجود درمورد جنبه های احتمالا نظامی برنامه هسته ای تهران امکانپذیر است.
به عنوان آخرین سئوال مایم از شما در باره ی رابطه ایران و امریکا بپرسم. برخی از کارشناسان امریکایی به اوباما توصیه می کنند که باید به الگوی نیکسون در برابر چین و پیشگام شدن در گفت و گوی مستقیم با تهران روی کند. آیا چنین اتفاقی خواهد افتاد؟
با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری امریکا در پیش است، من فکر نمی کنم اوباما تن به چنین خطری بدهد که درمذاکره با کشوری که سی سال است در صف دشمنانش قرار دارد، پیشقدم شود. من مطمنم که اوباما مایل نیست در موضوعی چون امنیت ملی امریکا بهانه به دست رقبای انتخاباتی خود، آن هم در فصل انتخابات، بدهد. کنگره امریکا به عنوان یک مانع قوی در سیاست واشنگتن نسبت به ایران ایفای نقش می کند. نکته ی مهم آنست که هرچه دیپلماسی بیشتر دستاورد داشته باشد به همان میزان از خطر وقوع جنگ کاسته می شود.
از فرصتی که در اختیار جرس گذاشتید سپاسگزارم.