سی سال سال پس از ماجرایی که به "ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی در لبنان"
مشهور شده، جزییات جالب توجهی درباره ماموریت احمد متوسلیان منتشر شده است.
به گزارش "رجانیوز"، سعید قاسمی از فرماندهان سابق سپاه که در ابتدای جنگ ایران و عراق جزو اعضای گردان احمد متوسلیان بوده در یک سخنرانی به مناسبت سالگرد ربوده شدن فرمانده پیشین «لشکر ۲۷ محمد رسولالله» سپاه گفته است، احمد متوسلیان خرداد ماه سال ۱۳۶۰ به دستور آیت الله خامنهای٬ رئیس جمهوری وقت با دو یگان سپاه برای جنگ با اسرائیل به سوریه و لبنان فرستاده شده بود.
قاسمی می گوید، آقای خامنهای به متوسلیان دستور داده بود که ماموریت داری و باید بروی در لبنان بجنگی: "نمیشود دو یگان از این نظام که فرمانده کل قوای آن حضرت روحالله الموسوی الخمینی (ره) است، برود و فرمانده آن در جریان نباشد که دو یگان او در حساسترین مقطع تاریخی دارند میروند که در لبنان بجنگند! کاری ندارم که تاریخ چه بنویسد. شما باور میکنید که دو یگان رفته و بعداً به امام بگویند آقا! اینها رفتند و ممکن است در آنجا عملیات هم بکنند و شهید هم بدهند و حالا شما چه دستوری میفرمایید؟ رفتن ما به اذن روحالله بود و حکم مأموریت توسط آقاسیدعلی خامنهای صادر شد. احمد میگفت: «وقتی حکم را به من ابلاغ کردند، آقای محسن رضایی به من گفت: چه مأموریتی را در پیش داری؟ جواب دادم: آقای آقامحسن! شما فرماندهای و امر شما هم مطاع! ولی حکم مرا کس دیگری به من بگوید». برنامهریزی کردند و رفتند و آقاسیدعلی خامنهای را دیدند، آقا فرمودند: «مأموریت داری باید بروی در لبنان بجنگی»، احمد دیگر در میان زمین و آسمان بود. گفت: «خدا را شکر که آن چیزی که همیشه در عمق وجودم آرزو میکردم، اتفاق افتاد و من برای نبرد با اشقیالاشقیا انتخاب شدم». دیگر احمد در پوست خود نمیگنجید."
وی در بخش دیگری از سخنان خود به همکاری نکردن دولت وقت سوریه با یگانهای اعزامی سپاه به لبنان اشاره می کند و می گوید: "رفتند و در سوریه در جلسات متعدد با رفعت اسد، برادر ملعون و فراری حافظ اسد که الان به عنوان آلترناتیو در انگلستان، فرانسه یا قبرستان دیگری نگهش داشتهاند که اگر در فتنه حاضر در سوریه موفق شدند، بعداً او را بردارند و بیاورند و سر کار بگذارند، یک کرزای دیگر در آنجا، با احمد، همت و حاج منصور آقای عزیزمان که بعد از اینکه قرار بود آن سپاه برگردد، احمد نیابتش را در لبنان به ایشان داد، جلسات متعددی گذاشتند و درخواستهای زیادی از سوریها شد، ولی پای کار نیامدند."
قاسمی افزود که [پس از عزیمت متوسلیان به لبنان] نظام سوریه حاضر نبود نه فشنگ بدهد، نه مهمات، نه آمبولانس بدهد و نه در یک قرارگاه مشترک برای عملیات مشترک بیاید و شرکت کند و به همین دلیل آیت الله خمینی دستور بازگشت این نیروها را صادر کرد.
