‏نمایش پست‌ها با برچسب روز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ خرداد ۲۸, یکشنبه

امیرارجمند: رهبرسازی برای جنبش سبز زمینه‌ای در داخل کشور ندارد و شکست می‌خورد


خلاصه: مشاور میرحسین موسوی معتقد است هر گونه جریان رهبرسازی برای جنبش به شکست منتهی می‌شود چرا که زمینه‌ای در داخل کشور ندارد و میر حسین موسوی و مهدی کروبی همچنان میان مردم ایران مقبولیت و محبوبیت دارند.  
اردشیر امیر ارجمند، در گفت و گو با میهن شورای هماهنگی راه سبز امید را مدعی رهبری جنبش نمی داند بلکه آن را یک صدا از میان آواهای گوناگون سبز می داند. ارجمند می گوید جنبش سبز در پی یک انقلاب و جنگی هشت ساله که اصالت شهادت طلبانه داشت، جنبش زندگی است و برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران، شهروند محور و با خواستهای حقوق بشری است. ارجمند به آینده امیدوار است و حتی می گوید خیزشی در راه است.گفت و گوی میهن با دکتر اردشیر امیر ارجمند را بخوانید.

وی خاطر نشان کرد: از ابتدای جنبش سبز، آقایان موسوی و کروبی مُکرر از رهبری غیر متمرکز و سامان دهی شبکه های اجتماعی گفته بودند و اینکه هر کس در هر جایی باید برای جنبش تلاش کند.شعار هر شهروند یک رسانه هم در همین راستا مطرح شد. اما به هر حال یک صدای واحد و هماهنگ کننده لازم است تا راهبردها گم نشود، آن صدا، رهبران جنبش سبز هستند و آنها این نقش را بر عهده گرفتند و خوب هم عمل کردند.انها به دنبال ایجاد رهبری هرمی کلاسیک نبودند. راه را در کنار مردم و با مردم پیدا کردند و نشان دادند و در پای ان مردانه ایستادند. آقایان موسوی و کروبی با ملاک قرار دادن قانون اساسی با توجه به اینکه این قانون اساسی مقدس نیست, ایراد هم دارد و هم قابل اصلاح است، مبارزه مسالمت آمیزی را پی گرفتند و بر حقوق شهروندی تاکید کردند. جنبش سبز که آقایان رهبری کردند ، جنبش حق بنیاد بود و تفاوتش با دیگر جنبش های تاریخ ما در این گفتمان حقوق بشری است که از مجموعه رفتار رهبران ساخته شد. به هر حال تضعیف این رهبری یا طرح رهبری دیگر یا جدید بدون اینکه زمینه اجتماعی داشته باشد، خطای بزرگی است و موجب تضعیف جنبش است.موسوی و کروبی و همچنین خاتمی سرمایه عظیمی برای مردم ایران هستند و به نظر من آنها از پایه های امنیت ملی کشور هستند متاسفانه اقتدارگرایان و خودکامگان ارزش آنها را در نمی یابند. با وجود آنها امکان آلترنانیو سازی غیر ملی وجود ندارد یا بسیار دشوار است. اگر همین الان هم در داخل اتفاقی بیفتد و آقای مهندس موسوی و کروبی بین مردم باشند خلایی ایجاد نخواهد شد.

سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید یادآور شد:بارها تاکید شده است که شورا نقش هماهنگ کننده دارد.در مورد انحصار طلبی هم قطعا ادعای بی مبنا و غیر منصفانه ای است. ما هیچ وقت ادعا نکرده ایم که تنها صدای همه جنبش سبز هستیم.کدام موضع یا عمل شورا مُثبِت این اتهام است؟برخی افراد و جریانات بجای مبارزه با استبداد داخلی، شورا را هدف تخریب قرار میدهند. اما شورا هرگز وارد این بازی مخرب نشده و نمی شود . در مورد فراخوان باید گفت که شورا نهادی در داخل کشور است که بعد از مشورت وتلاش جهت ایجاد اجماع، بانیروهای موجود در جنبش به نتیجه ای می رسد وآن را اعلام می کند. میزان موفقیت در این تلاش بستگی به شرایط دارد. مثلا در بحث عدم مشارکت در انتخابات، اجماع سازی شورا موفقیت آمیز بود و در سطح وسیع و گسترده در داخل کشور اجماع سازی انجام داد .ما شاهد فراخوانهای متفاوت از طرف اشخاص یا جریانات مختلف بوده ایم آیا همه آنها ادعای رهبری یا انحصار داشته اند؟

