‏نمایش پست‌ها با برچسب تحریم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تحریم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ تیر ۲, جمعه

پیامکی که نوید موجی متحد از بطن جامعه می دهد … به یاری مادران میهن بشتابیم

پیامکی که نوید موجی متحد از بطن جامعه می دهد … به یاری مادران میهن بشتابیم


عده ای از مادران ایرانی در پی افزایش قیمت شیر و نان طی حرکتی که از بطن جامعه است و گروه سیاسی ای در آن دخالتی نداشته خواهان تحریم 3 روزِ خرید شیر و نان شده اند و از همه مردم ایران خواسته اند به این موج متصل شوند. متن تحریم این مادران در دیگر سایت های اجتماعی بسرعت در گردش است و مضموم آن این است : شنبه، یکشنبه، دوشنبه در اعتراض به گرانی و تورم نان و شیر خریداری نمی کنیم. فقط سه روز با هم متحد باشیم. برای کمک به هموطنان کم درآمد و آسیب پذیرمان. لطفا اطلاع رسانی کن هموطن

۱۳۹۱ خرداد ۱۷, چهارشنبه

گفت و گو با اسکندر صادقی بروجردی درباره مذاکرات هسته ای؛ چانه زنی با برگ های سوخته


گفت و گو با اسکندر صادقی بروجردی درباره مذاکرات هسته ای؛ چانه زنی با برگ های سوخته
  جرس: مساله ی هسته ای ایران که ده سالی است روابط تهران و غرب را در بن بست قرار داده  در داخل کشور نیز به ابزاری مهم در جنگ قدرت و حذف رقبای سیاسی آیت الله خامنه ای از صحنه تبدیل شده  که احمدی نژاد نمونه ی اخیر آن است. گفت و گوهای بی نتیجه ی بغداد همه ی نگاهها را متوجه ی اجلاس  مسکو کرده اما اختلاف نظرهای حل نشده ی ایران و غرب بر سربرداشتن تحریم ها( خواست ایران) و خروج یکصد و پنجاه کیلیو گرم اورانیوم غنی شده با غلظت بیست درصد از ایران(خواست غرب) دستیابی به توافقی چشمگیر در اجلاس مسکو را خوشبینی و دور از انتظار می نمایاند. 
اسکندر صادقی بروجردی دانشجوی دوره دکترا در دانشگاه آکسفورد لندن در رشته ی مطالعات خاورمیانه است. او که عضو گروه تحقیقانی و مطالعاتی آکسفورد( مستقل از دانشگاه آکسفورد) نیز هست است، ماه گذشته به همراه دو تن از همکاران خود در این گروه، گزارشی را با عنوان "تنگنای هسته ای ایران؛ خروج از بن بست" در باره برنامه هسته ای ایران منتشر کرد.
صادقی در گفت و گو با جرس در باره نقش برنامه هسته ای ایران در رقابتهای سیاسی داخلی می گوید آقای خامنه ای مایل است نشان دهد که تصمیم گیرنده اصلی اوست به طوری که اکنون حتی احمدی نژاد نیز در مذاکرات هسته ای فاقد نقش و اثر شده است. به گفته ی وی آیت الله خامنه ای از مذاکرات هسته ای برای نوعی پایه ریزی مجدد منافع ژئوپولیتیکی ایران و رابطه ایران وغرب و بخصوص ایران و امریکا و همچنین تضعیف رقبای داخلی خود استفاده می کند.
به گفته ی صادقی، برگ هایی که ایران برای امتیازگیری از امریکا در مذاکرات هسته ای در دست دارد قابل مقایسه با اهرمهای مورد استفاده امریکا نیست. زیرا خروج امریکا از عراق و تصمیم امریکا برای خروج از افغانستان و همچنین ناآرامی های سوریه ، به شدت از تاثیرات نفوذ منطقه ای ایران کاسته است. حربه ی نفت نیز یک تیغ دولبه است که خود ایران را نیز به دلیل نیازش به درآمد نفتی، تحت تاثیر منفی قرار می دهد.
علاوه بر این ها صادقی معتقد است که تداوم بازداشت رهبران مخالفان حکومت و نقض سیستماتیک حقوق شهروندان، موضع ایران در مذاکرات هسته ای را غامض تر از گذشته خواهد کرد.
گفت و گوی ما با اسکندر صادقی بروجردی را در ادامه بخوانید:

کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رئیس گروه 5+1 در پایان مذاکرات بغداد اعلام کرد که علی رغم زمینه های مشترک، اختلافات دو طرف کماکان پابرجاست.مهمترین اختلافات ایران و گروه 5+1 در چه مواردی است؟
بروز تاثیرات منفی تحریم های اعمال شده در اقتصاد ایران و نزدیک بودن زمان اجرای موج جدید تحریم های اتحادیه اروپاعلیه ایران، مهمترین نگرانی های تهران در مذاکرات بغداد بود. تحریم های جدید که قرار است از اول ماه جولای به اجرا گذاشته شود، قطع کامل و یا کاهش خرید نفت اروپا از ایران و همچنین ممنوعیت صدور بیمه نامه برای نفتکش های حامل نفت ایران را به دنبال خواهد داشت. تحریم های آتی اتحادیه اروپا حتی در حال حاضر هم تاثیرات خود را بر تولید نفت ایران نشان می دهند. تولید نفت ایران نسبت به سال قبل، حدودا هفتصد هزار بشکه در روز کاهش یافته است. افزایش تولید نفت عربستان سعودی نیزبه عامل مضاعفی برای تشدید تاثیر تحریم ها برایران تبدیل شده است. البته چین با افزایش میزان خرید نفت از ایران از ماه مارچ، رقم254 هزار بشکه در روز را به سیصد و نود هزار بشکه در روز رسانده است. این افزایش تقاضای خرید از سوی چین تاثیر چندانی بر فشارهای ناشی از تحریم ها نخواهد داشت اما درثبات اقتصادی ایران اثرات مثبت خواهد داشت.
برداشت من ازواکنش خبرگزاری های رسمی ایران به مواضع 5+1 در بغداد، گویای توقع غیر واقعی تهران از اجلاس بغداد مبنی بردستیابی به نوعی توافق برای کاهش، لغو ویا تاخیر در اجرای برخی ازتحریم های اقتصادی است. ایران خواهان دستیابی به نتایج سریع و ملموس از گفت و گوهاست اما باید به این نکته توجه داشته باشد که دیپلماسی، یک روند طولانی و زمان بر است. بی اعتمادی موجود بین دو طرف عمری دهها ساله دارد و حل آن نیز زمان بر خواهد بود.

اشتون همچنین ازیافتن زمینه های مشترک بین ایران و 5+1 سخن گفت. این زمینه های مشترک کدام است؟
زمینه های مشترک مورد نظر اشتون به اعلام آمادگی دولت ایران برای مذاکره بر سر توقف تولید اورانیوم با غلظت بیست درصد به شرط به رسمیت شناخته شدن حق ایران برای غنی سازی اورانیوم بر اساس معاهده ان پی تی اشاره دارد. اما به نظرمی رسد که ایران شرط دیگر غرب مبنی بر خروج مرحله به مرحله ی ذخیره ی یکصدو پنجاه کیلوگرمی اورانیوم بیست درصد غنی شده خود در برابر دریافت سوخت برای رآکتور تحقیقاتی تهران را نپذیرفته است. بر اساس پیشنهاد غرب، ایران یکسال پس از خروج تمامی ذخیره ی اورانیوم بیست درصدی خود، سوخت مورد نیاز برای رآکتور تهران را از خارج دریافت خواهد کرد. این موضوع به اضافه ی درخواست ایران برای برداشته شدن تحریم ها و یا حداقل آسانگیری در برخی موارد، از جمله مهمترین محورهای بحث در اجلاس مسکو خواهد بود. به اعتقاد من عدم دستیابی به توافق و نتیجه ای ملموس در مسکو، مساله ی هسته ای ایران را غامض تر از آنچه هست خواهد کرد.

