۱۳۹۱ آبان ۲, سه‌شنبه

شاهدی علیه لاریجانی؛ رحمانی‌پور به روایت زاهد و ستوده


ـ کاوه مشرقی: ادعای رییس قوه قضاییه، که کسی به اتهام سیاسی در جمهوری اسلامی اعدام نمی شود، به قدر لازم برای ناظران سیاسی و آگاهان، مصادیق خلف دارد. از فرزاد کمانگر تا علی صارمی، شهروندانی که با اتهامات سیاسی (و به تعبیر دادگاه های انقلاب اسلامی: اتهامات امنیتی) بازداشت شدند و بعد بدون حضور هیات منصفه، و در دادگاهی غیرصالح به شکل غیرعلنی محاکمه و محکوم به اعدام شدند، کم نیستند. احکامی که متاسفانه بدون مستندات لازم صادر شد و در برخی موارد، بازداشت شدگان زیر فشار شکنجه های غیرانسانی، مجبور به اعتراف های دروغ علیه خود و دیگر متهمان شدند.
ادعای صادق لاریجانی، به ویژه با توجه به شرایط پس از کودتای انتخاباتی، معنای دیگری می یابد. برخی اعدام ها در فضای سیاسی اعتراض شهروندان، به شکلی مشخص تنها با انگیزه ی بسط ارعاب و تشدید وحشت در جامعه صورت گرفت. اعدام هایی که نه فقط در کارنامه ی رییس کنونی دستگاه قضایی، بلکه در کارنامه جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد. اعدام هایی که در کنار کشتار مخالفان سیاسی در دهه 60 یا دیگر موارد اعدام مخالفان سیاسی در دهه های قبل، ضبط خواهد شد.
یکی از موارد اعدامی، آرش رحمانی پور است؛ جوانی که هنگام اعدام 20 سال بیشتر نداشت. وی متهم به عضویت در انجمن پادشاهی ایران بود و بنا بر تاکید وکیلش، هنگام ارتکاب جرم منسوب زیر سن قانونی بوده و کمتر از 18 سال داشته ‌است.

روایت دکتر زاهد از یک محکوم به اعدام
دکتر فیاض زاهد، پژوهشگر و مدرس تاریخ سیاسی معاصر، در روایتی از دوران هم‌بندی با این زندانی، شرح تلخ و گزارش دردآوری می دهد از چگونگی اعدام متهمی که قربانی تمامیت خواهی حاکمان و پروژه های امنیتی آنان شد. این استاد دانشگاه و روزنامه نگار که مدتی با رحمانی پور در یک بند زندانی بوده، در صفحه فیس بوک خود، این چنین روایت کرده است:
«من پس از دوره طولاني انفرادي در سلولي در 209 مابقي دوران بازداشتم را سپري كردم كه آرش وكيل بند بود. او قديمي ترين زنداني در اين سلول بود. ما 17 شب با هم بوديم. به همت آرش قرار شد هر شب يك نفر كنفرانس بدهد. شب تولدش برايش جشن گرفتيم. آن شب موز و خرما داشتيم و شير هموژنيزه.ي ه ليوان فلزي هم داشتيم كه قايم كرده بوديم و به نوبت با ته ليوان موزها و خرماها رو له كرديم و مقيسه و شهاب و مهدي برايمان شيرموز درست كردند. بيسكويت ساقه طلايي هم داشتيم. همه به آرش كادو داديم. آرش بسيار با استعداد بود. من به عمر خود كمتر دانشجويي مثل او داشتم. پيش از ما هم در سلول، آقايان ابراهيم اميني نماينده سابق مجلس و مرتضي الويري شهردار سابق تهران هم روي او تاثيرات جالبي داشتند. يعني خودش اينطور مي گفت. مرتضي الويري به او سرودهاي اول انقلاب ياد داده بود و اميني هم كه خداي لطيفه و بزرگواري در آن شرايط سخت. آرش تشنه يادگيري بود. فاصله اش با اسلام از ميان رفته بود. به ميل خود نماز مي خواند و گاهي روزه مي گرفت. به او اتهاماتي بسته بودند كه فرصت دفاع نداشت. بارها نيمه هاي شب موقع خواب از من پرسيده بود كه آيا مرا اعدام مي كنند، در حالي كه مي دانند من كار خاصي نكرده ام؟ من هنوز ابله بودم و به او دلداري مي دادم. مي گفتم: نظام مراعات سن و سال شما را مي كند...
هنگام آزادی، وقتي از سلول مي آمدم آرش را به عنوان آخرين نفر بغل كردم و برايش آرزوي سلامت كردم. تو جشن تولدش وعده گذاشته بوديم كه سال بعد بريم دربند براي آرش جشن بگيريم. همه كتابامو دادم بهش. يه پتو هم داشتم دادم بهش. بغلش كردم...
داشتم ناهار مي خوردم. تلويزيون داشت اخبار مي گفت. چيزي در باره قاطعيت انقلابي و ... بعد هم اسم آرش اعلام شد. بغضم تركيد... بعدها از بچه ها آخرين ساعات زندگيشو پرسيدم. او همچنان اميدوار بود. پاك بود... جوان بود... كاش همه بچه هاي ايران مثل او بودند...»

اعدام یک جوان سیاسی
آرش رحمانی پور، در بهمن 88 با حکم دادگاه انقلاب اعدام شد. در روزهای پس از عاشورای خونین 88... کودتاچیان حاکم گویی می خواستند کسانی را قربانی کنند؛ و آرش و محمدرضا علی زمانی، متهمانی در دسترس. قربانیانی برای گسترش ارعاب و تهدید مخالفان و شهروندان معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم.
دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد برای یازده تن از متهمان حوادث پس از انتخابات ۲۳ خرداد ۱۳۸۸، از جمله معترضان روز عاشورای ۱۳۸۸، حکم اعدام صادر شده و دو تن از آنان به اسامی آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی اعدام شده‌اند. سخنگوی انجمن پادشاهی ایران ادعای ارتباط آنان با این جمعیت را رد کرد.
پس از اعدام رحمانی پور و علی زمانی، احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان در خطبه های نماز جمعه پایتخت از رییس دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای اعدام دو تن از زندانیان سیاسی محاکمه شده پس از انتخابات ریاست جمهوری تشکر کرد و خواستار قاطعیت بیشتر در برخورد با فتنه گران شد.
دقایقی قبل از اعدام، رحمانی پور در وصیت نامه اش چنین نوشت:
«به نام دوست؛ پدر و مادر واژه های بود که زیباییش آرامم می کرد اما من ارزش این زیبایی را نتوانستم به خوبی درک کنم ولی افتخارم وجود آنها بود. چیزی به پایان نمانده است. نماز، روزه  و دیگر حقوق دینی که به گردن داشتم و تازه با آن اخت شده بودم را به خدا می سپارم. و اما ایران؛ من افتخارم این است که ایرانی بودم و برای ایران گردنم زبری طناب دار را حس کرد.
در مورد نظام اسلامی حاکم چیزی نمی گویم چون حکایت عجیبی خواهد بود اگر زمانی کسی این نوشته را خواند: تن کشته و گریه ی دوستان/ به از زنده و خنده ی دشمنان؛ مرا عار آید از آن زندگی/ که سالار باشم کنم بندگی»

گزارش یک وکیل: نسرین ستوده
نسرین ستوده، وکیل رحمانی پور که اینک در زندان اوین محبوس است و خود، ازجمله قربانیان دستگاه قضایی ناعادلانه محسوب می شود، اتهام آرش مبنی بر شرکت در تظاهرات پس از انتخابات را تکذیب کرد. ستوده تصریح کرده بود که رحمانی پور در فروردین 88 و قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم، به اتهام همکاری با انجمن پادشاهی ایران دستگیر شده بود.
وی در مصاحبه ای تصریح کرد: «برخلاف مطالبی که در سایت اطلاع‌رسانی دادسرای عمومی انقلاب اعلام شده، هم موکل من و هم آقای علی‌زمانی در فروردین ماه امسال، یعنی دو ماه پیش از انتخابات، در منزلشان بازداشت می شوند.»
ستوده همچنین خبر داد  که به وی اجازه دفاع در دادگاه نمایشی و فرمایشی داده نشده و اتهاماتی که به رحمانی پور نسبت داده شده مربوط به دوران نوجوانی او و پیش از سن قانونی بوده‌ است.
ستوده همچنین گفته: «آرش از قربانیان اعدامهای زیر 18 سال بود. بسیاری از اتهاماتی که علیه آرش در پرونده مطرح شده بود، به زمانی برمی‌گشت که او 17 سال بیشتر نداشت. بنابراین متاسفم بگویم که این بار اعدام زیر 18 سال از میان متهمان سیاسی قربانی گرفت».
وی همچنین توضیح داد که  اعترافات رحمانی پور به علت تهدید علیه خانواده‌اش انجام شده ‌است.
ستوده گفته بود که در تنها ملاقاتش با وی، آرش گفته که خواهر باردارش را همراه او دستگیر کرده بودند و گفته بودند تنها در صورتی خواهرش را آزاد خواهند کرد که به آنچه می گویند، اعتراف کند.
خواهر آرش، بچه‌اش را بر اثر فشار روانی و استرس وارده از دست داد و چهار روز در آی سی یو بستری شد.
تاسف بار آن که حتی به خانواده رحمانی پور گفته بودند که وی قرار است به قید وثیقه ازاد شود؛ اما نتاخانم ستوده همچنین شرح داده بود که در جلسه دادگاه آرش رحمانی‌پور، ماموران اطلاعاتی پدر او را تحت فشار گذاشتند تا گهان خبر اعدام وی را از تلویزیون شنیده اند.
ستوده، وکیل رحمانی پور از تهدید خود نیز خبر داد: «در تمام طول بازجویی و محاکمه، از حضور من در دادگاه جلوگیری به عمل آمد. در یکی از جلساتی که به حضور در داگاه برای دفاع از موکلم اصرار کردم، تهدید به بازداشت شدم و دست آخر مامور مربوطه با اخذ پروانه وکالت من، موضوع را صورتجلسه کرد».
پرونده آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی در دیوان عالی کشور در حال بررسی مجدد بود و به گزارش ستوده به وکلا اعلام شده بود که این پروند‌ه‌ها قرار است برای رفع نقص به دادگاه انقلاب بازگردانده شود. اما روز 8 بهمن 1388، خانواده و وکلای این دو متهم سیاسی از طریق رسانه‌ها از خبر اعدام آنها مطلع می‌شوند.
ستوده تاکید کرده که هیچ مدرکی دال بر گناهکاری رحمانی‌پور وجود نداشته و فقط قوه قضائیه اراده کرده بود تا او را قربانی کند.
نسرین ستوده خود در نیمه شهریور 1389 به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.
وی به 6 سال حبس تعزیری و 10 سال محرومیت از وکالت و ممنوع‌الخروجی از کشور محکوم شد.
این وکیل دادگستری، اینک در اعتراض به تضییقات گوناگون اعمال شده علیه وی، ازجمله محدودیت در دیدار دو فرزند خردسال و نوجوانش، عدم امکان ملاقات حضوری با مادر و برادرش، تهدید همسرش رضا خندان، و عدم امکان تماس تلفنی از زندان، و دیگر محدودیت های غیرقانونی، دست به اعتصاب غذا زده است.

هیچ نظری موجود نیست: