‏نمایش پست‌ها با برچسب آزادی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آزادی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ خرداد ۱۷, چهارشنبه

رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند


رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند
جـــرس: مشاور میرحسین موسوی با تاکید دوباره بر راهکارهایی که بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی برای حل بحران های جاری کشور ارائه کرده، بر حل و فصل عزت مندانه پرونده هسته ای با حفظ منافع کشور و پایان دادن به رقابت های مخرب جناحی درون حاکمیت در این باره تاکید می کند و در عین حال می گوید: رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند و صادقانه مشکلات را با مردم در میان بگذارند، وگرنه کمی دیرتر مجبور خواهند شد با اعطای امتیازات حداکثری به امتیازات حداقلی رضایت دهند و بعد نام آن را پیروزی بزرگ بگذارند.

به گزارش کلمه، اردشیر امیر ارجمند با تصریح به اینکه آزاد کردن رهبران جنبش و زندانیان سیاسی، اولین گام برای اصلاح رفتار حاکمیت و حل بحران است، خواستار تغییر روندها و روش ها در عرصه داخلی شد و گفت: مردم دارند زیر بار گرانی و فقر، له می شوند. بیکاری، مشکلات اقتصادی، احتماعی و حتی خانوادگی جامعه را دچار گسست های فراوان جدی کرده است. همبستگی ملی آسیب جدی دیده است. حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند.
 
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید همچنین با دفاع از موضع شورا در جریان انتخابات مجلس نهم، از تخریب های صورت گرفته علیه کسانی که نظر متفاوتی داشتند، ابراز تاسف کرد و ادامه داد: نباید عجولانه زحمات افراد را فراموش کنیم و به راحتی به خود اجازه هتک حرمت و تخریب شخصیت افراد را بدهیم و راه را برای خودنمایی آتش بیاران معرکه باز کنیم.
 
متن کامل گفت و گو با این فعال سیاسی به شرح زیر است:
 
کشتارهای اخیر مردم بی گناه در سوریه و تمکین نکردن نیروهای بشار اسد به تعهدات بین المللی، تحولات این کشور را وارد مرحله جدیدی کرده است. ارزیابی شما از این مساله چیست و این امر تا چه میزان می تواند بر تحولات کشور ما تاثیر گذار باشد؟
اصرار بشار اسد و حاکمان دمشق بر ادامه سرکوب و کشتار مردم و ناکارآمدی طرح کوفی عنان در توقف درگیری ها، سوریه و کل منطقه را در وضعیت خطرناکی قرار داده است و متاسفانه زمینه مداخله قدرت های خارجی در منطقه را فراهم ساخته است. بشار اسد متاسفانه به موقع از سرنوشت قذافی درس نگرفت. اصلاحات را به موقع و به معنای واقعی نپذیرفت. فرصت سوزی کرد و حالا شاید دیر شده باشد و کسان دیگری برای مردم سوریه تصمیم بگیرند.
در ایران هم آقایان باید هر چه زودتر دست از لجاجت و عوام فریبی بردارند و در عرصه بین المللی و همچنین و به ویژه در عرصه داخلی تنش زدایی کنند.
 
در حال حاضر با توجه به ضرب الاجل تحریم های اتحادیه اروپا و ادامه مذاکرات دنباله دار هسته ای از یک سو و جدی تر شدن خطرات ناشی از گزینه های غیر سیاسی از سوی دیگر، راهکارهای پیش روی دولتمردان کشورمان در عرصه بین المللی و داخلی چیست؟
در عرصه بین المللی با شجاعت پرونده هسته ای را که موجب تحریم های فلج کننده بر کشور شده است، به صورت عزت مندانه و با حفظ منافع مهم و اصلی کشور حل و فصل کنند. به مردم اعتماد کنند و با آنها صادق باشند. جناح های مختلف حاکمیت دست از رقابت های مخرب و کارشکنی در این زمینه که مربوط به امنیت ملی و منافع ملی است، بردارند. در عین حال رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند و صادقانه مشکلات را با مردم در میان بگذارند، وگرنه کمی دیرتر مجبور خواهند شد با اعطای امتیازات حداکثری به امتیازات حداقلی رضایت دهند و بعد نام آن را پیروزی بزرگ بگذارند.
 
