۱۹ دی ۱۳۹۰ |
چاپ
چاپ
میهن – محمد صادقی: از زمان اعلام “فراخوان نامه نگاری به رهبر جمهوری اسلامی ایران” از سوی محمد نوری زاد مستند ساز و زندانی سیاسی پس از انتخابات جنجالی خرداد ۸۸ که با استقبال بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی داخل و خارج از کشور مواجه شد، روزانه نامه های انتقادی فراوانی از سوی چهره های سرشناس و گمنام سیاسی و اجتماعی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی در رسانه های مجازی منتشر می شود.
علاوه بر بسیاری از فعالان سیاسی و روزنامه نگار مقیم خارج از کشور که به فراخوان محمد نوری زاد پاسخ مثبت داده و برای آیت الله خامنه ای نامه ای نوشته اند، نامه نگاری از سوی فرزندان برخی از مسئولان سابق نظام جمهوری اسلامی در نوع خود جالب توجه بود.
پس از نامه های احمد منتظری فرزند آیت الله منتظری، مصطفی موسوی لاری فرزند عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور دولت های هفتم و هشتم، عبدالعلی بازرگان فرزند مهندس مهدی بازرگان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی در آخرین نمونه از این دست نامه نگاری ها، نامه روح الله زم، فرزند محمد علی زم رییس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، رئیس دانشگاه سوره و از مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی که از جمله نزدیکان آیت الله خامنه ای در دهه هفتاد به شمار می رود نیز خواندنی است.
نامه هایی که تند و تندتر می شود
احمد منتظری در نامه خود به آیت الله خامنه ای با اشاره به نامههای سرگشاده ای که در چند ماه اخیر خطاب به رهبر جمهوری اسلامی منتشر شده اند، یادآور شد که “لحن این نامه ها تند و تندتر شدهاست” و به رهبر جمهوری اسلامی هشدار داد که «راهی که آغاز شده ممکن است به شکسته شدن هنجارهای سیاسی و حتی هنجارهای اجتماعی و اخلاقی بینجامد که خسارتی جبرانناپذیر است و برای پیش گیری از آن باید بی درنگ اقدام نمود».
مصطفی موسوی لاری فرزند وزیر کشور دولت اصلاحات نیز در بخشی از نامه خویش خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته است که «عمال حکومت یعنی کسانی که مشروعیت خود را از شما می گیرند و البته مسئولیت اعمالشان نیز بر گردن شماست چنان وحشیانه به خانه ارامنه که هیچ، مسلمانان، آن هم شیعیان انقلابی یورش می برند که گویی گله ای گراز به مزرعه ای یورش برده باشند».
عبدالعلی بازرگان فرزند مهدی بازرگان اولین نخست وزیر پس از انقلاب ایران در سال ۵۷ در نامه خود خطاب به آیت الله خامنه ای که آن را «نامتعارف و غیر رسمی» نامیده، نوشته است که «جناب آقای خامنه ای! شما امروز همه امور ملک و ملت را در ید قدرت خود گرفته و تسلط مطلقه بر همه شئون کشوری و لشکری پیدا کرده اید، می دانید که اتحاد جماهیر شوروی هم با همه قدرت و شوکتش نتوانست به شیوه استبدادی ادامه حیات دهد و بدون حمله خارجی درهم پاشیده شد و امروز درست ۲۰ سال از آن عبرت تاریخی می گذرد، موجبات چنین سرانجامی، به اضافه خطر تهاجم خارجی، درانتظار ایران است که ممکن است مملکت ما را هم به سرنوشت عراق و افغانستان تبدیل کند و صدها هزار قربانی بجای گذارد. دراین صورت آیندگان خون آنان را به پای شماخواهند نوشت. آیا به چنین عاقبتی اندیشیده و پاسخ خود را در برابر خدا و خلق او آماده کرده اید؟».