امیرارجمند گفت:ایجاد دو گانه اصلاح طلبی و جنبش سبز را سازنده تلقی نمی کنم . یک وقت از اختلاف سلیقه صحبت می کنیم و این با ایجاد یک شکاف متفاوت است. باید سعی کرد اختلاف دیدگاهها به شکاف نرسد. باید با حفظ اصول و کفِ مطالبات قدر مشترکی داشته باشیم و جنبش سبز را به گونه ای تعریف کنیم که بیشتر اصلاح طلبان، درجنبش سبز حضور داشته باشند.
وی درباره انتخابات ریاست جمهوری آینده خاطرنشان کرد:تصمیم گیری درباره انتخابات ریاست جمهوری بسیار زود است. اما خواه ناخواه این مساله مطرح می شود و باید درباره اش بحث شود و جوانب مختلف آن بررسی شود. اما نباید به گونه ای رفتار کرد که همه ابعاد و مسائل جنبش سبزصرفا چگونگی برخورد جنبش سبز تحت الشعاع انتخابات قرار گیرد. دررابطه با خود انتخابات باید یک نگاه کلی داشته باشیم. وقتی از پرهیز از افراط و تفریط، صحبت می کنیم یعین همین. باید ملاک داشته باشیم تا به نوسان کمتری دچار شویم.به نظر من در این باره بین آقای موسوی و کروبی و حتی دیگران مثل آقای هاشمی و خاتمی اتفاق نظری وجود داشته است. برای اینکه انتخابات معنا داشته باشد، باید مقدماتی باشد و بدون این زمینه ی عینی انتخابات معنا ندارد، یعنی باید شرایط امنیتی کشور تغییر کند. آیا عقل سلیم می پذیرد که در این شرایطِ فوق امنیتی،در انتخابات شرکت کرد؟ مطالبه اصلی جنبش سبز همچنان مشارکت در انتخابات آزاد و منصفانه است. باید این تغییر از جایی و نقطه ای شروع شود. اگر طرف مقابل و حکومت می خواهد انتخابات بر گزار شود ، باید نشان دهد که تحول ایجاد می کند. اصلی ترین کار، آزادی رهبران جنبش است. مگر می شود بدون آزادی این آقایان که بدون محاکمه و مجوز قانونی در زندان هستند از انتخابات آزاد صحبت کرد؟ آیا می شود تمام فعالان سیاسی همچنان در زندان باشند و ما بگوییم که می خواهیم در انتخابات شرکت کنیم؟ کسی که به معیارهای حداقلی دموکراسی اعتقاد دارد، می تواند در این انتخاباتی شرکت کند؟ آیا ما صرفا باید دنبال این باشیم که با هر شرایطی و در هر وضعیتی در انتخابات شرکت کنیم، این توجیه عقلی و سیاسی ندارد. این نشانه دگماتیزیم و رادیکالیزم هم نیست. محافظه کاری زیاد مثل رادیکالیزم مضر و غیر سازنده است. منطقی ترین راه برای شروع تنش زدایی, آزادی زندانیان و شکست حصر رهبران جنبش سبز است. برای یک انتخابات منصفانه ، حاکمیت باید قدمی برای حل اختلاف بردارد. کسانی که می خواهند در انتخابات شرکت کنند باید نشان دهند کدام حرکت برای حل اختلاف و یا آشتی ملی صورت گرفته است. ما حتی در انتخابات گذشته هم خواستار این بودیم که نهادی بی طرف به ادعای تقلب در انتخابات و حوادث بعد از ان رسیدگی کند. امری که هرگز محقق نشد.

وی افزود:خواست ما ایجاد نهادهای حقیقت یاب داخلی واقعا مستقل بود و هست چه در مورد انتخابات چه در مورد انچه در زندانها گذشت و سایر موارد. اما این بدا ن معنا نیست که از نظر حقوقی هر گونه نظارت بین المللی در انتخابات را مغایر با استقلال کشور تلقی کنیم.مثلا ایران هم بیانه اتحادیه ی بین المجالس در مورد استاندارهای انتخابات ازاد , سالم و منصفانه را پذیرفته است. یکی از موارد امکان حضور ناظران خارجی در چهار چوب این اتحادیه است. خود ایران بارها ناظربه کشورهای دیگر فرستاده است. اگر تعبیر این بود که این عمل مغایر با استقلال داخلی است خوب ایران هم نباید این کار را انجام می داد. پس چنین تعبیری نیست.
امیر ارجمند گفت: توجه کنید ترکیب هیات رسیدگی به تخلفات انتخاباتی را که توسط حاکمیت تعیین شدند آقای ولایتی ، آقای رحیمیان که رییس بنیاد شهید بود، آقای حداد عادل و غیره . انگار طرف دیگر وجود ندارد. این می شود یک طرفه به پیش قاضی رفتن. کدام انسان منطقی می تواند ادعا کند که این چنین هیاتی بی طرف است؟ مثلا آقای حداد عادل، واقعا دنبال کشف حقیقت بود یا ابلاغ اینکه رهبردر مورد انتخابات قبلا اعلام نظر کرده وباید اطاعت کرد و این مصلحت نظام است؟