در عرصه داخلی هم روندها و روش ها را تغییر دهند. قدرت تنها در اعمال خشونت نیست. خشونت بلای قدرت است. کسی واقعا قدرت دارد که بتواند در موقع لازم دست به اصلاحات بزند و از آن نترسد. مردم دارند زیر بار گرانی و فقر، له می شوند. بیکاری، مشکلات اقتصادی، احتماعی و حتی خانوادگی جامعه را دچار گسست های فراوان جدی کرده است. همبستگی ملی آسیب جدی دیده است. حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند. فرافکنی و متهم کردن منتقدان به انواع اتهامات بی اساس، جز افزایش عصبیت ها نتیجه ای نخواهد داشت و مشکلی را حل نخواهد کرد. قطعا واقع بینانه نخواهد بود که بخواهیم همه اینها یک شبه اتفاق بیفتد، ولی باید از جایی شروع کرد. راه رام کردن رودخانه طغیان زده و گل آلود کشور، همانطور که مهندس موسوی می گفت، در جاری ساختن فوری آب روان و زلال به صورت تدریجی و مستمر است.
 
این اتفاق از کجا باید آغاز شود؟
به نظر من قطعا از آزاد کردن رهبران جنبش و زندانیان سیاسی. بدون آزادی آقایان موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی، هیچ گام دیگری برای اصلاح رفتار حاکمیت قابل باور نخواهد بود.
 
راه حل های شما بر چه مبنایی است؟ آیا عملکرد جنبش سبز و شورای هماهنگی راه سبز امید در راستای همین راه حل ها بوده است؟
شما نگاه کنید به بیانیه شماره ۱۷ مهندس موسوی؛ همین راه حل ها را پیشنهاد می کند. چه چیز غیر معقولی در آن وجود دارد؟ واقعا کف مطالبات است، عاری از هرگونه افراط و تفریط. مفاد آن بیانیه همچنان مبنای عمل ماست. همین طور مواضع صریح آقای کروبی. شورا هم بر اساس منشور خود، با اتخاذ مواضع واقع بینانه معتدل و البته مستحکم و مستمر و تلاش جهت بازتاب عقل جمعی و اجماع سازی در حد ممکن، در همین راستا حرکت کرده است. در کنار اصل تکثر، موازین جهانی حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت و انتخابات آزاد، از اصل مبارزه مسالمت آمیز در چهارچوب قانون اساسی که البته می تواند در فضایی مناسب و متکی بر رای مردم اصلاح شود و خطوط قرمز جنبش در رابطه با سلطنت طلبان، طرفداران مشی مسلحانه و آنهایی که خواهان مداخله قدرتهای خارجی هستند، عدول نکرده است.
 
به طور مشخص، با توجه به تحلیل هایی ارائه شده در خصوص موضع گیری بخشی از اصلاح طلبان و حامیان جنبش سبز در انتخابات مجلس نهم، برخی معتقدند با توجه به اینکه صندوق رای تنها گزینه پیش روی است، عدم مشارکت و به نوعی تحریم مشارکت در این شرایط تندروی محسوب می شد، ارزیابی شما چیست؟
به هیچ وجه. اولا، مکررا اعلام کردیم که عدم مشارکت در انتخابات مجلس نهم به معنای قهر کردن با صندوق های رای نیست. اما انتخابات معنا و مفهومی دارد، شرایط حداقلی دارد. تا این شرایط مهیا نشود، انتخابات و شرکت در آن معنا ندارد. اقتدارگرایان حاضر نشدند قدم مثبتی را بردارند تا شرایط برای مشارکت فراهم شود. کدامین اصل دموکراتیک یا قاعده عقلی تجویز می کند که ضرورتا و باید در هر انتخاباتی با هر شرایطی شرکت کرد؟
ثانیا، شورا هرگز از واژه تحریم استفاده نکرده و خواستار عدم مشارکت شده است. اما بر اساس چه اصل حقوق یا قاعده سیاسی میتوان از عدم مشارکت یا حتی تحریم انتخابات، ضدیت با نظام را نتیجه گرفت؟
ثالثا، تصمیم بر عدم مشارکت در انتخابات حاصل چند ماه بحث و گفت و گو و تبادل نظر بین نیروهای داخل کشور بوده است. نتیجه عقل جمعی فعالان جنبش سبز بوده است. تصمیم بر عدم مشارکت توسط اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز چه ربطی به تحریم انتخابات توسط اپوزیسیون برانداز در خارج از کشور دارد؟ آنها که همیشه این کار را می کردند.
 