وی درباره بازنگشتن متوسلیان از لبنان گفت: "تاریخ نوشت که بخشی از بچههای احمد برگشتند. در آخرین روز که مصادف با 14 تیر بود، او هم باید برمیگشت، اما احمد همیشه این دیوانهبازیها را انجام میداد. آقا! برای چه داری به لبنان میروی؟ مگر امام نگفت برگردید؟ چرا داری به بیروت میروی؟ میگوید اسرائیلیها آمدهاند و دارند سفارت ما را اشغال میکنند و توی سفارت مدارک و اسنادی هست که نباید به دست دشمن بیافتد. تو چرا حرص و جوشش را میخوری؟ پول و دلار و یوروی آن را دارد سفیر در لبنان میگیرد. خبر مرگش بگذار خودش خط را نگه دارد. تو مگر باید محافظ سفارتخانه باشی؟ میگوید فرقی نمیکند. کیان مسلمین است. آبروی ماست. سفارتخانهاش با مقر سپاهش در مریوان فرق نمیکند. آنجا را هم بگیرند آبروی نظام جمهوری اسلامی میرود، یک سنگر را هم در خط بگیرند، باز آبروی نظام میرود. باید خودش را برساند به آنجا که چه بکند! و رفت و حَدَثَ ما حَدَثْ. در جاده طرابلس با بودن کاظم اخوان، فرمانده عملیات جنگهای نامنظم ستاد چمران، تقی رستگار مقدم از یاران صدیق حاج احمد که از اول جنگ با او بوده و عزیزم سید موسوی نفر دوم سفارت ما با همدیگر در یک خودرو... این حادثه در حاجز باربره پیش آمد. فالانژها آنها را میگیرند."
با اظهارات سعید قاسمی، اگرچه این اولین باری است که فرد مطلعی در داخل ایران، ماموریت نظامی متوسلیان و یارانش در لبنان را تایید می کند و نیز از کارشکنی نظام حافظ اسد برای انجام عملیات سپاه در لبنان سخن می گوید، اما سال گذشته یک پایگاه اطلاع رسانی لبنانی اطلاعاتی در این باره منتشر کرده بود که با بخشی از گفته های قاسمی تطابق دارد. آن گزارش رژیم سوریه را به عنوان متهم اصلی در قتل این چهار نفر در لبنان معرفی می کرد.
آنگونه که سال گذشته پایگاه "شفاف الشرق الاوسط" نوشت، حضور اعلام نشده متوسلیان و تیمش در سوریه موجب حیرت حافظ اسد شده بود. زیرا رییس جمهوری پیشین سوریه همان موقع در آستانه یک توافق با اسراییل بود و نمیتوانست اجازه دهد نیروهای سپاه پاسداران از سوریه به لبنان منتقل شده و با اسراییل وارد جنگ شوند.
در این گزارش که روزآنلاین ترجمه آن را منتشر کرده بود آمده است: ۶ ژوئن ۱۹۸۲ حمله اسرائیل به لبنان آغاز شد. در آن هنگام ایرانی ها خرمشهر را از دست ارتش عراق باز پس گرفته بودند. ایرانی ها مایل بودند که جنگ را تا رسیدن به کربلا ادامه دهند، اما لبنانی ها و فلسطینی هایی که برای شرکت در کنفرانس بین المللی حمایت از "مستضعفین جهان" در تهران حضور داشتند، از ایرانی ها می خواستند که به جنگ خود با عراق پایان دهند و نیروهای خود را به لبنان ارسال کنند. پس از بحث و جدل های فراوان، رهبران ایران با ارسال یک گردان به لبنان موافقت کردند که با سرعت گردان مشهور"قدس" تشکیل شد. گردان قدس متشکل از ۸۰۰ عضو سپاه پاسداران، شامگاه ۱۱ ژوئن به دمشق پایتخت سوریه رسید. سوری ها که پیش از این در جریان قرار نگرفته بودند، بسیار حیرت زده شدند. پس از ۷ تا ۸ ساعت مذاکره، سوری ها نیروهای ایرانی را به اردوگاهی نظامی در منطقه "زبدانی" رساندند و اردوگاه را با شمار زیادی از سربازان ارتش و تعدادی تانک و موشک محاصره کردند. سوری ها از نیروهای ایرانی خواستند به هیچ وجه ارودگاه را ترک نکنند."
