‏نمایش پست‌ها با برچسب بمب اتمی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بمب اتمی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ مرداد ۷, شنبه

کاظم نیکخواه: مذاکرات اتمی و بن بست حکومت اسلامی

kazem-nikxah
انترناسیونال ٤٦٣
 بنا به گزارشها دور دیگری از مذاکرات اتمی میان دولتهای غربی و جمهوری اسلامی در راه است. و این در حالیست که هر دو سو به زبانهای مختلف اعتراف میکنند که این مذاکرات در بن بست قرار دارد. بن بست و شکست این مذاکرات بویژه برای جمهوری اسلامی یک معضل و شکست مهم و خطرناک محسوب میشود. و یک بار دیگر کل معضلات جمهوری اسلامی را جلوی چشم قرار میدهد. شکست در این مذاکرات بدین معناست که تحریمهای اقتصادی با شدت بیشتری اعمال خواهد شد و فشار بر این حکومت و انزوای دیپلماتیک آن در سطح جهان ابعادی می یابد که میتواند برای حکومت بسیار تعیین کننده  و خطرناک شود و پیامدهای دیگری را نیز در پی داشته  باشد. سخنان روز سه شنبه خامنه ای در جمع "مسئولان حکومتی" در واقع تلاش و تقلایی است برای مقابله با همین وضعیت یعنی یکدست کردن صفوف حکومتیان، و عقب راندن تردیدها و زمزمه های عقب نشینی در برابر غرب. خامنه ای میگوید اگر ما یک قدم عقب بنشینیم دشمن بازهم بیشتر پیشروی خواهد کرد. او میگوید آنها مساله شان فقط سلاح اتمی نیست بلکه کل موجودیت حکومت را نشانه رفته اند. او به جناحها و باندهای رقیب نظیر دوخردادیهای سابق نیز نیشی میزند و آنها را خواهان عقب نشینی در برابر غرب تصویر میکند. او همچنین به معضلات اقتصادی دولتهای غربی اشاره میکند و در عین حال اعتراف میکند که جمهوری اسلامی نیز مشکلات جدی ای دارد گرچه قابل رفع و رجوع است.
حقیقت اینست که برخلاف گفته های خامنه ای شکست مذاکرات اتمی برای جمهوری اسلامی میتواند عواقب بسیار وخیمی داشته باشد. جمهوری اسلامی در شرایط یک ورشکستگی کامل اقتصادی و فضای ملتهب داخلی به این مذاکرات پا گذاشت. هنگام شروع این مذاکرات دولت احمدی نژاد علائم  و نشانه هایی از خود نشان داد که حاضر است در زمینه اتمی عقب نشینی هایی را قبول کند تا تحریمها کنار زده شود. حتی یکی از معاونین احمدی نژاد گفته بود که ما حاضریم اورانیوم غنی شده تحویل بگیریم و سانتریفوژهایمان را تعطیل کنیم. اکنون خامنه ای دارد اعتراف میکند که چنین عقب نشینی ای برای حکومت امکان پذیر نیست. این آن چیزی است که ما از همان ابتدا بر آن تاکید کرده بودیم و از همان ابتدا گفته بودیم که شکست این مذاکرات حتمی است. البته این واقعیتی است که آمریکا و دول غربی نیز دچار بحرانند و معضلات جدی ای دارند و دست و بالشان در این کشاکش بهیچ وجه باز نیست. به همین دلیل این وضعیت میتواند سالهای سال ادامه یابد.
وقتی خامنه ای میگوید اگر ما عقب نشینی کنیم دشمن بیشتر پیشروی میکند، در واقع دارد اعتراف میکند که این حکومت راه پس و پیش ندارد. بن بست حکومت فقط این نیست که در برابر دولتها یا در مذاکرات اتمی ناتوان است. بلکه در برابر مردم سرنگونی طلب است که این حکومت جایی برای عقب نشینی مقابل خویش نمی بیند. در برابر مردمی که از گرسنگی و فقر و سرکوب به تنگ آمده اند و میدانند که راه دست یابی شان به حداقل شرایط زندگی انسانی سرنگونی حکومت منفور اسلامی است، این حکومت جای تکان خوردن ندارد. هر شکست و عقب نشینی آن میتواند روزنه ای برای اعتراضات گسترده تر را بگشاید. و خامنه ای همین واقعیت را به عیان مقابل چشم خویش میبیند. میتوان با قطعیت گفت که بن بست مساله اتمی از اینجا سرچشمه میگیرد. صفوف این حکومت بشدت در هم ریخته است. همه میدانند که باند خامنه ای و احمدی نژاد و رفسنجانی و گروههای مختلف قدرت، هرچند هم موقتا به درجه ای ساکت شده اند، تا چه حد به خون یکدیگر تشنه اند. و حتی علیرغم عتاب و خطابهای خامنه ای هرروز اختلافاتشان از جایی بیرون میزند. به عبارت دیگر انزوای وسیع بین المللی، بن بست و در هم ریختگی اقتصادی، نزاعهای باندهای متعدد حکومتی، بر متن موج وسیع سرنگونی طلبی در میان مردم، جمهوری اسلامی را در بن بست کامل قرار داده است. و این آن وضعیتی است که خامنه ای سعی میکند آنها را کم اهمیت جلوه دهد و روحیه صفوفش را در برابر آنها ترمیم کند. همانگونه که اشاره شد شکست مذاکرات اتمی یک نتیجه فوریش تشدید تحریمهای اقتصادی است. با این هدف که مردم به عامل سیاستهای غرب در برابر جمهوری اسلامی تبدیل شوند.
مردم ایران نیاز به گرسنگی ندارند
دول غربی و آمریکا در عراق و افغانستان و قبل از آن در بسیاری از نقاط دیگر جهان نشان داده اند که وقتی از تغییر و تحول و بهبود سخن میگویند چه جهنمی را مد نظر دارند. خصومت و دشمنی عمیق مردم با حکومت اسلامی قرار است توسط آنها وثیقه سناریوهای ضد انسانی ای شبیه خود جمهوری اسلامی شود. قیمتی که مردم برای رسیدن به یک چنین هدفی باید بپردازند البته هیچگاه محاسبه نشده است. اینکه چند هزار یا چند صد هزار کودک در همان اولین روزهای زندگی به کام مرگ و نیستی رانده میشوند، چند هزار یا چند صد هزار نفر از مردم از ساده ترین بیماری ها و حتی از نداشتن نان شب قربانی میگردند، و چند میلیون نفر زندگی شان به دلیل محرومیت از دسترسی به ساده ترین ضروریات زندگی تباه و سیاه و تلخ میشود، مشغله حکومتها نیست. همه چیز میتواند فدای بازیهای دیپلماتیک شود. این اتفاقی است که در خیلی کشورها در ابعاد فاجعه آمیزی افتاده و الان در ایران دارد صورت میگیرد. مردم از نداری وسیعا خشمگینند. همین روزها مردم نیشابور در صف مرغ و گوشت با عصبانیت دست به تظاهرات زدند و فریاد "ننگ بر گرسنگی" سر دادند که در واقع منظورشان مرگ بر جمهوری اسلامی بود. صفهای طویل مرغ در شهر الوند قزوین و انتظار هفت هشت ساعتی برای یک مرغ که گزارش آن همین امروز منتشر شده، نیز نمونه دیگری از وضعیت زندگی مردم در این جامعه است. اما مردم ایران برای شورش علیه حکومت نیاز به گرسنگی کشیدن بیشتر ندارند. این مردمی هستند که بارها علیه حکومت به خیابان آمده اند. این مردم سال ٨٨ بطور میلیونی با فریاد مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر جمهوری اسلامی به خیابان آمدند. این مردمی هستند که هرروز در کوچه و خیابان در برابر سیاستهای ضد زن حکومت می ایستند، در برابر اعدامها دست به شورش میزنند، در برابر زندانها تجمع میکنند و مهمتر از این هرروز اعتصابات متعدد کارگری را شاهدیم که حقوق انسانی شان را طلب میکنند. حقیقت اینست که نه فقط جمهوری اسلامی بلکه دولتهای غربی نیز بیش از هرچیز با همین وضعیت یعنی فضای انقلابی و سرنگونی طلبی در جامعه مشکل جدی دارند. میخواهند مردم عاصی شوند اما انقلاب نکنند. آنها میخواهند مردم بطور کنترل شده به پادوی سیاستهای دیپلماتیک و ارتجاعی حکومتهای سرمایه داری تبدیل شوند.
دقیقا این آن چیزی است که باید مانع آن شد. تلاش ما کمونیستها باید این باشد که بحران و بن بست جمهوری اسلامی را به مردم نشان دهیم و در عین حال به مردم نشان دهیم و بگوییم که چگونه میتوانند از این بن بست به نفع خود و برای نیازهای انسانی خود و به زیر کشیدن جمهوری اسلامی با انقلاب خویش استفاده کنند. باید بتوانیم به مردم نشان دهیم که چگونه میتوانند در عین حال مانع سیاستهایی شوند که هدف آن جلوگیری از تحولات عمیق و انسانی در جامعه است. افشای سیاستهای سرمایه داری غرب و جریانات مختلف اپوزیسیون بورژوایی که آتش بیار معرکه سیاستهای دول غربی هستند یک جنبه مهم از خط و جهت مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و دست یابی به یک جامعه واقعا انسانی است. *