توقعات ایران از غرب.ایران چه توقعاتی از مذاکره با 5+1 دارد و دستیابی به چه نتیجه ای ایران را راضی خواهد کرد؟
ایران انتظارات مختلفی از مذاکره با شش قدرت جهانی داردکه مهمترین آن تداوم برنامه هسته ای خود و به رسمیت شناخته شدن حقش در غنی سازی اورانیوم از سوی امریکا و دیگر قدرتهای درگیر در مذاکرات است.این خود به معنای کاسته شدن از میزان رویارویی های ایران با غرب بر سر مساله ی هسته ای خواهد بود. ایران در حال حاضربه عنوان کشورنقض کننده ی قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد شناخته می شود و دستیابی به توافق می تواند این مشکل ایران را به میزان قابل توجهی حل کرده و یا کاهش دهد. میزان بی اعتمادی به دولت ایران بسیار بالاست زیرا که موارد عدم تبعیت ایران از قوانین و مقررات بین المللی در گزارش های محمد البرادعی و اومانو ، مدیران کل سابق و فعلی آژانس بین المللی انرژی اتمی و گزارش های کارشناسی بسیاری از متخصصان این نهاد و همچنین در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد ثبت شده است. ممکن است دولت ایران برای رفتار خود دلایلی ارائه کند که آن را منطقی جلوه دهد اما ارائه ی این دلایل منجر به اعتمادسازی نخواهد شد. به نطر من اگر 5+1 حق ایران مبنی بر غنی سازی اورانیوم را بپذیرد،ایران به محدود کردن غنی سازی اورانیوم خود در حد 3.5% یا 5% رضایت خواهد داد.
بحران در خارج ، دعوای قدرت در داخل 
در درازمدت نیز ایران توقع دارد که درنتیجه ی این مذاکرات و تفاهمات ناشی از آن، به عنوان نماینده ی قانونی مردم ایران از سوی جامعه بین المللی به رسمیت شناخته شود و به سوی نوعی اعتماد سازی حرکت کند. در گذشته و دردورانی که آقای روحانی از طرف ایران با غرب مذاکره می کرد نیز شاهد چنین خواسته ای از سوی ایران بودیم. در سال 2005 اتحادیه اروپا به ایران یک بسته ی پیشنهادی ارائه داد که از سوی ایران رد شد. دلیل ایران آن بود که پیشنهاد ارائه شده چندان جدی نیست و اصولا حرفی از حقوق ایران در غنی سازی اورانیوم به میان نیاورده است. پیشنهاد ارائه شده در واقع بازتاب دهنده ی نگاه دولت جورج بوش به مساله ی هسته ای ایران بود که هیچ حقی در زمینه انرژی هسته ای برای ایران قائل نبود. آقای روحانی نیز اخیرا در گفت و گو با یک نشریه ایرانی دراین باره توضیحات بیشتری داد ه و گفته است که درسال 2004 محمد البرادعی پیشنهاد داده بود تا تمامی موارد مورد اختلاف بین تهران و واشنگتن مورد مذاکره قرار گیرد اما از سوی ایران به این دلیل که "چنین پیشنهادی به نفع نظام جمهوری اسلامی نیست"، رد شد.در واقع آقای خامنه ای مایل بود تا نشان دهد که تصمیم گیرنده ی اصلی اوست.
علاوه برآن مساله ی هسته ای ایران به یک موضوع حساس در رقابت های سیاسی داخل ایران نیز تبدیل شده است. این مورد تنها به دوران خاتمی نیز محدود نمی شود. در سال 2009 نیزروسیه و امریکا طرحی را به ایران در وین پیشنهاد کردند که در آن حق ایران برای غنی سازی در حد 3.5 یا 5 درصد به رسمیت شناخته می شد اما آیت الله خامنه ای به دلیل آنکه مایل نبود احمدی نژاد از آن توافق در داخل بهره برداری کند، به مخالفت با آن پرداخت.
شرایط داخلی ایران به گونه ای است که هر کس در مذاکرات 5+1 یا امریکا موفق شود، بهره ها ومنافع سیاسی ناشی از آن را نیز منحصر به خود و گروه خود خواهد کرد. حتی به نظر می رسد که دستیابی به هرموفقیتی درمذاکرات هسته ای به معنای دست بالا پیداکردن گروه مذاکره کننده در برابر گروههای رقیب داخلی خواهد بود. ازهمین روی می بینیم که آیت الله خامنه ای رقبای خود را در مذاکرات هسته ای کاملا به کنار رانده است.
احمدی نژاد در حال حاضر در مذاکرات هسته ای ایران کاملا فاقد نقش شده وهیچ اثری در روند و سمت و سوی مذاکرات ندارد. این مساله یکی دو سال قبل بروز پیدا کرد و آن هنگامی بود که شایع شد مشایی، رئیس دفتراحمدی نژاد درامان، پایتخت اردن، به دنبال گفت و گو با امریکایی ها و انجام معامله با آنهاست. آقای خامنه ای مایل است که مذاکرات هسته ای را خود شخصا هدایت کند و از آن برای نوعی پایه ریزی مجدد منافع ژئوپولیتیکی ایران و رابطه ایران وغرب و بخصوص ایران و امریکا و همچنین تضعیف رقبای داخلی خود استفاده کند که من بعید می دانم مذاکرات هسته ای، حتی در درازمدت، به این سمت حرکت کند.
نگرانی غرب در حال حاضر دستیابی ایران به سلاح هسته ای و تهدیدهای احتمالی ناشی از آن است. کما اینکه شاهدیم درغرب ازضرورت نصب سیستم دفاع موشکی دراروپا برای مقابله با تهدیدهایی که از طرف ایران متوجه کشورهای غربی در اروپاست، بیشتر از بهبود رابطه ایران و غرب سخن گفته می شود. آنطور که آیت الله خامنه ای کنترل مذاکرات هسته ای را در دست گرفته، شکست در مذاکرات، تداوم تحریمهای اقتصادی و عدم موفقیت در برنامه های هسته ایران نیز به نام او تمام خواهد شد.
چانه زنی در مذاکرات با برگ های سوخته