یعنی می گویید همه فعالان جنبش سبز معتقد به همین تاکتیک بودند؟
اصلا این طور نیست. جنبش سبز جنبشی متکثر است. عده ای هم موافق نوعی حضور یا تاکتیک های دیگری بودند که در اقلیت قرار گرفتند و عموما بر اساس نظر اکثریت عمل کردند.
 
در هرحال من از موضع شورا دفاع می کنم و آن را هم دموکراتیک، هم درست و هم در چارچوب قانون و اصول حقوق شهروندی می دانم.
 
در عین حال به طور جدی معتقدم باید همگی نقد را چه در داخل جنبش و چه در خارج آن بپذیریم، وگرنه دچار همان مشکلی می شویم که حکومت با آن مواجه است و ما با آن مبارزه می کنیم. البته متاسفانه گاهی دیده می شود که در بین مدعیان دموکراسی بردباری لازم وجود ندارد و اصول مفاهمه دموکراتیک رعایت نمی شود.
 
گفت و گو آداب و البته ادبی دارد که هر دو باید رعایت شود، تا همدلی به وجود آید. وگرنه تنوع و تکثر تبدیل به اختلاف، تفرقه و سپس دشمنی می شود. برای مثال، هر کس حق دارد رای دادن آقای خاتمی را نقد کند، چه در شکل چه در محتوا. ولی تخریب شخصیت ایشان نه اخلاقی است و نه به سود جنبش است. نقد سودمند است، ولی پاره پاره کردن جنبش و ایجاد دوگانه جنبش سبز- اصلاح طلبی و امثالهم و رودررو قرار دادن افراد، گروه ها و شخصیت ها نه تنها مفید نیست، بلکه مخرب است. من فکر می کنم نه آقای خاتمی با این کار موافق است و نه رهبران زندانی جنبش سبز چنین راه و روشی را تایید می کنند. آیا درست است که ما بی صبرانه سرمایه های خود را بسوزانیم؟ رفتاری از این جنس را با آقای خزعلی هم شاهد بودیم.
 
من معتقد بودم و هستم که عدم مشارکت در انتخابات دوره اول صحیح بود و چون هیچ چیز بین دو دور اول و دوم تغییر نکرده بود، شرکت در دور دوم نادرست و بی فایده بود. به علاوه معتقدم که علی رغم نظرات متنوع همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد. اما به هر حال آقای خزعلی تصمیم دیگری گرفتند. ما باید قبل از هر چیز به تصمیم ایشان و یا افرادی مانند ایشان احترام بگذاریم و همچنین به دنبال ارتقا روشهای اجماع سازی در جنبش باشیم. نباید عجولانه زحمات افراد را فراموش کنیم و به راحتی به خود اجازه هتک حرمت و تخریب شخصیت افراد را بدهیم و راه را برای خودنمایی آتش بیاران معرکه باز کنیم. مگر ما مدعی هستیم که آنهایی که خود را در چهارچوب جنبش سبز تعریف نمی کنند یا با آن مخالف هستند، چه در حاکمیت و چه در بیرون آن، همه خائن یا جنایت کار هستند؟ قطعا خیر. فراموش نکنیم که یکی از خواست های ما باز گرداندن اخلاق به سیاست بود.