این گزارش می افزاید: ۱۲ ژوئن، حافظ اسد رئیس جمهور وقت سوریه، توافقنامه آتش بس با اسراییلی ها را امضا کرد و نیروهایش را از مناطق جنوب و جبل لبنان عقب کشید. و دیگر موافقت سوری ها با انتقال نیروهای ایرانی به منطقه بقاع لبنان دور از انتظار بود. اما "ابوجهاد" (خلیل الوزیر) از فرماندهان جنبش آزادیبخش فلسطین، "عماد مغنیه" را به اردوگاه زبدانی فرستاد که او موفق شد با همکاری یک افسر سوری، فرمانده نیروهای ایرانی را از اردوگاه خارج کند. این فرمانده کسی نبود جز "حاج احمد متوسلیان". متوسلیان بحث و جدل های بسیار تند و جنجالی با حافظ اسد و برادرش رفعت که آن هنگام در نظام سوریه نفوذ به راه انداخت. متوسلیان که به منطقه بقاع لبنان منتقل شده بود، به طرابلس رفت و با "شیخ سعید شعبان" دیدار و درباره بسیج سنی ها برای کمک به مقاومت لبنانی و فلسطینی گفت و گو کرد. متوسلیان از طرابلس به بیروت رفت تا از مقام های رسمی ایرانی بخواهد رسما وارد عمل شوند و موافقت سوری ها را با انتقال نیروهای ایرانی محاصره شده در زبدانی به بقاع جلب کنند. پس از آن با همراهی "محسن موسوی" کاردار سفارت ایران در بیروت یک راننده و یک محافظ، بار دیگر به سوی طرابلس رفت. اما در ایست بازرسی "برباره" نیرویی ویژه وابسته به "ایلی حبیقه" مسئول سازمان امنیتی گروه "نیروهای لبنانی"، چهار ایرانی را متوقف کرد. مشهور است که حبیقه با سوری ها و اسرائیلی ها به طور هم زمان همکاری می کرد و بارها نیز به کشتار اردوگاه صبرا و شتیلا متهم شده است. معاون سابق حبیقه "رابرت حاتم" که به نام "کبرا" شهرت داشت، در خاطرات خود که در سال ۱۹۹۹ منتشر شده است می نویسد که حبیقه دستور قتل چهار ایرانی را صادر کرد و پس از تیرباران، جنازه های آن ها در زیر زمین یکی از ساختمان های وابسته به "نیروهای لبنانی" به فرماندهی حبیقه در منطقه کرنتینا در شرق بیروت دفن شد.
حبیقه در سال ۱۹۸۶ رسما وابستگی خود به نظام سوریه را اعلام کرد و ربایش متوسلیان را نیز به گردن سمیر جعجع، رییس "قوات لبنانی" انداخت. او در نهایت در سال ۲۰۰۲ در بمبگذاری خودرویش در بیروت کشته شد. حقیبه در آن هنگام به اینکه عامل سوریه در لبنان است شهرت داشت و "حزب الله" در انتخابات پارلمانی از او حمایت کرده بود.
از سوی دیگر، موسی فخر روحانی٬ سفیر وقت ایران در بیروت نیز در گفتگویی با هفتهنامه «پنجره» به بازخوانی بخشهایی از پرونده «ربایش» احمد متوسلیان پرداخته است.
فخر روحانی گفته پس از ربودن شده این چهار نفر که او آنان را «دیپلمات» خوانده٬ عماد مغنیه که آن زمان ۲۰ سال داشت «دیوید دوج» رئیس سازمان سیا در خاورمیانه را به گروگان گرفت تا وفاداری اش به تهران را ثابت کند جمهوری اسلامی بتواند این آمریکایی را با چهار «دیپلمات» ربوده شده خود مبادله کند اما هاشمی رفسنجانی در آن زمان به درخواست حافظ اسد٬ رئیس جمهور وقت سوریه «دستور آزادی» این مقام آمریکایی را صادر کرد و در نهایت این مبادله صورت نگرفت.
به گزارش "رجانیوز"، سعید قاسمی از فرماندهان سابق سپاه که در ابتدای جنگ ایران و عراق جزو اعضای گردان احمد متوسلیان بوده در یک سخنرانی به مناسبت سالگرد ربوده شدن فرمانده پیشین «لشکر ۲۷ محمد رسولالله» سپاه گفته است، احمد متوسلیان خرداد ماه سال ۱۳۶۰ به دستور آیت الله خامنهای٬ رئیس جمهوری وقت با دو یگان سپاه برای جنگ با اسرائیل به سوریه و لبنان فرستاده شده بود.
قاسمی می گوید، آقای خامنهای به متوسلیان دستور داده بود که ماموریت داری و باید بروی در لبنان بجنگی: "نمیشود دو یگان از این نظام که فرمانده کل قوای آن حضرت روحالله الموسوی الخمینی (ره) است، برود و فرمانده آن در جریان نباشد که دو یگان او در حساسترین مقطع تاریخی دارند میروند که در لبنان بجنگند! کاری ندارم که تاریخ چه بنویسد. شما باور میکنید که دو یگان رفته و بعداً به امام بگویند آقا! اینها رفتند و ممکن است در آنجا عملیات هم بکنند و شهید هم بدهند و حالا شما چه دستوری میفرمایید؟ رفتن ما به اذن روحالله بود و حکم مأموریت توسط آقاسیدعلی خامنهای صادر شد. احمد میگفت: «وقتی حکم را به من ابلاغ کردند، آقای محسن رضایی به من گفت: چه مأموریتی را در پیش داری؟ جواب دادم: آقای آقامحسن! شما فرماندهای و امر شما هم مطاع! ولی حکم مرا کس دیگری به من بگوید». برنامهریزی کردند و رفتند و آقاسیدعلی خامنهای را دیدند، آقا فرمودند: «مأموریت داری باید بروی در لبنان بجنگی»، احمد دیگر در میان زمین و آسمان بود. گفت: «خدا را شکر که آن چیزی که همیشه در عمق وجودم آرزو میکردم، اتفاق افتاد و من برای نبرد با اشقیالاشقیا انتخاب شدم». دیگر احمد در پوست خود نمیگنجید."
وی در بخش دیگری از سخنان خود به همکاری نکردن دولت وقت سوریه با یگانهای اعزامی سپاه به لبنان اشاره می کند و می گوید: "رفتند و در سوریه در جلسات متعدد با رفعت اسد، برادر ملعون و فراری حافظ اسد که الان به عنوان آلترناتیو در انگلستان، فرانسه یا قبرستان دیگری نگهش داشتهاند که اگر در فتنه حاضر در سوریه موفق شدند، بعداً او را بردارند و بیاورند و سر کار بگذارند، یک کرزای دیگر در آنجا، با احمد، همت و حاج منصور آقای عزیزمان که بعد از اینکه قرار بود آن سپاه برگردد، احمد نیابتش را در لبنان به ایشان داد، جلسات متعددی گذاشتند و درخواستهای زیادی از سوریها شد، ولی پای کار نیامدند."
قاسمی افزود که [پس از عزیمت متوسلیان به لبنان] نظام سوریه حاضر نبود نه فشنگ بدهد، نه مهمات، نه آمبولانس بدهد و نه در یک قرارگاه مشترک برای عملیات مشترک بیاید و شرکت کند و به همین دلیل آیت الله خمینی دستور بازگشت این نیروها را صادر کرد.