وی درپاسخ به این سئوال که بر چه اساسی می توان گفت نظارتِ یک نهاد بین المللی بر انتخابات داخلی منافاتی با استقلال کشور ندارد خاطرنشان کرد:باید نسبت به این مسئله دقت حقوقی و سیاسی داشت.دو نوع نظارت داریم. یکی داوطلبانه و دیگری اجباری. نظارت داوطلبانه که با رضایت دولت محل برگزاری انتخابات انجام میشود سالها است که وجود دارد و استقبال خوبی هم از ان میشود بویژه در دموکراسی های جوان . اما نظارت اجباری وجود ندارد و موارد نادری هم که ازاین نوع بوده بر اساس قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل بوده است. این گونه موارد قطعا با استقلال سیاسی کشور ذیربط منافات دارد.امااز نظر حقوقی مسئله کلی تر و به عبارتی معضل مهمی در نظام بین المللی وجود دارد وآن تضمین حق های بشری است. هنگامی که دولتهای ملی آنها را نقض می کنند.چه راهی را باید برگزید تا در عین حمایت از حقوق بشر, استقلال کشورها لطمه نخورد و قدرتهای بزرگ به بهانه حقوق بشر در امور داخلی کشور ها مداخله نکنند؟ جامعه بین المللی هنوز نتوانسته این معضل را حل کند.اما با این مقدمه در مورد انتخابات باید گفت ,حق تعیین سرنوشت یک حق بشری است که یکی از اصلی ترین ابعاد آن حقِ داشتن حکومت دموکراتیک است و برگزاری انتخابات ازاد,سالم و منصفانه هم به عنوان یکی از مکانیزمهای تحقق این حقوقِ بشری شناخته شده است،برای اینکه مردم همه کشورها از این حق بدون خونریزی و مداخله نظامی و سیاسی قدرتهای بزرگ و کوچک برخوردار بشوند.

امیرارجمند اظهار داشت:شاید منطقی ترین و ممکن ترین راه این باشد که سازمان ملل متحد به عنوان یک نهاد بین المللی که تقریبا همه کشورهای جهان در آن عضودارند ، بتواند بر انتخابات کشورها نوعی نظارت داشته باشد.قطعا وقتی همه کشورهای عضو در فرایند تدوین اسناد این امر و نهادهای مربوط به آن و سپس اجرای آن مشارکت داشته باشند امکان یک جانبه گرایی وجود نخواهد داشت. نه نظامی گری و مداخله در امور داخلی کشورها توجیه خواهد داشت و نه شاهد فجایعی مثل لیبی و سوریه خواهیم بود که دهها هزار نفر کشته شوند.به عنوان کسی که حقوق خوانده وتدریس کرده، می دانم که این کار ساده ای نیست ولی ممکن است و همه طرفداران آزادی و عدالت بویژه حقوقدانان کشورهای در حال گذار باید در این راه تلاش کنند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت:آقای کروبی به معنایی در زندان انفرادی هستند. اما مدت زیادی است که به آقای موسوی هیچ گونه ملاقاتی نداده اند و بعد از اظهار نظرشان درباره انتخابات مجلس، همه ملاقاتهای ایشان با دخترانشان قطع شده است. به عبارت دیگر دارند بابت اظهار نظرشان ایشان و خانوادهاش را مجازات میکنند. به هر حال آقای کروبی و موسوی و خانم رهنورد از هیچ حمایت قانونی برخوردار نیستند. هرچند حاکمیت دچار بحران شدید است و باید تغییراتی در این وضع صورت بدهد.

سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید گفت:روزگار سختی است اما من اصلا نا امید نیستم و آینده را بسیار روشن می بینم. درست است که افراد تمایلی به پرداخت هزینه سنگین ندارند. اما در نظر داشته باشید که سی سال پیش در کشور ما انقلابی به وقوع پیوست و این انقلاب بر پایه ی ایثار و شهادت طلبی بود و بعد هشت سال جنگ برای حفظ آب و خاک با روحیه شهادت طلبی ادامه یافت. در جنبش سبز هم مردم ثابت کردند باز اهل ایثار هستند اما این جنبش قبل از هرچیز ، جنبش زندگی است. سرکوب هست و رکود هم ممکن است وجود داشته باشد اما اشتیاق و علاقه هم هست و زمینه که فراهم شود آن ایثار هم هست. این جنبش دستاوردهای بسیار بزرگی داشته و با توهم زدایی و آبرو بخشی توام بوده ، بسیاری از تابوها شکسته شده و اینها قدم های موثری بوده است.مردم می دانند به دنبال چه چیزی هستند. بد نبال فرصت برای پیگیری آن هستند. نباید ناامید شویم که دو سه سال طول کشیده است، باید نور امید را تقویت کرد و من شخصا ناامید نیستم .خیزشی جدید در راه است.