۱۳۹۱ فروردین ۸, سه‌شنبه

تیراندازى به سوى بشار اسد هنگام بازديد وی از باباعمر در حمص



آخرين خبرهاى رسيده از سوريه حاكى است كه بشار اسد رييس جمهورى سوريه هنگام بازديد از منطقه ى باباعمر در شهر حمص، با رگبارى از آتش مواجه شد.
تلويزيون العربيه ضمن اعلام اين خبر به نقل از شوراى هماهنگى انقلاب سوريه اطلاع داد كه هنوز خبر دقيقى از تلفات و نتايج پيش آمده از اين تيراندازى به بيرون درز نكرده است. پيش از ورود بشار اسد منطقه به شدت تحت كنترل نيروهاى دولتى هوادار وى قرارگرفته بود و اين نيروها انتظار نداشتند كه با چنين تيراندازيهايى مواجه شوند.تلويزيون رسمى دولت سوريه بدون آنكه اشاره اى به اين حمله كند مى گويد كه در پى حوادث خونين روى داده در شهر حمص و بويژه منطقه ى باباعمر، رييس جمهورى خواسته است كه اين منطقه را مورد تفقد قراردهد.اين تلويزيون منشأ خونريزيها را اعمال گروههاى مسلح مخالف قانون مى داند، در حالى كه مخالفان اسد حملات نيروهاى دولتى با توپ و تانك را مسبب كشتار صدها نفر و ويرانى و خونريزى دانسته اند.تلويزيون سوريه به بينندگان خود وعده داده است كه به محض رسيدن تصاوير ديدار بشار اسد از باباعمر ، اين تصاوير را به سمع و نظر بينندگان خواهد رساند. اين تلويزيون مى گويد: اين ديدار در واقع بازديد از "حاميان مرز و بوم" است. مسئولان دولتى سوريه، ارتشيان وفادار به اسد و نيروهاى دولتى را "حاميان مرز و بوم" مى خوانند و بر حملات آنها بر شهرها و روستاها صحه مى گذارند.گفتنى است ارتش دولتى سوريه پس از چند هفته درگيرى با ارتش آزاد اين كشور يعنى جداشدگان از ارتش اسد، توانستند بر شهر حمص چيره شوند. هنگام درگيرى، اغلب ساكنان شهر خانه و كاشانه ى خود را رها كرده و راهى اردوگاهها و دشت و دره ها شدند.مدتها مذاكره صليب سرخ جهانى با مقامات دولتى طول كشيد تا توانستند اندك كمكهايى به اهالى شهر كه به تدريج بعضى از آنها برگشته اند، برسانند.از سوى ديگر از شمال لبنان خبر مى رسد كه امروز سه شنبه تعدادى از نظاميان دولتى سوريه براى درگيرشدن با مخالفان اسد وارد خاك لبنان شده اند. نيروهاى ارتش آزاد سوريه با اين عناصر درگير شده اند. تعدادى از گلوله هاى توپ ارتش سوريه نيز به درون خاك لبنان شليك شده است.يادآور مى شود خط مرزى شمال لبنان با سوريه به وضوح ترسيم نشده است و هنوز بحث بر سر آن ادامه دارد
و آخرین خبر اینکه تلویزیون سوریه تصاویر جدیدی  از اسد نشان نداده است.

۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه

سخنان منتشر نشده میرحسین موسوي : وضع ما با قانون اساسی و کرامت انسانی سازگاری ندارد