وی درباره بازنگشتن متوسلیان از لبنان گفت: "تاریخ نوشت که بخشی از بچههای احمد برگشتند. در آخرین روز که مصادف با 14 تیر بود، او هم باید برمیگشت، اما احمد همیشه این دیوانهبازیها را انجام میداد. آقا! برای چه داری به لبنان میروی؟ مگر امام نگفت برگردید؟ چرا داری به بیروت میروی؟ میگوید اسرائیلیها آمدهاند و دارند سفارت ما را اشغال میکنند و توی سفارت مدارک و اسنادی هست که نباید به دست دشمن بیافتد. تو چرا حرص و جوشش را میخوری؟ پول و دلار و یوروی آن را دارد سفیر در لبنان میگیرد. خبر مرگش بگذار خودش خط را نگه دارد. تو مگر باید محافظ سفارتخانه باشی؟ میگوید فرقی نمیکند. کیان مسلمین است. آبروی ماست. سفارتخانهاش با مقر سپاهش در مریوان فرق نمیکند. آنجا را هم بگیرند آبروی نظام جمهوری اسلامی میرود، یک سنگر را هم در خط بگیرند، باز آبروی نظام میرود. باید خودش را برساند به آنجا که چه بکند! و رفت و حَدَثَ ما حَدَثْ. در جاده طرابلس با بودن کاظم اخوان، فرمانده عملیات جنگهای نامنظم ستاد چمران، تقی رستگار مقدم از یاران صدیق حاج احمد که از اول جنگ با او بوده و عزیزم سید موسوی نفر دوم سفارت ما با همدیگر در یک خودرو... این حادثه در حاجز باربره پیش آمد. فالانژها آنها را میگیرند."
با اظهارات سعید قاسمی، اگرچه این اولین باری است که فرد مطلعی در داخل ایران، ماموریت نظامی متوسلیان و یارانش در لبنان را تایید می کند و نیز از کارشکنی نظام حافظ اسد برای انجام عملیات سپاه در لبنان سخن می گوید، اما سال گذشته یک پایگاه اطلاع رسانی لبنانی اطلاعاتی در این باره منتشر کرده بود که با بخشی از گفته های قاسمی تطابق دارد. آن گزارش رژیم سوریه را به عنوان متهم اصلی در قتل این چهار نفر در لبنان معرفی می کرد.
آنگونه که سال گذشته پایگاه "شفاف الشرق الاوسط" نوشت، حضور اعلام نشده متوسلیان و تیمش در سوریه موجب حیرت حافظ اسد شده بود. زیرا رییس جمهوری پیشین سوریه همان موقع در آستانه یک توافق با اسراییل بود و نمیتوانست اجازه دهد نیروهای سپاه پاسداران از سوریه به لبنان منتقل شده و با اسراییل وارد جنگ شوند.
در این گزارش که روزآنلاین ترجمه آن را منتشر کرده بود آمده است: ۶ ژوئن ۱۹۸۲ حمله اسرائیل به لبنان آغاز شد. در آن هنگام ایرانی ها خرمشهر را از دست ارتش عراق باز پس گرفته بودند. ایرانی ها مایل بودند که جنگ را تا رسیدن به کربلا ادامه دهند، اما لبنانی ها و فلسطینی هایی که برای شرکت در کنفرانس بین المللی حمایت از "مستضعفین جهان" در تهران حضور داشتند، از ایرانی ها می خواستند که به جنگ خود با عراق پایان دهند و نیروهای خود را به لبنان ارسال کنند. پس از بحث و جدل های فراوان، رهبران ایران با ارسال یک گردان به لبنان موافقت کردند که با سرعت گردان مشهور"قدس" تشکیل شد. گردان قدس متشکل از ۸۰۰ عضو سپاه پاسداران، شامگاه ۱۱ ژوئن به دمشق پایتخت سوریه رسید. سوری ها که پیش از این در جریان قرار نگرفته بودند، بسیار حیرت زده شدند. پس از ۷ تا ۸ ساعت مذاکره، سوری ها نیروهای ایرانی را به اردوگاهی نظامی در منطقه "زبدانی" رساندند و اردوگاه را با شمار زیادی از سربازان ارتش و تعدادی تانک و موشک محاصره کردند. سوری ها از نیروهای ایرانی خواستند به هیچ وجه ارودگاه را ترک نکنند."