مذاکرات بغداد نشان داد که غرب تمایلی به گفت و گو در باره ی لغو و یا کاهش تحریم های اقتصادی اعمال شده علیه ایران ندارد. تحریم های جدید اتحادیه اروپا علیه تهران نیز قرار است دو هفته بعد از اجلاس مسکو آغاز شود. آیا ایران در چانه زنی با غرب بر سر تحریم ها و یا دیگر خواسته هایش برگ برنده ای هم در دست دارد؟
ایران از قدرت و نفوذ منطقه ای برخوردار است و یا بهتر است گفته شود از نفوذ منطقه ای قوی برخوردار بود. نفوذ ایران در لبنان با مسائلی که در حال حاضر در سوریه جاری است به شدت کاهش یافته است. ایران برعراق نفوذ دارد اما امریکا تقریبا از عراق خارج شده و آن ناآرامی ها و حملات علیه امریکاییان که می توانست برای ایران قدرت چانه زنی فراهم کند، دیگرموضوعیت ندارد. حضور امریکا در افغانستان نیز وضعیتی مشابه عراق پیدا کرده و امریکا چندان به همراهی ایران در آن کشورنیازمند نیست.
تنها برگهای برنده ای که در دست ایران باقی مانده، تداوم گسترش برنامه هسته ای و ذخیره کردن اورانیوم با غلظت بیست درصد و استفاده از حربه ی قیمت نفت در بازار جهانی است. البته در مورد افزایش قیمت نفت که می تواند نتیجه ی طبیعی حذف یا کاهش عرضه ی نفت ایران باشد، باید به این نکته نیز توجه داشت که ایران خود به درآمد حاصل از فروش نفت شدیدا نیازمند است.
از سوی دیگرعربستان هم به احتمال قوی حاضر به پر کردن جای خالی تولید نفت ایران در بازار خواهد بود. بنابراین، اهرم نفت و قیمت آن نیز چندان برای ایران کارآمد نخواهد بود. در قیاس بین اهرم های فشاری که ایران و امریکا درمذاکره در اختیار دارند می توانم بگویم که اهرمهای امریکا به مراتب بیشتر و موثرتر از موارد مورد نظر ایران است. این برتری را حتی درتغییر لحن و موضعگیری های اخیرمقامات ایران وسخنان امامان جمعه نیز می توان دید. برگ دیگری که ایران فکر می کرد بتواند از آن در مذاکره با غرب بهره برداری کند، گردش به سوی چین و روسیه است. پیوندهای اقتصادی چین و روسیه با امریکا برای این دو کشور به مراتب حیاتی تر از رابطه با ایران است . بنا براین، این برگ نیز در مذاکره ایران با غرب کارآیی چندانی نخواهد داشت.
اعتماد سازی خاتمی یا تندروی های احمدی نژاد؟
اگر سیاست های تندروانه ی احمدی نژاد نسبت به غرب را با سیاست های اعتماد سازی خاتمی مقایسه کنیم، شاید این نتیجه گیری خیلی دور از واقعیت نباشد که بعد از هشت سال تندروی، ایران در موضعی به مراتب ضعیف تر از دوران خاتمی قرار گرفته است؛ یعنی مجبور است که تعلیق غنی سازی با غلظت بالا را بپذیرد تا دو تضمین دریافت کند: عدم حمله نظامی و نیفزودن بر فهرست تحریم های فعلی. برخی تحلیلگران وضعیت کنونی را ناشی از فرصت سوزی های ایران و خالی کردن دست خود از اهرم های چانه زنی در مذاکره می دانند. نظر شما چیست؟
این بستگی به هدف حکومت ازمذاکره دارد. خاتمی داوطلبانه غنی سازی را موقتا متوقف کرد و انتظار داشت که در برابر، اروپا با پیشنهادهایی قابل قبول به این توقف داوطلبانه پاسخ دهد که چنین نشد. اما باید دید که هدف نهایی چیست؟ اگر حکومت، دستیابی به انرژی هسته ای را به عنوان هدف غایی خود دنبال می کند و خواهان دستیابی به آن به هر قیمتی است، استراتژی انتخابی آن نیز باید متناسب با آن باشد. به نظرمن استراتژی خاتمی الزاما بهترین گزینه ی ممکن در آن زمان نبود.اگر هدف شما خارج کردن ایران از زیر فشارها،دستیابی به مصالحه با غرب و جلوگیری از خسارت های اقتصادی به کشورباشد می توانید بگویید که سیاست خاتمی بهترین گزینه بود.اما غرب نمی خواست که ایران تحت هیچ شرایطی به توانایی های هسته ای دست یابد و به همین دلیل نیز راست گرایان در صحنه سیاسی ایران، استراتژی خاتمی را مورد انتقاد های تند قرار داده و می دهند. امابرخی دیگر اصولا سیاست ایران برای دنبال کردن برنامه هسته ای را نقد می کنند و می گویند انرژی هسته ای با توجه به عدم فراوانی مواد اولیه آن در ایران، ارزش این همه هزینه ی سیاسی و اقتصادی را برای کشور ندارد.
البته اگر تعداد نیروگاههای تولید انرژی به ده- دوازده واحد برسد، مساله متفاوت خواهد بود. به هرحال ازسرگیری غنی سازی اورانیوم در ایران به قبل از شروع دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد برمی گردد و آیت الله خامنه ای به دلیل عدم دریافت پیشنهاد قابل قبول از غرب در ازای توقف غنی سازی، درهمان دوره ریاست جمهوری خاتمی دستور ازسرگیری غنی سازی را داده بود. حکومت ایران در واقع به دلیل عدم برخورداری از مشروعیت داخلی، مساله ی هسته ای را همچون ابزاری عوام پسندانه و به عنوان نشانی از"افتخارملی" برای همراه کردن مردم با خود و کسب مشروعیت مورد استفاده قرارمی دهد تا کمبودها و عقب ماندگی ها در بسیاری زمینه های دیگر را بپوشاند. به نظر من به خاطرنبود یک گفت و گو و دیالوگ درعرصه ی عمومی و رسانه ها درایران، برنامه ی هسته ای ایران به یک تابو تبدیل شده و کماکان قابل بحث و گفت و گوی کارشناسی به دور ازفشارهای سیاسی نیست. کسی در داخل ایران به این بحث نمی پردازد که به چه بهایی ایران به توانایی های هسته ای دست می یابد.

اما نباید فراموش کنیم که غنی سازی اورانیوم، حق ایران به عنوان یک کشور عضو آژانس بین المللی انرژی هسته ای است. اگر ایران قادر به غنی سازی اورانیوم نباشد، پس امضای معاهده ی منع گسترش سلاح های هسته ای و باقی ماندن در ان پی تی چه فایده ای برای تهران خواهد داشت؟ ایالات متحده حاضر است به دهلی نو-که عضو پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای نیست- مقدار قابل توجهی تکنولوژی هسته ای تحویل دهد به شرط آنکه هند بپذیرد که ایران را تحت فشار اقتصادی قرار دهد. اسرائیل نیز عضو این پیمان نیست اما زرادخانه ی هسته ای دارد و کسی در مورد خلع سلاح هسته ای اسرئیل حتی سئوالی هم مطرح نمی کند. مساله ی هسته ای اسرائیل به یک تابوی غیر قابل بحث تبدیل شده است.
در قیاس رویکردهای ایران در دوره ی خاتمی و احمدی نژاد این نکته را نیز باید اضافه کرد که در دوره ی ریاست جمهوری خاتمی، ایالات متحده حاضر به پذیرش حق غنی سازی اورانیوم توسط ایران در هیچ سطحی نبود. اما تغییر سیاست ایران در روی آوردن به نصب سانتریفیوژها و تولید اورانیوم غنی شده، این توانایی ایران را به یک واقعیت موجود تبدیل کرد که قابل مذاکره است. طبق گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران هفت هزار کیلوگرم اورانیوم با غلظت پایین و یکصدو پنجاه کیلوگرم اورانیوم با علظت بالا تولید کرده است. این واقعیت موجود به غرب می گوید که ایران به نقطه ای رسیده که در صورت عدم حصول توافق، به تولید اورانیوم غنی شده با غلظت بالا ادامه خواهد داد. من از گفت و گو با دیپلمات های درگیر درمساله ی هسته ای ایران به این برداشت رسیده ام که اروپا و شخص خانم اشتون، تلاش زیادی به کار می برند تا در مذاکراه با ایران به تطبیق نظرات خود با ایران بپردازند. این موضوع را حتی از نحوه لباس پوشیدن خانم اشتون نیز می توان درک کرد که هر بار بیشتر به سوی استفاده از لباس های پوشیده ورعایت حساسیت های فرهنگی جمهوری اسلامی روی می آورد.