سخنان منتشر نشده میرحسین موسوي

وضع ما با قانون اساسی و کرامت انسانی سازگاری ندارد

۲ خرداد ۱۳۹۰
این سخنان مربوط به جلسه‌ای است که سال گذشته و در آستانه سالروز میلاد حضرت زهرا(س) ایراد شد که در آن زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، میزبان جمعی از فعالان جنبش زنان از طیف های مختلف فکری بودند. موسوی و رهنورد در جلسه مذکور، ابتدا به سخنان این فعالان زنان گوش دادند و سپس هر دو، نگاهشان را به مسئله زنان، جنبش زنان و چگونگی پیوندش با جنبش سبز مطرح کردند. سخنان رهنورد در آن دیدار، سال گذشته منتشر شد، اکنون و پس از حدود یک سال به مناسبت فرا رسیدن روز زن، سخنان میرحسین موسوی در دیدار با فعالان زن برای نخستین بار منتشر می شود
ميرما148 تحول سبز: صد روز از بازداشت خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به همراه مهدی کروبی و فاطمه کروبی می‌گذرد. میرحسین و رهنورد، به مانند کروبی و همسرش، در این مدت به طور غیرقانونی از هرگونه ارتباط با مردم ممانعت شده‌اند و در حالی که امکان سخن گفتن با ملت از آنها سلب شده، آماج اتهامات و دروغ‌پراکنی‌های بسیاری قرار گرفته‌اند.
در این مدت، فعالان و علاقه‌مندان جنبش سبز نیز مشتاق دریافت کوچکترین خبری از این همراهان سبز خود بودند و با مشاهده کوچکترین نقل قول یا نوشتاری از میرحسین و دیگر رهروان بزرگ جنبش سبز، با جان و دل از آن استقبال می‌کردند.
اکنون «کلمه» سخنانی منتشر نشده از مهندس موسوی را منتشر می‌کند تا به اشتیاق مخاطبان برای خواندن سخنانی از میر محصور جنبش سبز، پاسخی – هرچند نه درخور – دهد.
این سخنان مربوط به جلسه‌ای است که سال گذشته و در آستانه سالروز میلاد حضرت زهرا(س) ایراد شد که در آن زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، میزبان جمعی از فعالان جنبش زنان از طیف های مختلف فکری بودند. موسوی و رهنورد در جلسه مذکور، ابتدا به سخنان این فعالان زنان گوش دادند و سپس هر دو، نگاهشان را به مسئله زنان، جنبش زنان و چگونگی پیوندش با جنبش سبز مطرح کردند.
سخنان رهنورد در آن دیدار، سال گذشته منتشر شد، اکنون و پس از حدود یک سال به مناسبت فرا رسیدن روز زن، سخنان میرحسین موسوی در دیدار با فعالان زن برای نخستین بار منتشر می شود.
***
میر حسین موسوی در دیدار با فعلان جنبش زنان که مناسبت روز زن و مادر گرد هم آمده بودند، ضمن تبریک این روز و تاکید کرد که از نظر او، میان زنان و مردان برای کسب آزادی و تلاش برای رسیدن به دموکراسی فرقی وجود ندارد و باید همه با هم در این راه گام بردارند.
موسوی گفت: “من اعتقاد دارم در جنبش سبز، زن ها نقش اساسی داشته اند و دارند. جنبش زنان بخشی از جنبش سبز است و سرنوشت جنبش سبز با همه جنبش های آزادی خواه و عدالت طلب از جمله جنبش زنان پیوند خورده است. مسئله زن و حقوق زنان در کشور ما نمی تواند حل شود، مگر اینکه به یک مسئله همگانی تبدیل شود و نباید بین مردان و زنان تفکیکی باشد. این تفکیک جنسیتی، ریشه تبعیض ها و حل نشدن مسئله است. نمی توانیم جامعه ای آزاد و عادلانه داشته باشیم، مگر اینکه مسائل زنان در آن حل شده باشد.”
به باور موسوی، اینکه زنان فقط درباره حقوق زنان فعالیت کنند، یکی از ضعف های جنبش است.
تعصبات جنسیتی که به اسم اسلام تحمیل می شود…
موسوی ادامه می دهد: “با توجه به تحولات یک سال اخیر، زنان و جوانان خود را به شکل تازه ای درک کرده و هویت جدیدی برای خود تعریف کرده اند. مشغولیات ذهنی و دنیاهایشان عوض شده است، بنابراین احساس درد و رنج ناشی از این تولد جدید هم به وجود آمده است. به دلیل این که ساختارهای حکومتی، قانونی و عرفی ما با این انسان جدید سازگار نیست. این مسئله را باید بررسی کرد. خیلی چیزها هست که به اسم اسلام و تامین بنیان های خانواده تحت تاثیر تعصبات جنسیتی مسائل حقوقی و قانونی مطرح بوده و الان به صورت مانع جدی برای زنان در جامعه وجود دارد.”