این گزارش می افزاید: ۱۲ ژوئن، حافظ اسد رئیس جمهور وقت سوریه، توافقنامه آتش بس با اسراییلی ها را امضا کرد و نیروهایش را از مناطق جنوب و جبل لبنان عقب کشید. و دیگر موافقت سوری ها با انتقال نیروهای ایرانی به منطقه بقاع لبنان دور از انتظار بود. اما "ابوجهاد" (خلیل الوزیر) از فرماندهان جنبش آزادیبخش فلسطین، "عماد مغنیه" را به اردوگاه زبدانی فرستاد که او موفق شد با همکاری یک افسر سوری، فرمانده نیروهای ایرانی را از اردوگاه خارج کند. این فرمانده کسی نبود جز "حاج احمد متوسلیان". متوسلیان بحث و جدل های بسیار تند و جنجالی با حافظ اسد و برادرش رفعت که آن هنگام در نظام سوریه نفوذ به راه انداخت. متوسلیان که به منطقه بقاع لبنان منتقل شده بود، به طرابلس رفت و با "شیخ سعید شعبان" دیدار و درباره بسیج سنی ها برای کمک به مقاومت لبنانی و فلسطینی گفت و گو کرد. متوسلیان از طرابلس به بیروت رفت تا از مقام های رسمی ایرانی بخواهد رسما وارد عمل شوند و موافقت سوری ها را با انتقال نیروهای ایرانی محاصره شده در زبدانی به بقاع جلب کنند. پس از آن با همراهی "محسن موسوی" کاردار سفارت ایران در بیروت یک راننده و یک محافظ، بار دیگر به سوی طرابلس رفت. اما در ایست بازرسی "برباره" نیرویی ویژه وابسته به "ایلی حبیقه" مسئول سازمان امنیتی گروه "نیروهای لبنانی"، چهار ایرانی را متوقف کرد. مشهور است که حبیقه با سوری ها و اسرائیلی ها به طور هم زمان همکاری می کرد و بارها نیز به کشتار اردوگاه صبرا و شتیلا متهم شده است. معاون سابق حبیقه "رابرت حاتم" که به نام "کبرا" شهرت داشت، در خاطرات خود که در سال ۱۹۹۹ منتشر شده است می نویسد که حبیقه دستور قتل چهار ایرانی را صادر کرد و پس از تیرباران، جنازه های آن ها در زیر زمین یکی از ساختمان های وابسته به "نیروهای لبنانی" به فرماندهی حبیقه در منطقه کرنتینا در شرق بیروت دفن شد.
حبیقه در سال ۱۹۸۶ رسما وابستگی خود به نظام سوریه را اعلام کرد و ربایش متوسلیان را نیز به گردن سمیر جعجع، رییس "قوات لبنانی" انداخت. او در نهایت در سال ۲۰۰۲ در بمبگذاری خودرویش در بیروت کشته شد. حقیبه در آن هنگام به اینکه عامل سوریه در لبنان است شهرت داشت و "حزب الله" در انتخابات پارلمانی از او حمایت کرده بود.
از سوی دیگر، موسی فخر روحانی٬ سفیر وقت ایران در بیروت نیز در گفتگویی با هفتهنامه «پنجره» به بازخوانی بخشهایی از پرونده «ربایش» احمد متوسلیان پرداخته است.
فخر روحانی گفته پس از ربودن شده این چهار نفر که او آنان را «دیپلمات» خوانده٬ عماد مغنیه که آن زمان ۲۰ سال داشت «دیوید دوج» رئیس سازمان سیا در خاورمیانه را به گروگان گرفت تا وفاداری اش به تهران را ثابت کند جمهوری اسلامی بتواند این آمریکایی را با چهار «دیپلمات» ربوده شده خود مبادله کند اما هاشمی رفسنجانی در آن زمان به درخواست حافظ اسد٬ رئیس جمهور وقت سوریه «دستور آزادی» این مقام آمریکایی را صادر کرد و در نهایت این مبادله صورت نگرفت.