ناگفته نباید گذاشت که ایران نیز به سوی همکاری و تطابق دیدگاههای خود با 5+1 حرکت می کند و این منطق، ناشی از فشارهایی است که به ایران وارد شده است. اگر لحن گفتار ایران درسال گذشته و به هنگام نشست استانبول را با امروز مقایسه کنیم به خوبی گویای همراهی ایران با مذاکرات است. در نشست سال گذشته ی استانبول، موضع ایران عدم پذیرش شرط غرب در مورد مذاکره بر سر غنی سازی و تاکید بر برداشته شدن تحریم ها به عنوان پیش شرط ایران بود.

شانس اجلاس مسکو برای دستیابی به توافقی قابل توجه بین ایران و 5+1 تا چه حد است؟
در عین حال که من فکر می کنم اتحادیه اروپا در دستیابی به یک توافق با ایران جدی است وایران نیز تمایل و خواست خود را درانجام ملزومات امتیازگیری نشان داده است، اما کماکان موضوعاتی وجود دارد که دو طرف را از دستیابی به توافق دور می کند که در مورد برخی از آنها قبلا صحبت کردیم. از جمله موارد مورد اختلاف آنست که دولت اوباما همچنان برسیاست دو وجهی خود مبنی بر امتیازگیری حداکثری از تهران از طریق اعمال فشار ایستادگی می کند. امریکا حتی چند روزقبل از اجلاس بغداد بر سیاست خود مبنی بر تداوم فشاربرایران مجددا تاکید نمود. کنگره امریکا نیز که به طور جدی دست دولت اوباما را در هرگونه ابتکاردیپلماتیک با ایران بسته است، تنها چند روز قبل از برگزاری مذاکرات بغداد، دورتازه ای از تحریم ها را علیه ایران تصویب کرد.
تحریم های یکسویه امریکا علیه بانک مرکزی ایران و خارج کردن سیستم بانکی ایران از "سویفت" (سیستم بین المللی مبادلات بانکی) که طبیعت تحریم ها علیه ایران را تغییر داد، نقطه ی اصلی اختلافات و بحث های دو طرف در بغداد بود.
هیات مذاکره کنده ی ایرانی انتظار داشت که برداشتن تحریم ها دربغداد مورد مذاکره قرار گیرد که چنین نشد. توقع دستیابی به موفقیتی چشمگیر در مسکو، نوعی خوشبینی بیش از حد خواهد بود زیرا برخی ازتحریمهای یکجانبه ای که از سوی 5+1 علیه ایران وضع شده در این کشورها به قانون تبدیل شده است و برداشتن و لغو آنها کار ساده ای نیست. همچنین لغو تحریمهایی که به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد رسیده نیز کار پیچیده و زمان بری است. علاوه برآن تا آنجا که من اطلاع دارم ایران تمایلی به خروج ذخیره ی اورانیوم بیست درصدی خود و همچنین تعطیلی تاسیسات "فردو"- که هرو از خواسته های کلیدی 5+1 هستند- نشان نداده است.
ذخیره ی هفت هزار کیلیوگرمی اورانیوم غلظت پایین ایران نیز یکی دیگر از موارد اختلاف در مذاکرات است زیرا غرب نگران است که این میزان ذخیره ی اورانیوم با علظت پاین نیز می تواند در توانمند کردن ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای مورد استفاده قرار گیرد. سئوال اساسی این است که آیا دو طرف قادر خواهند بر سرموارد اختلاف یاد شده توافق کنند یا خیر. شاید بهتر باشد که کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همکاران امریکایی او روند مذاکره با تهران را تا پایان انتخابات ریاست جمهوری امریکا به امید عدم پیروزی کاندیدای جمهوریخواهان، به تاخیر بیندازند.
ایالات متحده امریکا می تواند به ایران پیشنهاد کند که در کوتاه مدت از فشار موجود بر هند، کره جنوبی، ژاپن و چین خواهد کاست تا آنها بتوانند به طور عادی به خرید نفت از ایران ادامه دهند. احتمالا اتحادیه اروپا در مورد خرید نفت از ایران- با توجه به تحریم هایی که قرار است از اول ماه آینده میلادی برقرارسازد- انعطاف پذیری بیشتری خواهد داشت. مساله ی تحریم های اروپا بسیبار پیچیده شده است زیرا هرگونه تغییر یا لغو آن بخش از تحریم ها که به قانون تبدیل شده، نیازمند عملیات مشترک انگلیس، آلمان و فرانسه است.
نکته جالب آنکه تاثیرات تحریمهای نفتی اروپا که قراراست از اول ماه آینده میلادی به اجرا گذاشته شود هم اکنون نیز قابل مشاهده است به طوری که شرکت های بیمه از صدور بیمه نامه برای محموله های نفتی که قرار است بعد از اول ماه جولای حمل شوند، خودداری می کنند و میزان فروش نفت ایران برای دوره ی بعد از اول جولای کاهش یافته است. یکی از گزینه های واقع بینانه در پیش روی اروپا،مجاز ساختن صدور بیمه نامه برای کشتی های حامل نفت ایران به جنوب شرق آسیاست. این گزینه به ایران اجازه خواهد داد که نفت خود را به خریداران کلیدی خود در جنوب شرقی آسیا بفروشد. تحریم بانک مرکزی نیز از دیگر موارد پیچیده ی تحریم هاست و احتمالا باید در مراحل بعدی و دیرتر مورد مذاکره و حل و فصل قرار گیرد.
اگر به عنوان اولین گام یک توافق معتدل بین دو طرف بر اساس آنچه ذکر شد صورت بگیرد که منجربه دادمه ی گفت و گوها شود، می توان به ادامه ی روند دیپلماتیک در مساله ی هسته ای ایران امیدواربود. البته باید واقعگرا بود و پذیرفت که درشرایط حاضر، صرف ادامه ی گفت و گوها خود یک دستاورد مثبت است. اگرهردو طرف خواهان دستیابی به راه حلی برای این بن بست دهساله هستند، پس هر دو طرف نیز باید آمادگی "امتیازدادن" و "امتیاز گرفتن" را درخود ایجاد کنند. اما وقتی به لحن و سخنان ابراز شده درپایتخت های تمامی طرفهای درگیرتوجه کنیم و تداوم تهدیدهای نظامی اسرائیل علیه ایران را مورد لحاظ قرار دهیم درخواهیم یافت که چنین روندی اصلا آسان نخواهد بود.از سوی دیگرتداوم بازداشت رهبران مخالفین در ایران و تداوم نقض سیستماتیک حقوق شهروندان ایرانی به عدم محبوبیت دولت ایران نزد دول غربی و سخت تر شدن روند مذاکرات خواهد انجامید.
علاوه بر آن ایران در برابر جامعه ی بین الملل تعهداتی دارد. آنچه مسلم است اینکه ایران در متقاعد ساختن دنیا نسبت به اینکه همه ی جنبه های نظامی برنامه ی هسته ای اش را رها کرده و صرفا به دنبال بهره برداری از امکانات غیر نظامی تکنولوژی هسته ای است، با مشکلاتی روبروست. این اطمینان تنها از طریق امضای یک پروتکل الحاقی و مکمل از سوی ایران وهمکاری کامل با آژانس بین المللی انرژی هسته ای برای پاسخگویی به تمامی سئوالات موجود درمورد جنبه های احتمالا نظامی برنامه هسته ای تهران امکانپذیر است.
به عنوان آخرین سئوال مایم از شما در باره ی رابطه ایران و امریکا بپرسم. برخی از کارشناسان امریکایی به اوباما توصیه می کنند که باید به الگوی نیکسون در برابر چین و پیشگام شدن در گفت و گوی مستقیم با تهران روی کند. آیا چنین اتفاقی خواهد افتاد؟
با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری امریکا در پیش است، من فکر نمی کنم اوباما تن به چنین خطری بدهد که درمذاکره با کشوری که سی سال است در صف دشمنانش قرار دارد، پیشقدم شود. من مطمنم که اوباما مایل نیست در موضوعی چون امنیت ملی امریکا بهانه به دست رقبای انتخاباتی خود، آن هم در فصل انتخابات، بدهد. کنگره امریکا به عنوان یک مانع قوی در سیاست واشنگتن نسبت به ایران ایفای نقش می کند. نکته ی مهم آنست که هرچه دیپلماسی بیشتر دستاورد داشته باشد به همان میزان از خطر وقوع جنگ کاسته می شود.
از فرصتی که در اختیار جرس گذاشتید سپاسگزارم.