موسوی می گوید: “هنوز درباره جامعه ای که زن در آن حقوقش را به دست آورده باشد، نتوانسته ایم دورنمای روشنی ارائه دهیم. وقتی درباره حقوق و آزادی زنان صحبت می کنیم، یا از رفع تبعیض جنسیتی صحبت می کنیم، جا دارد که تاثیرات این رفع تبعیض را به صورت دورنمایی برای زنان ترسیم کنیم تا در آن حس شود که تکلیف سنت ها، میراث، ارزش های بنیادین و مسائل سیاسی و حقوقی چه می شود. در کل جامعه ای را در نظر بگیریم که همه اقشار در این جامعه به چه شکلی در خواهند آمد. این تصویرسازی می تواند انگیزه ی خوبی برای حرکت در جامعه ایجاد کند و زنان بیشتری را به صحنه بیاورد.”
مسئله زنان، هم مسئله زنان است و هم مسئله مردان
مسئله زنان ایران، هم مسئله زنان است و هم مسئله مردان. موسوی با بیان این جمله می افزاید: “خوشبختی زن و مرد به هم تنیده است و در یکی دیدن آنهاست که می توانیم این مشکلات را حل کنیم. تجربیات وسیعی در دنیا در این باره وجود دارد.”
موسوی می افزاید: “در آینده نیز سرنوشت جنبش زنان و جنبش سبز به هم پیوسته است و فکر نمی کنم جنبش سبز به آرمان هایش برسد بدون آنکه زنان قدم به قدم با آن گام بردارند. برعکس آن نیز صادق است، یعنی اگر نتوانیم در سطح سیاسی تحولی ایجاد کنیم، وضع زنان متحول نخواهد شد.”
گشت های ارشاد برای منحرف کردن ذهن هاست
میرحسین موسوی معتقد است که موضع گیری های اخیر حاکمیت درباره جمع آوری بدحجابی، بیشتر جنبه انحراف اذهان را دارد. او در پاسخ به این سوال که استراتژی جنبش سبز درباره مواضع امامان جمعه درباره حجاب زنان و ارتباطش با زلزله و یا فعالیت مجدد گشت ارشاد چیست، می گوید:” اتفاقاتی در جامعه در حال وقوع است و تصمیماتی گرفته می شود که به نظر می رسد قبل از اینکه مشکلی را حل کند؛ به دنبال ایجاد اختلاف است. مثلا کشور ما زلزله خیز است و بخشی از تهران روی گسل زلزله است و البته خیلی هم خطرناک است و باید جلویش را بگیریم و شایسته است که دولت این کار را بکند؛ نه اینکه آن را به یک خواب و یا عاملی مثل حجاب زنان نسبت دهد. این همان نقطه انحرافی قضیه است که می خواهند مردم را با این حرفها مشغول و انشقاق ایجاد کنند.”
وضع ما با قانون اساسی و کرامت انسانی و حیثیت انسانی سازگاری ندارد
او می افزاید: “حتی گشت ارشاد هم معطوف به جمع کردن بی حجابی نیست، بلکه بیشتر برای منحرف کردن ذهن ها است. جنبش سبز دنبال عدالت و آزادی و اجرای قانون است که اگر به آنها برسیم، خود به خود مسائل درونش هم حل می شود. علت اینکه ما با اقداماتی روبه‌رو هستیم که دارد ما را رنج می دهد، به این دلیل است که وضع ما با قانون اساسی و کرامت انسانی و حیثیت انسانی سازگاری ندارد. می خواهند ذهنمان را مشغول کنند، در حالی که این اقدامات شکست خورده است. به همین دلیل نباید آن را به مسئله عمده تبدیل کنیم. هرچند باید از چنین طرح هایی انتقاد کنیم، اما این دلیلی نشود که ما مسائل اساسی را فراموش کنیم. باید مراقب باشیم تا گیر طرح آنها نیفتیم.”
پیوند فعالیت های جنبش زنان با جنبش سبز
مهندس موسوی همچنین بخشی از سخنانش را به پاسخ به سؤالی درباره کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین نابرابر اختصاص داد. او ابتدا به زنجیره سبز انسانی سال گذشته که از میدان تجریش تا میدان راه آهن شکل گرفت، به عنوان نمادی از آشتی و وحدت ملی اشاره کرد و سپس ادامه داد: “آن روز را نماد خوبی برای جنبش سبز می دانم. سال های گذشته شعار آشتی را مطرح کردیم که این شعار خوبی برای وحدت ملی است و مشکلات ما را حل و حتی برملا می کند. عده ای سودشان در عدم آشتی است. الان در قالب هایی مثل خانواده زندانیان، گروهها و حرکت هایی ایجاد شده اند که قبل از جنبش سبز امکان آن نبود و دور هم جمع نمی شدند. جنبش زنان هم چنین جنبشی است. بخشی از زنان در قالب کمپین یک میلیون امضا برای رفع تبعیض، فعالیت هایی را انجام می دادند که شاید چون جداگانه فعالیت می کردند، حتی مورد اتهام هم قرار می گرفتند؛ اما با تنوع و رنگارنگی داخل جنبش، امروز با یک حرکت جمعی و گسترده سبز پیوند خورده است، بدون اینکه نگاه توام با سوء ظن نسبت به این جنبش وجود داشته باشد. ما باید این را قدر بدانیم. آشتی و دوستی و نزدیک کردن جنبش ها به همدیگر، باید هدف عمده برای همه ما تلقی شود.”
جنبش سبز با هر نوع حرکتی که وحدت ملی را خدشه دار کند مخالف است
میرحسین موسوی می افزاید: “باید در سطح ملی اقدامات روشن تری برای دور هم جمع کردن اقوام و قومیت ها داشته باشیم و دورنمایی برای آن توصیه کنیم. جنبش سبز با هر نوع حرکتی که وحدت ملی را خدشه دار کند، مخالف است.”
همچنین موسوی درباره جایگاه اقشار مختلف اعم از کارگران، معلمان، کشاورزان و … در جنبش سبز می گوید: “بحث عدالت را نباید به عدالت حقوقی و قضایی منحصر کنیم، بلکه باید گسترده تر ببینیم. ملت ما به خصوص در میان کارگران و کشاورزان مشکلات زیادی دارند و شرایط آنها واقعا غیر انسانی است. ما باید دایره فکرمان را باز کنیم و درباره این اقشار فکر کنیم. کارگری که شش ماه است حقوق نگرفته است؛ باید حداقل با او بیشتر اظهار همدردی کنیم و حل مشکلات این اقشار هم در گرو تک صدایی نیست.”
او یادآوری کرد که جنبش سبز مطالبه محور است و حرف همه جنبش ها در آن باید شنیده شود، و این الزام می کند که مسائل جنبش زنان در داخل جنبش سبز بیشتر باید مطرح شود.
آنقدر باید بایستیم تا تغییر ایجاد شود
موسوی در بخش دیگری از این گفت و گو، در پاسخ به یکی از فعالان حقوق زنان که پرسید تا چه زمان باید صبر کنیم تا به نتیجه نسبتا مطلوب برسیم، می گوید: “در این مورد نمی توان زمان بندی کرد، بلکه فقط می توان گفت آنقدر باید مقاومت کنیم و آنقدر باید بایستیم تا تغییر ایجاد شود. در آینده هم اگر ما مقاومت کنیم و مدام مطالباتمان را مطرح کنیم، قدم به قدم به آنها نزدیک خواهیم شد. اما نمی توان گفت چه موقع این محقق می شود و این بستگی به مقاومت ما دارد.”
نشانه های زنده بودن جنبش سبز
اما امید موضوع دیگری بود که در این دیدار مطرح شد و موسوی درباره اش گفت: “امید باید در سطح ملی ایجاد شود. با نگاهی که به یک سال گذشته داریم، عده ای تصور می کردند آمدن به خیابان شبیه تحرکات شهری سالهای قبل در شیراز و زنجان و اسلامشهر و مشهد است؛ حرکت هایی که ظرف یکی دو روز جمع می شد. عده ای فکر می کردند حرکت خیابانی جنبش سبز جمع می شود، اما نشد. جمع شدنش در سطح خیابان ها به معنای تمام شدن جنبش نیست و حضور خود شما زنان در این جلسه نشان دهنده زنده بودن جنبش سبز است و یا برگزاری مراسم پرشور برای شهیدی مثل کیانوش آسا در دانشگاه علم و صنعت و دیگر شهدا، حاکی از گسترش و زنده بودن این جنبش است.”
موسوی تاکید می کند: ما در یک سال گذشته دچار رادیکالیزم کور نشده ایم و مردم پی برده اند که راه ما مسالمت آمیز است، و این یک نقطه قوت مهم است.
او در نهایت می گوید: “جنبش سبز متعلق به همه مردم بوده است و این ویژگی اش را باید قدر بدانیم. بعد از مدت ها که در کشور ما، سیاست ها و اقدامات منجر به جدایی اقشار جامعه و قومیت ها و … از هم می شده و سعی می کرده جامعه را جدا کند و نفعش را در این می دیده که اختلافات وجود داشته باشد و عده ای اندک را خودی و در وسط و بقیه را دیگری و در حاشیه تلقی کند؛ جنبش سبز تمام این مرزها را کنار گذاشته و دوستی ایجاد کرده است. این را باید قدر دانست.”