سرانجام روح الله زم، فرزند محمد علی زم از مدیران فرهنگی سابق نظام جمهوری اسلامی و نزدیکان آیت الله خامنه ای در دومین نامه خود خطاب به رهبر جمهوری اسلامی با شرح وقایع برخورد های صورت گرفته با متولیان فرهنگی در دهه هفتاد و هشتاد در ادامه پرسش هایی را از آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران مطرح گرده و آورده است:
«چرا در پس هر انتخابات، از شما و حامیانتان رفتاری “دموکراتیک” بروز می کند و “مردم”چند ماه مانده به انتخابات برای شما و آن دوستان “میوه صفت” عزیز میشوند؟؟؟ مگر مردم در حکومت شما موثرند؟
مگر این مردم همان فتنه گران حوادث دوسال گذشته لقب نگرفتند؟مگر در فردای «حماسه ۸۸» همین مردم را با تبر و زنجیر و کتک و فشنگ، “بی بصیرت و فتنه گر” نخواندید؟چه می شود که جناب مصباح یزدی (مطهری زمان!) می گوید امام علی(ع) را مردم بر تخت نشاندند؟
می گوید مردم در “انتخاباتی آزاد” امام علی(ع) را بر تخت نشاندند. او گفته که افشاگری درباره فعالین سیاسی در اسلام جایز نیست!! البته او نگفته که افشاگری درباره زندانیان سیاسی از چه زمانی جایز نبوده است؟ و نگفته چرا قبلا جایز بوده است؟ و نگفته دلیل این چرخش محیر العقول و مدور الدوار چه بوده است؟ و نگفته چرا نام بزرگان محبوب مردم چون خاتمی، کروبی، هاشمی، موسوی و منتسبان آنها بارها در آن دادگاه های فرمایشی برده شد و آبروی آنان را به ملعبه گرفتند و حتی یک فرصت یا یک تریبون به آنها برای دفاع از خود ندادند؟ البته که ما می دانیم ایشان و همفکران شما در دو ماه مانده به انتخابات “یاد مردم” افتاده اند. چنانکه قبل از انتخابات و پس از آن، مردم برای شما به مثابه “گوسفندی” بیش نیستند.
زندان و مرگ، فرجام نامه نگاری به رهبری
در طول بیست سال زمامداری آیت الله خامنه ای بر ایران نامه های محرمانه و سرگشاده زیادی از سوی منتقدان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران خطاب به وی نگاشته شده است.
نامه هایی که گرچه بیشتر آن ها پاسخی برای فرستنده به همراه نداشت اما بازخوانی هر کدام از آن ها و سرنوشتی نگارنده های آن نامه ها بدان دچار شدند، خود روایتگر بخشی از تاریخ جمهوری اسلامی ایران است.
نامه های محرمانه آیت الله منتظری که در نطق جنجالی خود در سیزدهم رجب سال ۱۳۷۶ از آن پرده برداشت که در آن ها از دخالت های رهبر جمهوری اسلامی ایران در حوزه علمیه قم انتقاد کرده و خطاب به شاگرد سابق خویش که اینک در جایگاه رهبری جمهوری اسلامی قرار داشت، گفته بود «نگذارید استقلال حوزه ها به دست جنابعالی از بین برود».
افشای این نامه ها و نطق تاریخی آیت الله منتظری در نهایت با واکنش شدید حامیان رهبری و حمله به منزل و حسینیه وی و حصر خانگی این مرجع تقلید از سوی نهادهای امنیتی و نظامی تحت امر آیت الله خامنه ای به مدت شش سال و بازداشت گسترده نزدیکان و شاگردان آیت الله منتظری منجر شد.
نامه های معروف علی اکبر سعیدی سیرجانی ادیب و پژوهشگر و نویسنده برجسته کشور نیز پاسخی نیافت جز آن که وی را به کام مرگ کشاند،
سعیدی سیرجانی نامه معروف خود به آیت الله خامنه ای را پس از دریافت پاسخ توهین آمیز رهبری به وی که از سوی کیومرث صابری فومنی (گل آقا) به دستش رسیده بود نگاشت.
رهبر جمهوری اسلامی در پیام عتاب آمیز خود که به تعبیر سعیدی سیرجانی «قاصد را نیز شرمنده کرده بود»، این نویسنده و پژوهشگر برجسته ایرانی را «مرتد و نامعتقد به اسلام» دانسته و گفته بود که «چرا به جای انتقاد و گلایه این همه مزایای حکومت اسلامی را ندیده است؟».
سعیدی سیرجانی اما در نامه تاریخی خود خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته بود که «متاسف شدم، نه به علت این که مورد قهر آن مقام معظم قرار گرفته ام و به زودی امت همیشه در صحنه حزب الله حسابم را خواهند رسید، که مرگ در راه دفاع از حق، شهادت است و ما مرگ شهادت از خدا خواسته ایم. تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خویش بود و امیدهای برباد رفته ام درباره سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ایران در دوران رهبری شما خواهند داشت».
مرتد دانستن سعیدی سیرجانی توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران می توانست در حکم صدور مجوز برای قتل وی باشد.
سعیدی سیرجانی اما هشدار رهبر جمهوری اسلامی را نادیده گرفت و چندی بعد در بیست و سوم اسفندماه ۱۳۷۲ هنگامی که از منزلش خارج شده بود توسط مامورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شد و نه ماه پس از آن یعنی در ششم آذرماه ۱۳۷۳و در زندان به قتل رسید.
وزارت اطلاعات پیش از قتل وی در اطلاعیه ای که به عنوان اعلام خبر دستگیری سعیدی سیرجانی منتشر کرده بود ادعا نمود سعید سیرجانی در پوشش جلسات ادبی و فرهنگی در منزلش در واقع محافل تریاک کشی و آمیزش جنسی با مردان جوان به راه میانداخت و به علاوه به سایر دوستانش نیز تلفن میکرد و آنها را برای شرکت در این محافل دعوت می نمود.
این نویسنده و پژوهشگر برجسته ایرانی اما پیش از بازداشت و مرگ خود در انتهای نامه سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی چنین نوشته بود:
«آدمیزاده ام
آزاده ام
و دلیلش همین نامه
که در حکم فرمان آتش است
و نوشیدن جام شوکران
بگذارید آیندگان بدانند که در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند».
اعتراض به غیرقانونی بودن انتخاب رهبری
قاسم شعله سعدی وکیل پایه یک دادگستری و نماینده مردم شیراز در مجالس سوم و چهارم نیز در سال ۱۳۸۱ نامه تاریخی به آیت الله خامنه ای نوشت و برای اولین بار از زبان یک نماینده سابق مجلس شورای اسلامی به غیر قانونی بودن انتخاب آیت الله سیدعلی خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و انتقادات تند دیگری نیز علیه وی مطرح ساخت.
شعلهسعدی پس از انتشار این نامه بازداشت و با حکم دو سال حبس تعزیری پس از ۳۶ روز آزاد شد.
وی در این نامه خطاب به آیت الله خامنهای نوشته بود: «لااقل از دوم خرداد ۷۶ حضرتعالی رأی اعتماد ملت ایران را از دست داده اید».
شعله سعدی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران افزوده بود: «جنابعالی از بدو جنبش اصلاح طلب ایران (سال ۱۳۷۶) با آن سرسختانه مخالفت کردید. مطبوعات مستقل را پایگاه دشمن خواندید و دادگستری، گوش به فرمان به صرف موضع گیری شما، حجت را بر خود تمام دید و مبادرت به بستن فلهای آن ها نمود».
وی در پایان این نامه از آیت الله خامنه ای خواسته بود تا به جای «واکنش ناشی از توهم توطئه»، کلامش را «منصفانه» بررسی کند و نسبت به هر مقدارش که «حق» است، «تسلیم» شود.
نگارنده آن نامه تاریخی در سال ۸۱ اما یکشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۰ در راه بازگشت از شیراز، در فرودگاه مهرآباد تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شده و هم اکنون ۱۰ ماه است که قاسم شعله سعدی در زندان روزگار می گذراند.
شعله سعدی پس از انتقال به بند ۳۵۰ زندان اوین دچار مشکلات جدی در مورد وضعیت نخاعی و اعصاب شده است و هم اکنون دست چپ وی با توجه به بی حس بودن کامل در معرض فلجی قرار گرفته است.
تاوان عدم درج کلمه «معظم»
احمد زید آبادی روزنامه نگار و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) در سال ۸۶ نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی نوشته بود درحالی که متن نامه او سرشار از ادب و احترام بود و کلمه ای فراتر از قانون ننوشته بود اما پس از دستگیری وی در ساعاتی پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در خرداد ۸۸ ماه ها تحت شکنجه قرار گرفته بود که چرا در نامه سرگشاده اش به رهبر جمهوری اسلامی در سال ۸۶ کلمه «معظم» را در کنار نام رهبری به کار نبرده است.