۱۳۹۱ فروردین ۱۸, جمعه

آخرین شانس

آخرین شانس

هشدار آخرین فرصت زمستان ۹۰ به اخطار "آخرین شانس" بهار ۹۱ پیوند می خورد. رهبر "قدرت برتر جهان" که درراس بزرگترین اتئلاف تاریخ هم قراردارد، درپیام نوروزی، در باغ سبز مذاکره را باز نشان می دهد.رهبر جمهوری اسلامی از حمله ودشمن می گوید.
بهارنو، نیامده برزخ می شود. در چند قدمی، مخوفترین جهنم تاریخ، گلهای سرخ ایران را انتظار می کشد.همه روزهای دو هفته نخست فروردین به سخنان تهدید آمیز، سفرهای سرنوشتی، اجلاس تاریخ ساز می گذرد و منزلگاه ۲۵ فروردین را انتظار می کشد در استانبول یا بغداد.
"طالبان شیعه" که ایران را به یک قدمی جنگ خانمانسوزی کشانده اند، خواهان گفت وگو دراستانبول بودند، وچون ترکیه قدم بلند دیگری از آنها دور می شود، بر بغداد پای می فشارند که خیز بلند برای آغازجدائی رابرداشته است.
 در آستانه سال نو، سیاهه نام "طالبان شیعه" مورد تحریم جهان به ۷۸ نفر می‌رسد. ۱۷ نفر شان به تازگی در فهرست سیاه اروپا قرار گرفته اند. جهان "افزایش مداوم اعدام‌ها و سرکوب گسترده شهروندان ایرانی، از جمله حامیان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران واعضای اپوزیسیون" را دیده است. "همه مردان جمهوری اسلامی" مدام دارهای دیگر بر پا کرده، بر "مهندسی جامعه" پای فشرده اند، وسایل شکنجه خریده وابزار سا نسور فراهم کرده اند.
آخرین محموله "سرم ویژه اعتراف‌گیری" به ایران درگمرک آلمان لو رفته و توقیف شده است. قیمت۵/ ۲ کیلو داروی اعتراف‌گیری "تیوپنتال" (Thiopental) که در قالب ۵ هزار شیشه کوچک دارویی آماده‌ ارسال به ایران شده بود، معلوم نیست.
اما رویترز، میزان قرارداد سیستم شنود و کنترل مکالمات و فعالیت‌های اینترنتی، بین شرکت "زد تی ای" چین، دومین شرکت بزرگ مخابراتی در چین، و شرکت مخابرات جمهوری اسلامی را۱۳۰ میلیون دلاراعلام می کند.
 در بهار نو، نوبت به ممنوع کردن شادی و رقص در کودکستان ها و ریاست جلاد مطبوعات بر سازمان تامین اجتماعی می رسد. لابد سعید مرتضوی باید تجربه کهریزک رابرای حل مشکلات این سازمان گسترده بکار ببندد و سرمایه نجومی اش را هم به سرنوشت برداشت‌های شبانه دولت از حساب بانک‌ها - ۸۰۰ ميليارد تومان ناقابل - و۷۴۰۰۰ میلیارد تومان درآمد دولت در سال ۹۰ از افزایش قیمت سوخت، دچار کند.
علی لاریجانی که نام برادرش صادق همراه با سردار عزت اله ضرغامی در صدر سیاهه جدید ناقضان حقوق بشر است، برای بستن راه محمود احمدی نژاد نامه به رهبر می نویسدو دنبال ارقام گمشده می گردد. لابد برای همین یک گرگ دیگر را هم بر ریاست کل گرگان مالی می گمارند؛ محسني اژه اي رئيس شوراي عالي حفظ حقوق بيت المال می شود.
و دراین میان یک مدير کل حوزه سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری، برای تغییر ذائقه و خنده حضار از فراهم شدن شرايط ورود بيش از هفت ميليون گردشگر خارجی به ايران و لغو رواديد با ۶۰ کشور جهان می گوید.
و زمان بسرعت برق می گذرد. خطر با گام های بلند نزدیک می شود. همه روزهای دو هفته نخست بهار، بر متن موسیقی خوفناک جنگ، ایران در مرکز خبرها، رفت وآمدها و اجلاس گوناگون است.
لئون پانه تا، وزير دفاع ايالات آمريکا، بیخ گوش ایران می گوید: "هنوز زمان برای حل و فصل ديپلماتيک برنامه اتمی ايران وجود دارد ولی اين زمان به سرعت سپری می شود."
 مصاحبه او از شبکه تلويزيونی "الحره" در شهر ابوظبی امارات متحده عربی پخش می شود.
ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، هم فاصله زیادی تا ایران ندارد: "فرصت زیادی تا مصونیت برنامه هسته ای ایران در برابر هرگونه اقدام نظامی احتمالی، باقی نمانده است."
 هما ن روزی این حرفها زده می شود که روزنامه اسرائيلی هاآرتص نتايج يک نظر سنجی در اسرائيل را منتشر کرده است: "۶۵ درصد مردم اسرائيل موافق حمله نظامی به ايران هستند وبر اين باورند که خطر حمله به ايران کمتر از دستيابی اين کشور به سلاح اتمی است."
یوسف بن علوی بن عبدالله، وزیر مسئول در امور سیاست خارجی عمان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری رویترز نسبت به خطرات جنگ میان ایران و غرب هشدار می دهد: "دستیابی به راه حلی میانه به سود دو طرف است. می‌توانیم به خوبی ببنیم که خطر آغاز جنگ محتمل و دور از انتظار نیست."
"کنفرانس امنيت اتمی" اولین اجلاس مهم سال است که در سئول بر پا می شود و به "تروریسم اتمی" اختصاص دارد. جمهوری اسلامی و کره شمالی به اجلاس دعوت ندارند. اعتراض ایران هم با بی اعتنائی کامل روبرو شده است. نشریه آلمانی "دی‌ولت" می نویسد: "گرچه موضوع برنامه‌ی هسته‌ای کره شمالی و ایران رسما در دستور کار اجلاس سئول قرار ندارد، سایه‌ خطری که از جانب این دو کشور احساس می‌شود بر فضای کنفرانس سنگینی می‌کند."
 رهبران بيش از ۵۰ کشور جهان، نگرانی های خود را پيرامون خطر استفاده از مواد اتمی در اقدامات تروريستی و ضرورت افزايش همکاری های بين المللی در مورد حفاظت از مواد هسته ای را بررسی می کنند.
رجب طیب اردوغان، همراه یک هیات بلندپایه پس از پایان این کنفرانس به طور مستقیم به تهران پرواز می کند. در فرودگاه، خبرنگاری از نخست وزیر ترکیه می پرسد: "شما حامل پیامی از سوی باراک اوباما برای تهران هستید؟" سیاستمدار کارکشته پاسخ نمی دهد. در تهران سکوت مطلق است. کسی جرئت ندارد بپرسد که اردوغان جواب بدهد یا ندهد.
 اردوغان، پس از دیدار با محمود احمدی‌نژاد که کاملا تشریفاتی به نظر می آید به مشهد می رود و با آیت‌الله خامنه‌ای دیدار و گفت‌وگو می کند.
مردم ایران حتما حق ندارند با خبر شوند که دراین دیدار مهم چه گذشته است. اوباما پیامی داشته است یانه. عکس خندان رهبر و سیمای گرفته اردوغان کفایت دارد. چند روز بعد، رسانه ها اندکی پرده مذاکرات فوق سری – البته برای مردم ایران- را پس می زنند. بسته شدن سفارت ترکیه در سوریه، برپائی اجلاس "دوستان سوریه" در استانبول، کاهش ده درصدی واردات نفت از ایران توسط ترکیه، نشانه های "واگرائی" بیشتر ترکیه از جمهوری اسلامی است بر دو محور سوریه و مساله اتمی. دامنه واگرائی وقتی روشنتر می شود که جمهوری اسلامی بر تغییر محل اجلاس گفت وگوی اتمی از استانبول به بغداد پافشاری می کند.
خبری که برای مردم ایران محرمانه است، ازطریق اردوغان به وزیر خارجه "دشمن" یعنی هیلاری کلینتون– که رهبر جمهوری اسلامی او را دوره گرد خوانده بود- می رسد ؛و او هم چنان بلند می گوید که مردم ایران هم همراه جهانیان بشنوند: "به مقا‌م‌های ترکیه‌ای گفته شده که رهبر جمهوری اسلامی، سلاح‌های کشتار جمعی را از نظر شرعی حرام و مغایر با اسلام می‌داند."
تکرار همان حرف است که دستکم دوبار در سخنرانی های ایام نوروز توسط رهبر جمهوری اسلامی در مشهد تکرار شده و دیدگاهی کلی دینی رابیان می کند تا از سخن شفاف در باره مصداق مورد بحث تن بزند.
بیهوده نیست که خانم کلینتون می گوید: "ما با ایرانی‌ها به گفت‌وگو خواهیم نشست تا ببنیم این باور‌ دینی چگونه در عمل پیاده می‌شود.این یک باور کلی نیست بلکه سیاست یک دولت است. به این معنی که این سیاست دولت باید به طرقی تجلی پیدا کند. جامعه جهانی اکنون می‌خواهدکردار واین باور دینی را در کنار هم ببیند."
 نتیجه مذاکرات سرنوشتی خامنه ای ـ- اردوغان را که اکنون "استکبار جهانی" از آن کاملا مطلع و مردم ایران مطلقا بی اطلاعند، می توان از تندتر شدن واکنش جهان حدس زد و خطر جنگ را نزدیک تر دید.
باراک اوباما، شیرهای تحریم نفت را محکمتر می کند و می گوید: "دریچه مذاکره با ایران در حال بسته شدن است.ایران برای حل مسئله هسته‌ای خود سرعت عمل بیشتری داشته باشد."
فیدل کاسترو که آبروی تاریخی خود را همچنان خرج فشردن دستان خونین "نظام" می کند، سخت نگران می نماید: "حمله به ایران بزرگترین اشتباه تاریخ آمریکا خواهد بود."
روس ها که نتوانستند بازیگردان سرنوشت سوریه باشند، هنوز روی ورق جمهوری اسلامی بازی می کنند.سرگئی ريابکوف، معاون وزير امور خارجه روسيه می گوید: "مسکو به طور فزاينده نگران آن است که بحران بر سر برنامه هسته‌ای ايران باعث بروز درگيری نظامی بشود."
و حرف آخر هفته راهيلاری کلينتون می زند: "واشینگتن انتظار دارد ايران در مذاکرات آينده با گروه ۱+۵ «تعهدات محکم» در خصوص برنامه هسته ايش بسپارد."
 
 جنگ نظامی انتظار اجلاس فروردین را می کشد. جنگ اقتصادی با شدت تمام ادامه دارد.
واشينگتن پست می نویسد: "رژيم جمهوری اسلامی را با تحريم می توان به زانو درآورد و نه با بمب. باراک اوباما در راستای تلاش شديد برای منصرف کردن اسرائيل از حمله نظامی به ايران خود را به يک کارزار اعمال فشار گسترده بر ايران متعهد کرده است که اگر با جديت دنبال شود در نهايت به تغيير رژيم ايران منجر خواهد شد."
درمتن این سیاست، تحریم قدم به قدم پیش می آید.خدمات بانکی سوييفت به ايران از روز شنبه قطع می شود. سوييفت يک کد شناسايی ويژه برای بانک‌ها و موسسات مالی بين‌المللی است که از طريق آن می‌توانند نقل و انتقال پول برای خريد و فروش کالا و خدمات را انجام دهند. اين کد بزرگ‌ترين و مهم‌ترين سيستم ارتباط الکترونيکی جهان برای بانک‌هاست.ايران يکی از استفاده‌کنندگان از اين سيستم است و قطع ارتباط با سوييفت باعث خواهد شد که ايران يکی از مسيرهای اصلی تجارت با دنيا را از دست بدهد. بانک‌های ايرانی بخش بزرگی از مبادلات تجاری خود را با استفاده از همين سيستم انجام می‌دهند.
شرکت فرانسوی پژو همکاری با ايران را متوقف می کند. شرکت خودرو سازی هيوندای بدون "سر و صدا" همکاری های گسترده خود با ايران، از جمله سرمايه گذاری مشترک در تولید و فروش را پایان می دهد.
به گزارش نيويورک تايمز، شرکت خودرو سازی هيوندای به دليل تحريم های بين المللی و برای جلوگيری از قرار گرفتن در فهرست تحريمی شرکت هايی که با ايران همکاری می کنند تصميم به قطع فعاليت و همکاری های خود با ايران گرفته است.
یک روز پس از تحریم سه عضو نیروی قدس سپاه و دو شرکت ایرانی، وزارت خزانه داری آمریکا دو نهاد مرتبط با سپاه پاسداران، دو شرکت متعلق به کشتیرانی جمهوری اسلامی و همچنین دو مقام این شرکت را مورد تحریم قرار می دهد. بیانیه مربوطه ادبیات تازه ای دارد: "این تحریم‌ها عمق دخالت سپاه پاسداران و شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی را در اقدامات غیر قانونی و فریبکارانه هر چه بیشتر افشا کرد."
اتفاق تازه ای هم در زمینه رسانه روی می دهد. حدود دو ماه پس از لغو مجوز پرس تی‌وی، تلویزیون انگلیسی‌زبان جمهوری اسلامی، در بریتانیا، این شبکه با حکم دفتر نظارت بر رسانه‌های آلمان از ماهواره «اس‌ای‌اس آسترا» نیز حذف و پخش آن به پایان می رسد.
درست درهمان روزهائی که خبر می رسد صادرات نفت ايران با ۳۰۰ هزار بشکه کاهش، به زير دو ميليون بشکه در روز رسيده است، باراک اوباما، شیرهای تحریم نفت را چند دور محکمتر می کند.رئیس جمهور آمریکا، تنها ساعاتی به پایان مهلت قانون مصوب کنگره برای تحریم ایران، اعلام می کند: "عرضه نفت کافی است و تولیدات نفت دیگر کشورها این امکان را می‌دهد که نفت و محصولات نفتی که از ایران... خریداری می‌شود، به طور چشمگیری کاهش یابد.ایالات متحده می‌تواند بانک‌ها و دیگر موسسه‌های مالی را که از ایران نفت می‌خرند، تحریم کند بدون آنکه بازار جهانی نفت آسیب ببیند."
کارشناسان اقتصادی می گویند: "انتظار می‌رود این اقدام باراک اوباما ضربه‌‌ دیگری به بخش نفت و انرژی ایران وارد کند، چرا که از این پس کشورهای خریدار نفت باید میان نفت ایران و تحریم‌های مجازات‌های یکجانبه آمریکا یکی را انتخاب کنند."
هیلاری کلینتون، اعلام می کند که ۱۱ کشور، بلژیک، جمهوری چک، فرانسه، آلمان، یونان، ایتالیا، ژاپن، هلند، لهستان، اسپانیا و بریتانیا واردات نفت خود از ایران را به شدت کاهش داده اند.
تنها ساعاتی پیش از اظهارات باراک اوباما، وزیر انرژی ترکیه خبر می دهد که این کشور ۱۰ درصد از واردات نفت از ایران را کاهش می دهدو نفت لیبی را با بخشی از نفت ایران جایگزین خواهد کرد.
ضرب‌الاجل آمریکا و اتحادیه اروپا برای آغاز تحریم خرید نفت از ایران هم نزدیک است. کشورهای تولیدکننده نفت، رایزنی با خریداران نفت ایران را آغاز کرده‌اند تا در صورت حذف احتمالی نفت خام ایران از بازار جهانی، بتوانند سهم بیشتری از این بازار را به نفت خام تولیدی خود اختصاص دهند.
یکی از فعالترین این کشورها عراق است که جایگاه سنتی ایران را بعنوان دومین تولید کننده اوپک بخود اختصاص داده است. مقامات عراقی به دولت سریلانکا پیشنهاد کرده‌اند که کمبود احتمالی نفت خام ایران را برای این کشور پر کنند. سریلانکا به زودی واردات نفت از ایران را متوقف می‌کند. همان راهی است که مالزی هم می رود.شرکت شل می گوید که یک میلیارد دلار بدهی خود به ایران را نمی‌تواند پرداخت کند.
اروگوئه هم می خواهد از آب گل آلود ماهی بگیرد. پیشنهادش این است: نفت در برابر برنج.
جهان برای روزهای دورتر هم برنامه دارد.علی الدباغ سخنگوی دولت عراق خبر می دهد که بغداد طرحی فوق العاده برای ادامه صادرات نفت از عراق از حوزه‌های نفتی جنوب این کشور در صورت بسته شدن تنگه هرمز وضع کرده است. عراق تصمیم به ساخت خط لوله‌ای برای انتقال نفت جنوب به بندر جیهان ترکیه گرفته است.
سیتی بانک خبر مهمی در اختیار جهان می گذارد: "تولید نفت آمریکا در سال ۲۰۱۷ از عربستان سعودی و روسیه پیشی خواهد گرفت. مازاد انرژی ذخیره شده در آمریکا در واقع در دهه آینده، آمریکا را به خاورمیانه جدیدی تبدیل خواهد کرد."
موضوع نخستین دیدار مهم سال نوی ایرانی وزیر خارجه خاورمیانه ۵ سال بعد با پادشاه عربستان – نفت خاورمیانه کنونی ایران ـ سوریه و نفت است.
تصاویری که تلویزیون دولتی عربستان سعودی از دیدارعبد الله بن عبد العزیز با هیلاری کلینتون پخش می کند، حضور سعود الفیصل وزیر امور خارجه، سلمان بن عبد العزیز وزیر دفاع و مقرن بن عبد العزیز رئیس سازمان عربستان سعودی را در این دیدار به نمایش می گذارد.
دستاورد جلسه، بسی فراتر از موضوع اعلام شده است. هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا و سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان در کنفرانس خبری مشترک خود درریاض اعلام می کنند: "آمریکا و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس بررسی‌های کار‌شناسی برای برپایی سپر دفاع موشکی مشترک را آغاز کرده اند. در همین زمینه کمیته مشترکی با حضور دیپلمات‌ها و کار‌شناسان امنیتی برای بررسی این موضوع تشکیل شده است."
دورادور ایران انواع سلاح های مخوف را برای حمله آماده کرده اند. سپر دفاعی را هم یکایک فراهم می آورند.
پاسخ "نظام" به خبر ایجاد سپر دفاعی جدید مثل همیشه جز آمیزه ای از شعار و تهدید نیست و از زبان علاءالدين بروجردی رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس: "آمريکا سالهاست با فريب دادن کشورهای منطقه و مطرح کردن ايران به عنوان خطر در منطقه خاورميانه از کشورهای منطقه باج می گيرد. مطرح کردن سپر موشکی در خليج فارس موضوعی تشنج زا است. جواب ایران قاطعانه خواهد بود."
دومین گرد هم آئی مهم در ترکیه برپامی شود. "دوستان سوریه" همه جمعند. جمهوری اسلامی درآستانه اجلاس رسما خود را در مقام "دشمن سوریه" فریاد کرده است.
آیت‌الله خامنه‌ای به رجب طیب اردوغان که مواضع تندی نسبت به حکومت بشار اسد، اتخاذ کرده، گفته است: "جمهوری اسلامی ایران قویاً با هر طرحی که آمریکایی‌ها در ارتباط با مسایل سوریه مبدع آن باشند، مخالف است. جمهوری اسلامی ایران از سوریه به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دفاع خواهد کرد و با هر گونه دخالت نیروهای خارجی در امور داخلی سوریه به شدت مخالف است."
خبرگزاری رویترز هم از کمک ۸۴ میلیون دلاری جدید ایران به سوریه برای دور زدن تحریم‌ها خبر داده است.
 "نظام" را به کنفرانس سئول راه نداده اند. در اجلاس استانبول جایی ندارد.حرف اصلی اجلاس این است: "در دهکده جهانی، دیکتاتور سوریه نمی تواند خود را ارباب و مردم کشورش را رعیت های گوش به فرمان بداند."
 اجلاس، شورای ملی سوریه را به عنوان "نماینده مشروع مردم سوریه " به رسمیت می شناسد. کشورهای حاشیه خلیج فارس اعلام آمادگی می کنند که به شورای ملی سوریه کمک مالی کنند تا به نظامیانی که از رژیم جدا شده اند و علیه آن مبارزه می کنند حقوق ماهیانه پرداخت کند.
کوفی عنان که یونگه ولت- نشریه آلمانی- او را "طراح حذف گام به گام اسد" می نامد، طرح خود را به تائید اجلاس می رساند.
هیلاری کلینتون اعلام می کند: "جهان دچار تردید نخواهد شد، اسد باید برود!"
احمد فوزی، سخنگوی کوفی عنان فرستاده ويژه سازمان ملل می گوید: "یک هیات از سازمان ملل برای مذاکره درباره نيروهای حافظ صلح سازمان ملل و نظارت بر اجرای توافق آتش بس ظرف ۴۸ ساعت آینده وارد سوريه می شود."
گرد هم آئی مهم بعدی در بغداداست و بدون حضور جمهوری اسلامی. واشنگتن پست می نویسد: "کنفرانس سران عرب که قرار است برای اولین بار در نسل حاضر در بغداد برگزار شود فرصتی استثنایی است تا عراق را بار دیگر به بازیگرسیاسی مهمی در جهان عرب تبدیل کند.این امر همچنین رهبری شیعه عراق را تحت فشار قرار خواهد داد تا در خصومت های سیاسی فرقه ای درمنطقه موضع مشخصی اتخاذ کند. در صدر این موضعگیری ها بحران سوریه قرار دارد که در چشم رهبران عرب آزمونی است برای شناخت اینکه آیا بغداد در طرف اعراب قرار دارد یا به ایران شیعه نزدیک تر است.این حادثه رهبران سنی عرب بغداد را مجبور خواهد کرد تا از اقدام جمعی علیه بشار اسد رئیس جمهور سوریه حمایت کند. در همان حال عراق نگران آن است که خشم ایران را، که از متحدین اسد در منطقه است و به رهبران شیعه عراق نزدیک، بر انگیزد."
نشست، راهی میان طرح اتحادیه عرب و کوفی عنان راتصویب می کند و خواستار آغاز گفت‌و‌گو میان دولت و اپوزیسیون سوریه به منظور حل و فصل بحران یک ساله این کشور می شود.
سوریه، هر چه باشد دیگر متحد استراتژیک جمهوری اسلامی در منطقه نخواهد بود.
فروردین ۹۱که می تواند ماهی تاریخی در حیات ایران باشد، از نیمه می گذرد. بخش عمده ای ازجهان برهبری آمریکا در برابر جمهوری اسلامی صف کشیده است. از افزار و نبرد افزار و ثروت و قدرت و مشیر و مشار و مشاور، از سرباز ومهمات چیزی کم ندارد. از زبان سر فرماندهی می گوید: "از نظر واشنگتن این دور از مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای ایران «آخرین شانس» برای تهران است."
و خواستش توقف فعالیت برای ساختن سلاح اتمی است. نیروی هسته ای صلح آمیز را هم حق همه کشورها می داند.
در برابرش "نظام" است که در یک نفر خلاصه می شود و همه ایران رابر سر دوراهی آورده است که خواست "او" است. و هردو راه به جهنم می برد.
متیو کورنیگ، مشاور امنیت هسته ای در شورای روابط خارجی آمریکا لحظه را چنین می بیند: "ایران تردید های استراتژیک خود را دارد. از یک سو ناچار است به دلایل داخلی و تاکید بر رویارویی با جامعه بین المللی دست به تلافی بزند. از سوی دیگر نمی خواهد به چنان جنگی با اسرائیل و آمریکا دست بزند که باعث سقوط رژیم شود."
ایران را به کدام راه خواهند برد؟
على اصغر سلطانيه، سفير و نماينده دائم جمهورى اسلامى در نهادها و سازمان هاى بين المللى، می گوید: "هيچ‌كس جرات حمله به ايران را ندارد و هرگونه تحرك اسرائیل با مشت آهنين ايران مواجه خواهد شد."
مسعود جزایری٬ معاون ستاد کل نیروهای مسلح تهدید می کند: "در صورت حمله نظامی به ایران هیچ نقطه‌ای از آمریکا در امان نخواهد ‌ماند. ایران در برابر حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل٬ به آن‌ها حمله خواهد کرد.آمریکا، صهیونیست‌ها و ارتجاع عرب توجه داشته باشند، هر کجا که منافع جمهوری اسلامی مورد تهدید واقع شود، با آن‌ها مقابله جدی خواهیم داشت."
آخرین سخن رهبر "نظام" این است: "کثرت تهديدات عليه جمهوری اسلامی، نشانگر قدرت و تاثير گذاری بالای اين نظام است.اگر نظام اسلامی قدرت نداشت، بدخواهان ملت ايران سراسيمه خود را به آب و آتش نمی زدند.ايران از مرحله کنونی با سربلندی عبورخواهد کرد."
انگار به تمامی بر طبل جنگ می کوبند.
راه سوم را هاشمی رفسنجانی نشان می دهد، بصراحت تمام مذاکره با "ابرقدرت زمانه آمریکا" را پیشنهاد می کند.
گروهی از"نمایندگان" مجلس از زبان آیت‌الله خامنه‌ای جوابش را می دهند: "کسانی که دم از مذاکره با آمریکا می‌زنند یا از الفبای سیاسی چیزی نمی‌دانند و یا الفبای غیرت را خوب ننوشته‌اند."
 حسین شریعتمداری "ساده‌لوح، یا مرعوب" می خواندش.
ماموران جمهوری اسلامی که در ماموریت های مخفی وآشکار فعالند، تقاضای پنهان در پشت این الفاط آتشین و تهدید هارا نشان می دهند.
محمد جوادلاریجانی در ژنو اعلام می کندکه "شفافیت کامل" ایران در ازای "همکاری" غرب ممکن است.
 حسين موسويان، مذاکره کننده سابق هسته ای جمهوری اسلامی که درآمریکا زندگی می کند، بروشنی در باره "همکاری" توضیح می دهد: "غرب بايد ديگر از تغيير رژيم در ايران صحبتی به ميان نياورد."
 
خانم ها! آقایان!
در این بهار خوفناک می توان - بر اساس اطلاعات در دسترس- گفت که ایران گروگان بقای "نظام" است. تضمین امنیتی می خواهد که بر جا بماند و سخن از تغییرش نرود، تا سلاح اتمی بر زمین بگذارد.
 تاریخ خواهد گفت که سیاست مذاکره، نشانه ساده لوحی است و یا بر طبل جنگ کوبیدن شامل تعبیری می شود که از زبان فرد ناشناسی در سایت رسمی مقام رهبری می منتشر و سپس حذف می شود.
این فرد ناشناس در پاسخ به پرسش سایت دفتر خامنه ای درباره مهم ترین و به یاد ماندنی ترین جمله او در سال ۹۰ نوشت: "به نظر من این جمله بود که ایشون فرمودند ما با هر سطح که دشمن حمله کند با همان سطح جوابش را خواهیم داد که طبق معمول خریت خودشان و همه آخوندنماهای ایرانی را نشان می دهد. خاک بر سر همه شون."
فروردین به نیمه است. اما نه بهاراست دیگر. خوف ویرانی رایحه گلهای سرخ را بر باد می دهد و سخن بلند فردوسی را بیاد می آورد:
نــــمانــیــم کـیـن بوم ویــران کنند
 هــمــی غــارت از شــهـر ایران کنند
نـــــخوانـنـد بر ما کــــسـی آفــرین
چـــو ویـــران بود بوم ایـــران زمـــین
دریغ است ایران که ویـــران شـــود
کـــنــام پــلنــگان و شــیران شـــود
همه سربه سر تن به کشتن دهیم
از آن به که ایران به دشمن دهیم
چو ایـــران مبـــــاشد تــــن من مباد
در این مرز و بوم زنده یک تن مباد