زیدآبادی در نامه خود خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشته بود:
«من از حساسیتهای نظام سیاسی ایران در باره هرگونه انتقاد و یا پرسش از رهبری نظام جمهوری اسلامی به خوبی آگاهم و میدانم که ورود به این حیطه، عبور از خط قرمزی است که عملا در کشور ما اعمال می شود. به همین علت، با آنکه از سالها پیش قصد نوشتن نامه ای به ایشان داشتم و به ویژه میخواستم از قانون شکنیها و اجحاف هایی که در طول دوره بازداشتم در سال ۱۳۷۹ بر من و دوستانم روا شد، نزد وی شکایت ببرم، اما هر بار از تصمیم خود منصرف شدم، زیرا حساسیت موضوع میتوانست حمل بر خودنمایی و یا ابراز بی باکی و تهور شود. در سرتاسر این نوشته، تلاش میکنم تا در کاربرد واژهها و عبارات، موقعیت خاص ایشان را در نظر داشته باشم و قلم را به ورطه بی احترامی و جسارت نکشانم».
زید آبادی پرسیده بود: «به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و یا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و یا نقد گفتهها و عملکرد وی، عملا در جامعه ایران ممنوع است؟».
پرسشی که پاسخ آن شش سال زندان، پنج سال تبعید در گناباد و محرومیت مادام العمر از فعالیت های سیاسی و اجتماعی از سوی دستگاه قضایی منصوب رهبر جمهوری اسلامی برای احمد زیدآبادی در نظر گرفته شد و وی هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج ایام حبس خود را سپری می نماید.
نگارش نامه و افول قدرت
علی اکبر هاشمی رفسنجانی که سالها به مرد دوم نظام شهره بود و در زمان حیات آیت الله خمینی و پس از مرگ وی و رهبری آیت الله خامنه ای، یکی از ستون های قدرت در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بود نیز از جمله کسانی است که به سبب نگارش نامه انتقادآمیز به رهبر جمهوری اسلامی از قدرت کنار گذاشته شد و اکنون از سوی حامیان رهبر جمهوری اسلامی، «ستون خیمه فتنه گری علیه نظام جمهوری اسلامی» خوانده می شود.
بیستم خرداد ۱۳۸۸ تنها دو روز مانده به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی بود که اکبر هاشمی رفسنجانی، با اشاره به اتهاماتی که محمود احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی اش با میر حسین موسوی به وی و دیگر سران نظام وارد کرده بود با انتشار نامهای جنجالی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی از آن چه که «اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه» و سکوت آیت الله خامنه ای در این ماجرا گلایه کرد.
هاشمی در آن نامه نوشت:
«از جناب عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیتتان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنههای خطرناک و خاموش کردن آتشی که هماکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح میدانید اقدام موثری بنمایید و مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید».
نامه هاشمی رفسنجانی به رهبری جمهوری اسلامی هرگز پاسخی نیافت و اعلام نتایج انتخابات و حمایت صریح آیت الله خامنه ای از محمود احمدی نژاد سبب شد تا پیش بینی هاشمی رفسنجانی در خصوص شعله ورتر شدن آتش در فردای انتخابات رنگ حقیقت به خود بگیرد اما این نقطه آغازی برای به حاشیه راندن مرد دوم نظام از سوی حامیان رهبر جمهوری اسلامی شد.
نامه ای در پایان عروسی خونین
چندی پس از آغاز اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات که منجر به کشته شدن ده ها شهروند ایرانی و بازداشت صدها فعال سیاسی، مطبوعاتی، حقوق بشری و شماری از دانشجویان شد، در شهریور سال ۱۳۸۸ دکتر عبدالکریم سروش از تئوریسین های بزرگ انقلاب در دهه ۶۰ و استاد برجسته علوم انسانی در دانشگاه های غربی در نامه ای تاریخی خطاب به آیت الله خامنه ای نوشت: « عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.
صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.
قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند
و جهانیان یک چشم خشم و یک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.
چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.
شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت».
سروش در ادامه نامه خود به خطاب به آیت الله خامنه ای نوشت: «آقای خامنه ای!
شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دل های سوخته و لب های دوخته و خون های ریخته و دست های بریده و دامان های دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند».
این استاد برجسته علوم انسانی نامه خود را این گونه به پایان برد که «با خود می گویم برای که اینها را می نویسم؟ برای نظامی که بخت از او برگشته و آب از سرش گذشته و تشنه در سراب مانده و خیمه بر خراب زده و چشم نجابتش بسته و ستون صلابتش شکسته و از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوائیش از بام افتاده است؟».
نامه تکان دهنده مومنی و تاوان سنگین آن
عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران است که به عنوان منتقد رهبری متهم شده است. او حتی در تابستان ۸۹ از داخل زندان اوین نامه ای به آیت الله خامنه ای نوشت که در آن به صراحت از شکنجه های روحی و روانی، جسمی و جنسی پرده برداشت و رهبری را مورد سوال قرار داد. این انتقاد صریح منجر به این شد که عبدالله مومنی دوباره دادگاهی شود و تاوان سنگین تری را پس بدهد.
فاطمه آدینه وند، همسر مومنی، گفته بود: «اتهامات جدیدی که برای عبدالله مومنی مطرح کرده بودند مربوط به نامه ای است که خطاب به رهبری نوشته بود و قبل از این هم چندین بار گفته بودند به دلیل انتشار آن نامه به عبدالله مرخصی نمی دهند. این بار هم که او را به دادگاه برده اند».
عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت که در ۳۱ خرداد ماه در تهران بازداشت شد به تحمل ۴ سال و ۱۱ ماه حبس تعزیری محکوم شد در یک نامه سرگشاده از داخل زندان خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران از شرح شکنجه هایی در دوران بازجویی خود سخن گفت که بسیاری از صاحب نظران آن را «تکان دهنده» توصیف می کنند.
مومنی در مرداد ۱۳۸۹ طی نامه ای از زندان اوین خطاب به آیت الله خامنه ای نوشته است: «
حضرتعالی در خطبه های نماز عید سعید فطر، اظهار داشته اید که “متهم هر چه درباره خود بگوید در دادگاه، این حجت است” قصد کردم طی این نامه شکنجه ها و رفتارهای غیرقانونی، غیرشرعی رفته بر خودم را شرح دهم تا به این پرسش پاسخ جدی داده شود که آیا اعترافاتی که از طریق چنین شیوه های غیرانسانی و غیراخلاقی اخذ می شود نیز از نظر شما معتبر است یا خیر؟ بدین ترتیب و به امید تشکیل کمیته ای حقیقت یاب جهت بررسی آنچه در طول دوران بازداشت، بازجویی و دادگاه بر من به عنوان یک زندانی جمهوری اسلامی در دوران حکومت شما گذشته است را بازگو می کنم. گرچه امیدوارم بازگویی آنچه بر من رفته است، به جای تحقیق در خصوص واقعیت ماجرا و اجرای عدالت، به افزون شدن فشارها و تلخ تر شدن ایام زندان نینجامد».
آرزویی که هرگز تحقق نیافت و مقام های ارشد قوه قضائیه جمهوری اسلامی با رد هر گونه شکنجه و آزار متهمان از سوی بازجویان وزارت اطلاعات ایران، فشارها و محدودیت ها را بر این زندانی و خانواده وی افزون تر نمودند.
شکایت از رهبری از داخل زندان
عیسی سحرخیز فعال سیاسی و مطبوعاتی که نامه های سرگشاده ی او به آیت الله خامنه ای و انتقادهایش از رهبری نظام جمهوری اسلامی بارها او را در معرض خطر قرار داد نیز از همان ابتدای بازداشتش در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۸۸ هم بارها از طریق خانواده اش اعلام کرد که مسولیت تمامی بحران هایی که در کشور رخ داده، بر عهده شخص آیت الله خامنه ای است و یک بار نیز از آیت الله خامنه ای به مراجع بین المللی شکایت کرد.
مهدی محمودیان یکی از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی که از او به عنوان افشاگر شکنجه های اعمال شده در کهریزک یاد می شود نیز از جمله متهمان به اهانت به آیت الله خامنه ای است.
این روزنامه نگار در جریان حوادث پس از انتخابات در تاریخ ۲۵ شهریور ۸۸ بازداشت و به جرم تبانی علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده استو تا کنون نزدیک بیش از دو سال است که بدون مرخصی در زندان به سر می برد.
محمودیان در سال ۱۳۸۸ در نامه ای خطاب به آیت الله خامنهای، نسبت به نقض حقوق زندانیان در بازداشتگاه کهریزک هشدارهایی داده بود که هرگز مورد توجه رهبری جمهوری اسلامی قرار نگرفت اما گفته می شود همان نامه او را هم در معرض تهدید و فشار حاکمیت قرار داد.
مهدی محمودیان نیز مانند سایر روزنامه نگاران منتقد خامنه ای به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد تا در کنار زندانیان جرایم سنگین از او نگهداری شود اما از داخل زندان دوباره یک نامه انتقادی شدید اللحن به آیت الله خامنه ای نوشت که پس از این نامه با او برخورد دوباره ای در همان زندان صورت گرفت.
این روزنامه نگار منتقد از داخل زندان در نامه ای خظاب به آیت الله خامنه ای از وضعیت بد زندان های ایران چنین نوشته بود: «ولی امر مسلمین جهان! در حکومت شما زندانیان به بیگاری های بدون حقوق و یا حقوق اندک، کارگری در سالنهای سرویس بهداشتی و محوطه زندان گمارده می شوند و زندانها به شهر مردگان می ماند که باید به هر طریقی فقط از آن خارج شد. البته کسانی که در زندان درآمدهای میلیونی دارند، هیچ نیازی به بیرون رفتن ندارند و هر زمان که بخواهند با هماهنگی مسئولین زندان و به راحتی چند روزی از مرخصی استفاده می کنند.»
محمودیان در بخشی از نامه تکان دهنده خود می نویسد: «جناب آیت الله، بازجویان وقاحت را به جایی رسانده اند که حتی به خود اجازه می دهند به همسران جوان زندانیان به دفعات تماس بگیرند تا جایی که آنها مجبور شده اند گوشیهای موبایل خود را خاموش یا تعویض کنند تا از شر این بیحرمتیها نجات یابند».
نامه تاریخی ابوالفضل قدیانی
ابوالفضل قدیانی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نیز در نامه ای از درون زندان اوین خطاب به آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، نوشت: «علاج کار نظام این است که از قدرت دست بکشید».
عضو دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که به اتهام “توهین به رهبری” به سه سال زندان محکوم شده در نامه خود نوشته است که رهبر جمهوری اسلامی ایران با استفاده از قدرت مطلق ولی فقیه «بانگ مخالف» را خفه کرده است.
این زندانی ۶۶ ساله در نامه خود که بازتاب فراوانی در محافل خبری داخل و خارج از کشور داشت در بخشی از نامه خود نوشت: «من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای این گونه بر کشور سلطنت کند. ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد».
همچنین حشمتالله طبرزدی دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران که پس از حوادث انتخابات در روز ۷ دیماه ۱۳۸۸، پس از تظاهرات معترضان در عاشورا توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و در نهایت از طرف شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ۹ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد در شکایت نامه ای که از زندان علیه رهبری جمهوری اسلامی که دارای قدرت مطلقه، فرا قانون، غیر پاسخگو و مادام العمر است، اعلام جرم کرده است.
فراتر از مجازات
در ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی آمده است که «هرکس به امام خمینی و یا علیه مقام معظم رهبری به نحوی از انحاء اهانت نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد و هر کس به جان رهبر و هر یک از روسای قوای سه گانه و مراجع بزرگ تقلید، سوءقصد نماید چنانچه محارب شناخته نشود به حبس از سه تا ده سال محکوم خواهد شد».
هر چند نوع برخورد و احکام صادره از سوی نهاد های امنیتی و قضایی برای نگارنده های نامه های انتقادی به آیت الله خامنه ای نشان می دهد که حتی این ماده از قانون مجازات اسلامی نیز از سوی مقام های ارشد قضایی و امنیتی نادیده گرفته شده و نتیجه نگارش نامه های انتقادی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی فرجامی به مراتب تلخ تر از آن چه در قانون گنجانده شده است در انتظار نگارنده خواهد بود.
*طرح از کامبیز درمبخش
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر